حجم ویدیو: 12.52M | مدت زمان ویدیو: 00:03:49

به گزارش اختصاصی گروه جنایی رکنا سرهنگ محمد جلینی با اعلام خبر فوت مشکوک پیرمرد مغازه‌دار در محله بیسیم درباره جزئیات این خبر اظهار داشت: عصر روز سه شنبه ۱۴ خرداد زنی ۳۲ ساله به همراه دختر ۳ ساله‌اش برای خرید نوشابه وارد مغازه‌ای در محله بیسیم شدند.

سرکلانتر ششم پلیس پیشگیری تهران ادامه داد: این زن جوان پس از خرید نوشابه و پرداخت پول به مغازه‌دار، نوشابه را به دخترش داد اما شیشه از دست دختربچه به زمین افتاد و شکست که مادر از مغازه‌دار خواست به آنها یک شیشه نوشابه دیگر دهد.
وی تصریح کرد: مغازه‌دار که پیرمردی ۸۴ ساله بود، از این کار امتناع کرده و با زن جوان درگیری لفظی پیدا کرد تا اینکه درگیری به خارج از مغازه کشیده و تبدیل به درگیری فیزیکی شد.
جلینی افزود: درگیری ادامه داشت تا اینکه یک راکب موتورسیکلت (مردی ۲۷ ساله) با دیدن این صحنه، از زن جوان خواست به درگیری خاتمه دهد و زن جوان همراه با دخترش سوار بر موتورسیکلت این فرد شده و از محل دور شدند.
سرکلانتر ششم پلیس پیشگیری تهران بزرگ خاطرنشان کرد: پیرمرد پس از این ماجرا، در صدد تماس با پلیس بود که ناگهان حالش بد شد و به روی زمین افتاد، لحظاتی بعد با تماسهای مردمی، اورژانس در محل حاضر و پس از معاینات اولیه مشخص شد این پیرمرد فوت کرده است.
وی متذکر شد: عوامل گشتی کلانتری ۱۵۹ بیسیم پس از این حادثه موتورسیکلت مذکور به همراه مادر و دختر را در چند خیابان جلوتر از محل حادثه مشاهده و زن جوان همراه راکب موتورسیکلت را بازداشت کردند. 
سرهنگ جلینی تصریح کرد: بنابر اظهارات پسر مغازه‌دار، متوفی حدوداً ۲۰ سال در مغازه مذکور فعالیت داشته است.سرکلانتر ششم پلیس پیشگیری تهران بزرگ با اشاره به ادامه تحقیقات پلیسی در این پرونده، گفت: زن جوان به همراه موتورسیکلت تا انجام تحقیقات تکمیلی و بررسی نقش آنها در فوت پیرمرد با دستور مقام قضایی در کلانتری ۱۵۹ بیسیم بازداشت هستند.
قتل+بخاطر+نوشابه (1)
حوالی عصر چهارشنبه پانزدهم خردادماه ضمن حضور در محل وقوع ماجرا با شاهدان عینی نیز به گفت‌وگو پرداختیم. همسایه دیواربه‌دیوار سوپرمارکت محل وقوع حادثه که شاهد اصلی ماجرا نیز قلمداد می‌شود در گفتگو با خبرنگار رکنا، ماجرا را اینگونه شرح داد: 
«حوالی عصر روز سه شنبه مقابل مغازه‌ام ایستاده بودم که ناگهان صدای مشاجره بین پیرمرد صاحب سوپرمارکت و خانم جوانی که حدود ده دقیقه پیش از آن به همراه کودک خود وارد مغازه شده بودند، بلند شد.»
ظاهر خانم جوان مشکوک به نظر نمی‌رسید؟
«نه ظاهر او کاملا معمولی بود و البته باید اشاره کنم که یک دختر خردسال هم در آغوش خود داشت.»
در ادامه چه اتفاقاتی افتاد؟
«دقایقی بعد، مشاجره به بیرون از مغازه کشیده شده و خانم جوان ضمن اینکه به سمت من حرکت میکرد، فریاد می‌زد: این آقا به خاطر یک شیشه نوشابه می‌خواهد پنج هزار تومان پول من را نگه دارد. من هم گفتم که این ماجرا ارتباطی به من نداشته و اصلا قصد دخالت در این بحث را ندارم. در همان زمان ناگهان دو طرف شروع به فحاشی کرده و در ادامه کارشان به درگیری فیزیکی کشید؛ زن جوان با دست خالی و پیرمرد صاحب مغازه با ضربات تی به جان هم افتادند و من هم سعی می‌کردم که پیرمرد را از زیر ضربات دست و پای زن جوان خلاص کنم.
بلافاصله بعد از اتمام درگیری زن جوان با همسرش تماس گرفت تا با حضور در محل حادثه، او را از آنجا دور کند. یک ربع پس از رفتن آنها هم بود که ناگهان پیرمرد صاحب سوپرمارکت دچار حمله قلبی شده و نقش بر زمین شد. سریعا با اورژانس تماس گرفتیم و با حضور امدادگران متوجه شدیم که پیرمرد بنده خدا بر اثر سکته قلبی از دنیا رفته است.»


یکی دیگر از اهالی محل که ظاهرا با متهم نیز آشنایی داشت، در پاسخ به سوال ما مبنی بر رویت مستقیم زن جوان گفت: 
«خیر به هنگام وقوع حادثه او را ندیدم، اما بعد از آنکه از زبان سایر اهالی محل اسمش را شنیدم، به سرعت متوجه شدم که او کیست؛ چرا که این خانم را بارها در پارک محل دیده بودم.»
منظورتان این است که متهم سابقه بزهکاری داشته؟
«بزهکاری که نه اما بارها دیدم که چه با خانم‌ها و جه با آقایان دیگر درگیر شده باشد.»
پس این خانم قبلا هم سابقه این نوع درگیری‌ها را داشته‌اند؟
«بله دقیقا. البته باید اشاره کنم که او از اهالی همین محل نیز به شمار می‌رود.»

n82657210-71854627
با حضور در مقابل منزل مرحوم که فاصله چندانی هم با مغازه‌اش نداشت، دقایقی هم با پسر او به گفتوگو پرداختیم.
شما چه زمانی از حادثه باخبر شدید؟
«بنده در محل کارم که نزدیک مغازه پدرم واقع شده بودم که ناگهان یکی از اهالی محل آمد و خبر داد که یک خانم جوان در حال کتک‌زدن پدرم است. بلافاصله پس از شنیدن خبر به مغازه پدرم رفتم و دیدم که یک زن پدرم را زیر ضربات مشت‌ولگد خود گرفته است.»
یعنی در حین درگیری به جلوی مغازه پدرتان رسیدید؟
«بله. بلافاصله هم به سمت آن خانم رفتم و از او پرسیدم که به چه دلیل پدرم را کتک می‌زند که ناگهان او به سمت خود من نیز حمله‌ور شد.» 
متهم را از قبل می‌شناختید؟
«خیر، به هیچ عنوان! بلافاصله پس از اتمام درگیری هم یک مرد موتورسوار که ظاهرا همسر او بود وارد ماجرا شده و خانم جوان را از محل حادثه دور کرد. در همین حین ناگهان پدرم به نفس زدن افتاده و پخش زمین شد که پس از حضور ماموران امداد مشخص شد که حمله قلبی به او دست داده است.»
اطلاع دقیقی از وضعیت این زن دارید؟
خب همانطور که می‌دانید این خانم بلافاصله بعد از ترک محل حادثه دستگیر شد و با پرس‌و‌جویی که از اهالی محل داشتم مشخص شد که ظاهرا او پیش از این هم سابقه بزهکاری و خرید و فروش جزیی مواد مخدر داشته است.» برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

مهرداد امامی

آیا این خبر مفید بود؟