قاتل به صحنه جرم بازگشت و ..!
حوادث رکنا: پسر جوانی که همکارش را در اتاقک نگهبانی به قتل رسانده و از محل فرار کرده بود به صحنه جرم بازگشت که با تیزهوشی بازپرس جنایی به دام افتاد.
به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، ساعت7 صبح روز گذشته قاضی منافیآذر، بازپرس ویژه قتل Murder دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری141 شهرک گلستان از قتل مرد میانسالی در مجتمع مسکونی با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد. تیمجنایی در محل حادثه Incident که اتاقک نگهبانی مجتمع مسکونی در منطقه کوهک بود با جسد غرق در خون مرد 60سالهای روبهرو شدند که با اصابت ضربات متعدد چاقو از پای در آمده بود. یکی از ساکنان ساختمان مسکونی که موضوع را به مأموران خبر داده بود، گفت: مجتمع مسکونی ما دو نگهبان دارد که یکی از آنها همین مقتول است و دیگری هم پسر 22سالهای است که بعد از حادثه به طرز مرموزی ناپدید شده است. دقایقی قبل صدای درگیری از اتاقک نگهبانی به گوشم رسید و موضوع را به دیگر ساکنان ساختمان اطلاع دادم و چند نفری به اتاقک نگهبانی آمدیم که با جسد خونین نگهبان روبهرو شدیم و موضوع را به مأموران پلیس خبر دادیم. در حالی که بررسیها حکایت از این داشت عامل قتل نگهباندوم است مأموران دریافتند مظنون به قتل به محل حادثه بازگشته است. در چنین شرایطی مأموران با دستور بازپرس پسر جوان را به عنوان مظنون حادثه بازداشت کردند.
متهم ابتدا با تناقضگویی قصد فریب مأموران را داشت، اما وقتی مورد بازجویی تخصصی قرار گرفت به قتل همکارش اعتراف کرد. وی گفت: من و مقتول مدتی است با هم همکار هستیم و در این ساختمان مسکونی نگهبانی میدهیم. ما با هم ارتباط خوبی داشتیم تا اینکه فهمیدم او زیر آب مرا پیش مدیر ساختمان زدهاست و از من بدگویی کرده به طوریکه مدیر ساختمان تصمیم گرفته بود مرا اخراج کند. پس از این ارتباط ما با هم بد شد و همیشه مشاجره لفظی داشتیم. امروز صبح به خاطر همین موضوع با هم درگیر شدیم که او را با ضربات چاقو زخمی کردم و از محل گریختم. پس از حادثه به کرج رفتم، اما ساعتی بعد تصمیم گرفتم به محل حادثه بیایم و از نزدیک ببینم چه اتفاقی برای همکارم افتاده است که مأموران پلیس مرا شناسایی و دستگیر کردند.
برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم گفتگو با زورگیران مسافرنمای خیابان های تهران / مرد مسافرکش : فشار تیزی چاقو زیر گلویم آنقدر زیاد بود که هر چی داشتم را به زورگیران دادم