پرونده کدخبر: 414903 ارسال پرینت 3315

حوادث رکنا: من دختری مهاجر هستم که از چند سال قبل به همراه خانواده ام و به طور غیرمجاز در ایران سکونت داریم. وقتی عاشق فرزین شدم دیگر نمی توانستم او را فراموش کنم از سوی دیگر با مشکل حادی برای ازدواج با او روبه رو بودم چرا که من شناسنامه ایرانی نداشتم و با مشکلات قانونی زیادی دست و پنجه نرم می کردم تا این که نقشه ای برای فرار از این موارد قانونی کشیدیم که یک روز ...

به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، زن 24 ساله در حالی که مدعی بود همسرش با پاره کردن تنها مدرک ازدواج شان از منزل گریخته است با بیان این که برای اولین بار است پدر شوهرش را در کلانتری می بیند، به کارشناس اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: چند سال قبل به طور غیرقانونی به ایران مهاجرت کردیم و در حاشیه شهر مشهد ساکن شدیم. پدرم کارگر ساختمانی است و به سختی مخارج خانواده 9 نفره ما را تامین می کند با این وجود در حالی که شش خواهر و برادر دارم تا مقطع راهنمایی تحصیل کردم ولی دیگر علاقه ام به درس و مشق را از دست دادم و با رها کردن مدرسه به امور خانه داری پرداختم با این وجود هر سال که بزرگ تر می شدم بیشتر احساس تنهایی می کردم تا این که دو سال قبل زمانی که 22 ساله بودم، تصمیم گرفتم شغل مناسبی برای خودم پیدا کنم این گونه بود که در کلاس های آموزش خیاطی ثبت نام کردم و بعدازظهرها به آموزشگاه خیاطی می رفتم.

چند ماه بعد وقتی این حرفه را به خوبی آموختم در یک کارگاه خیاطی زیرزمینی که مسئول آن یکی از هموطنان خودم بود مشغول کار شدم. تا این که سال گذشته هنگام رفت و آمد به کارگاه روزی در خیابان عاشق چهره جذاب و چشمان دوست داشتنی فرزین شدم. خیلی زود و تنها با یک لبخند عاشقانه خیابانی شماره تلفن بین ما رد و بدل شد. در مدت کوتاهی چنان به فرزین وابسته شده بودم که نمی توانستم حتی برای یک روز هم او را نبینم این ارتباط تا جایی پیش رفت که دیگر فرزین به راحتی در محل کارم رفت و آمد می کرد.

تا این که از فرزین خواستم ماجرای علاقه ما به یکدیگر را با خانواده اش در میان بگذارد. ولی پدر فرزین نرفتن او به خدمت سربازی را بهانه کرد و با ازدواج او مخالف بود. از سوی دیگر من نه تنها پنج سال از فرزین بزرگ تر بودم بلکه شناسنامه ایرانی هم نداشتم از طرف دیگر فرزین 18 سال داشت و به خدمت سربازی نرفته بود همه این ها و مشکلات قانونی دیگر فریاد می زدند که این ازدواج عاقبتی ندارد ولی نه من می توانستم فرزین را فراموش کنم و نه او دست از سر من برمی داشت حتی مرا تهدید کرد که خودکشی Suicide می کند!

به همین خاطر تصمیم گرفتیم بدون رضایت خانواده اش و به صورت پنهانی با یکدیگر ازدواج کنیم. تنها مدرک ازدواج ما نیز دست نوشته معمولی بود که در مسجد محله امضا کردیم. پس از آن فرزین اتاق کوچکی را برای زندگی مشترک در حاشیه شهر اجاره کرد در حالی که به خانواده اش چنین وانمود کرده بود که به خدمت سربازی رفته است. هنوز 5 ماه بیشتر از زمان بارداری ام نمی گذشت که متوجه تغییر رفتار و تلفن های مشکوک فرزین شدم او با زن دیگری در ارتباط بود و برخی شب ها نیز به منزل نمی آمد تا این که حدود یک ماه قبل من که نگران شده بودم به او اعتراض کردم ولی فرزین همان دست نوشته ای را که سند ازدواج مان بود مقابل چشمانم پاره کرد و از منزل متواری شد. حالا هم دو ماه دیگر فرزندم به دنیا می آید درحالی که هیچ خبری از پدرش ندارم و ... 
پدر 70 ساله فرزین که در پی احضاریه قانونی به کلانتری آمده بود با شنیدن این حرف ها و دیدن عروسش در کلانتری دستان لرزانش را روی چهره اش گرفت و گفت: کاش پسری نداشتم !!

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

این 4 مرد به کنسولگری ایران حمله کردند + عکس بدون پوشش

این زن محجبه بصره را به هم ریخت + عکس

اولین عکس از اجساد خونین تروریست ها در کردستان + جزئیات

تجاوز پدر به دختر 14 ساله اش جلوی دوربین!

اعتراف و دستگیری های جدید در پرونده رسوایی اخلاقی شورای شهر بابل

فوری / رامین حسین پناهی اعدام شد + عکس

انفجار جلسه محرمانه سران حزب دموکرات با 5 موشک نقطه زن ایران + فیلم و عکس

حمله سپاه پاسداران به اقلیم کردستان+ فیلم

این زن موطلایی را می شناسید ؟/او مقابل بانک ها کمین می کند+عکس چهره باز

راز اجساد 2 زن بدون لباس درون چمدان + تصاویر

عملیات سپاه برای دستگیری 5 عضو فاسد شورای شهر بابل + جزئیات رسوایی با یک زن

اعدام مادر مقابل چشمان فرزندش+عکس

اقدام شوم تازه داماد با دستور برادرعروس! + عکس و گفتگو



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند