تبلیغات

غروب بود که به راه افتادیم. در بین راه پلک‌هایم سنگین شده بود و پشت فرمان خمار خواب شده بودم. مسافتی، خودرو را به همسرم دادم تا او رانندگی کند. با اینکه چرتی هم زده بودم، وقتی دوباره پشت فرمان خودرو نشستم خوابم گرفت. همسرم می‌گفت چند دقیقه‌ای استراحت کنیم اما من می‌خواستم زودتر برسیم.

نیمه‌های شب بود که خوابیدم و خودرو از جاده منحرف شد. در این حادثه‌، با واژگونی خودرو، همسرم برابر چشمانم فوت کرد. مرگ او مصیبت سنگینی بود که کمرم را شکست. دو فرزندم را به مادرم سپردم و خودم نیز در غم از دست دادن شریک زندگی‌ام روزگار سختی را سپری می‌کردم.

متأسفانه به پیشنهاد یکی از همسایه‌ها که آدم نااهلی بود به مصرف مواد‌ مخدر روی آوردم تا خودم را آرام کنم. تصمیم داشتم تفننی مواد مصرف کنم اما جسمم خیلی زودتر از چیزی که فکرش را می‌کردم به تریاک وابسته شد. مدتی گذشت‌. قیافه‌ام تابلو شده بود. از کارخانه‌ای که در آن کار می‌کردم اخراج شدم.

بیکاری و سرکوفت‌های خانواده از یک طرف و غم و اندوه از دست دادن همسرم و دیدن یتیمی بچه‌هایم از سوی دیگر، باعث شد آواره و سرگردان شوم. از شهرمان به مشهد آمدم تا در اینجا کاری پیدا کنم و زندگی‌ام را از نو بسازم اما نتوانستم خودم را از منجلاب اعتیاد بیرون بکشم، و با افرادی در پاتوق معتادان هم‌خانه شدم که خلافکارانی همه‌فن‌حریف بودند. رفته بودیم دزدی theft کنیم که مأموران کلانتری۳۰ دستگیرمان کردند. همه این بدبختی‌ها از آن تصادف Crash لعنتی و ندانم‌کاری‌های بعد از آن مصیبت غمناک بود. می‌خواهم بعد از آنکه تعیین تکلیف شدم به شهر خودم بروم و از راه خطایی که رفته‌ام برگردم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 348510
  • فیلم عجیب ترین گریه قاتل / دیگه نمی تونم جی تی ای 6 بیاد بازی کنم چون زندانم !

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات