خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 372283 ارسال پرینت 2752

حوادث رکنا: زندگی میترا و هادی پنج سال بیشتر دوام نداشت. اختلاف سنی 17 سال، در نهایت پای این زوج را به دادگاه خانواده باز کرد. میترا که تصور می‌کرد با این اختلاف سنی می‌تواند کنار بیاید، پس از گذشت پنج سال از زندگی مشترکش، احساس کرد که شوهرش پیر شده و دیگر نمی‌خواهد در کنار او زندگی کند.

به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، برای همین این زوج هفته گذشته درخواست طلاق خود را به قاضی Judge دادگاه خانواده تهران ارائه دادند.
زن جوان درباره علت دادخواست طلاقش به قاضی چنین توضیح داد: پنج سال است که با هادی ازدواج کرده‌ام. روزی که با هم آشنا شدیم، او 45 سال داشت و من 28 ساله بودم. با این حال تصور می‌کردم در کنارش خوشبخت می‌شوم. عاشق شده بودم و به چیزی توجه نمی‌کردم. چشمانم اختلافات و تفاوت‌هایمان را نمی‌دید. فقط دوست داشتم در کنار هادی باشم و با او زندگی کنم. برای همین خیلی زود به پیشنهاد ازدواجش جواب مثبت دادم و زندگی مشترکمان آغاز شد. اوایل همه چیز خوب پیش می‌رفت. خوشبخت بودم و در کنار هادی احساس خوشحالی می‌کردم. تا این‌که چند سال گذشت و من به مرور زمان متوجه تفاوت‌هایمان شده و فهمیدم اشتباه بزرگی کرده‌ام. هادی به‌خاطر سنش خیلی از من دور است. احساسات و عواطفمان با هم متفاوت است. او حالا مردی 50 ساله شده، در صورتی که من فقط 33 سال دارم.
وی ادامه داد: نمی‌خواهم در کنار یک او زندگی کنم. می‌دانم چند سال دیگر این سن او بیشتر می‌شود و من نمی‌توانم چنین چیزی را تحمل کنم. هادی از حالا رفتارهایش هم مانند پیرمردها شده و دیگر مثل سابق رفتار نمی‌کند. اوایل همیشه شاد و مثل مردهای جوان رفتار می‌کرد. همه جا با من می‌آمد.

مرتب مرا به سفر و مهمانی Partyمی‌برد. با هم به سینما Cinema می‌رفتیم، اما الان دیگر با من همراه نیست و مرتب می‌گوید خسته است. هر بار از او می‌خواهم با هم به مهمانی، کوه یا جنگل برویم، می‌گوید این‌کارها به سن و سالش نمی‌آید و هرجا می‌خواهم بروم، خودم باید بروم. خسته شده‌ام و نمی‌توانم این وضعیت را تحمل کنم. من اگر چشمم را به روی اختلاف سنی زیادمان بستم، به خاطر رفتارهای هادی بود. اما حالا که مثل پیرمردها رفتار می‌کند و مرتب غر می‌زند، دیگر نمی‌توانم او را تحمل کنم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی این زن از همان روز اول می‌دانست که با هم تفاوت سنی داریم، اما حاضر شد ازدواج کند و همه چیز را قبول کرد. ولی حالا که سنم به 50 رسیده، بی‌دلیل بهانه می‌گیرد و می‌گوید پیر شده‌ام. در صورتی که خودش تغییر رفتار داده و دیگر نمی‌خواهد در کنارم زندگی کند. او حالا که دیده سنم بالا رفته و اختلاف سنی مان مشهود شده، با این بهانه‌گیری‌ها می‌خواهد از من جدا شود. در صورتی که من مثل قبل هستم و هیچ
تغییری نکرده‌ام.
در پایان قاضی پس از شنیدن صحبت‌های این زوج، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و از آنها خواست در این فرصت با یک مشاور خانواده صحبت کنند تا شاید مشکلشان حل شود.

درباره نارضایتی‌های خود صحبت کنید
صفاری‌نیا، روان‌شناس در این‌باره می‌گوید: انتخاب، مهم‌ترین مساله در زندگی مشترک است. توجه به تمامی نکات و شرایط طرف مقابل پیش از ازدواج، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. گاهی اوقات یک اختلاف سنی ساده هم می‌تواند زندگی مشترک را به ورطه نابودی بکشاند.
در بعضی موارد ممکن است اختلاف سنی حالت شکاف نسلی به خود بگیرد و برای زوج‌هایی که بیش از یک دهه با یکدیگر فاصله سنی دارند، مشکلات و اختلافاتی به‌وجود آورد. ثبات و پختگی عاطفی، ویژگی‌های شخصیتی و اخلاقی یکی از طرفین و ناپختگی و بی‌تجربگی‌های طرف مقابل، مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند بیشتر ابعاد زندگی زناشویی را تحت‌الشعاع قرار دهد. در این صورت است که بی‌علاقگی و نارضایتی یکی از زوجین، باعث بروز مشکلاتی در زندگی مشترک می‌شود.
در چنین شرایطی، متاسفانه بسیاری از همسران، به جای برطرف کردن مشکلات و اختلافات، دوری و فاصله از همدیگر را ترجیح می‌دهند. اما به اعتقاد من پیش از هر اقدام نامطلوبی، باید در این باره با همسر گفت‌وگو کرد تا متوجه شد او هم از این نارضایتی مطلع است یا خیر. باید توجه داشت که صحبت و گفت‌وگو به دعوا و مشاجره نکشد.
باید در صلح و آرامش با هم صحبت کرد و از مشکلات و اختلافات حرف زد. زن یا مرد باید درباره بی‌علاقگی و نارضایتی خود با طرف مقابلش صحبت کند و در چنین شرایطی هر دو باید سعی در تغییر رفتارهایشان به جهت مثبت کنند تا کم کم اختلافات و مشکلات پیش آمده حل شود.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر