زن 33 ساله که به اتهام سرقت موتورهای کولر از پشت بام منازل با هوشیاری ساکنان یک مجتمع مسکونی دستگیر شده است وقتی در برابر افسر تجسس کلانتری الهیه مشهد قرار گرفت ابتدا به داستان سرایی درباره ماجرای سرقت های خود پرداخت و مدعی بود که هیچ سرقتی انجام نداده است اما وقتی مقابل تصویر دوربین مدار بسته و شواهد و دلایل مستند قرار گرفت چاره ای جز بیان حقیقت ندید و درحالی که آثار ندامت در چهره اش موج می زد به بیان سرگذشت خود پرداخت و گفت: در مرکز استان خراسان شمالی به دنیا آمده و در همان شهر بزرگ شده ام.

روزگار سختی را گذراندم به این امید که شاید آینده ام بهتر از دیروز باشد اما شانس هم با من یار نبود تا جایی که بعد از ازدواج نیز با همسرم تفاهم اخلاقی نداشتم به همین دلیل همواره با همسرم به مشاجره و درگیری می پرداختم بالاخره پس از مدتی مجبور شدم از «نوید» طلاق بگیرم و به خانه پدرم بازگردم و دچار افسردگی های روحی و روانی شدیدی شدم که به طور پنهانی به مصرف مواد مخدر روی آوردم و بعد از آن هم قرص های مخدردار مانند «متادون» را مصرف می کردم در حالی که شرایط زندگی ام در وضعیت اسفباری قرار داشت، زخم زبان های دیگران نیز به شدت آزارم می داد این بود که روزی تصمیم به فرار از منزل گرفتم تا در گوشه دیگری به تنهایی و به دور از چشم اطرافیانم زندگی کنم.

این گونه بود که حدود هفت ماه قبل به بهانه ای از منزل خارج شدم و به مشهد آمدم ولی به خاطر تامین هزینه های زندگی ام دچار مشکل شده بودم و خانواده ام نیز دیگر پاسخ تلفن هایم را نمی دادند به همین دلیل به فکر سرقت افتادم چرا که می دانستم برخی خریداران ضایعات به سرقتی بودن لوازم توجهی نمی کنند و من به راحتی می توانم اموال مسروقه را به آن ها بفروشم در این شرایط انبردست و پیچ گوشتی را درون کیفم گذاشتم و در منطقه الهیه مشهد به راه افتادم هوا تاریک بود و می دانستم کسی به حضور یک زن در مجتمع های مسکونی مشکوک نمی شود وقتی به یک مجتمع مسکونی رسیدم با استفاده از پیچ گوشتی در ورودی آن را باز کردم و به آرامی از پله ها خودم را به پشت بام رساندم. آن جا موتور دو کولر را باز کردم و در بولوار توس مشهد هرکدام را به مبلغ 80 هزار تومان فروختم. اما شب بعد هم با تصور این که ورود و خروج به آن مجتمع مسکونی راحت بود تصمیم گرفتم دوباره سرقت های دیگری انجام بدهم اما غافل از این بودم که دوربین های مدار بسته مجتمع تصویر مرا ضبط کرده اند و اهالی نیز متوجه سرقت ها شده اند.

خلاصه شب هنگام با همان شیوه قبلی به پشت بام رفتم ولی ناگهان دو مرد را در تعقیب خودم دیدم و تلاش کردم از پشت بام فرار کنم ولی راه گریزی نداشتم یکی از اهالی قسمتی از مانتوی مرا گرفته بود که با تلاش من برای فرار دستش زخمی شد و در نهایت با حضور نیروهای کلانتری الهیه دستگیر شدم حالا هم با شاکیانی روبه رو هستم که برخی از آنان تصویر سرقت دوچرخه یا لوازم منزل توسط یک زن را در دست دارند و مدعی هستند که آن تصویر من است و ...

شایان ذکر است این متهم با دستور سرهنگ توفیق حاجی‌زاده (رئیس کلانتری الهیه) به مراجع قضایی معرفی و برای ادامه تحقیقات روانه زندان شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟