پرونده کدخبر: 248977 ارسال پرینت 1519

رکنا: بوی عید در هوا پیچیده و هوای اواخر اسفند عجیب بوی تازگی و زندگی گرفته، اما اینجا توی همین شهر این هوا برای یک نفر، فقط بوی "مرگ" می‌دهد...

همه این روزها لحظه شماری میکنند برای رسیدن سال نو و آغاز فصل جدید زندگی و سهیل تنها روی روزهایی خط می کشد که او را قدم به قدم به مرگ نزدیکتر می‌کنند. مرگی که هزار بار توی این پنج سال تجربه‌اش کرده و این بار شاید تجربه آخر باشد.

فقط 17 روز از پانزدهمین بهار زندگی اش گذشته بود که آن حادثه Incident شوم رخ داد.شاید هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کرد که کَل کَل بچه گانه کارش را به پای چوبه دار بکشاند و در اوج جوانی مرگ را هزار بار جلوی چشمانش بیاورد.

بهشت زهرا، پزشکی قانونی و آمبولانس و حتی طناب دار، همه چیز آماده شده بود... ساعت 11 شب بود که خبر دادند ساعت 6 صبح فردا سهیل را اعدام execution می کنند و فقط یک فراموشی ساده سهیل را دوباره به زندگی برگرداند.

اینها را الهام السادات میرمعینی مسئول طرح طفلان مسلم جمعیت امام علی (ع) در کرمانشاه می گوید و ادامه می دهد: بار اولش نبود، توی این پنج سال هزار بار مرگ را تجربه کرده. حدود دو ماه پیش بود که زنگ زدند و گفتند فردا 6 صبح سهیل اعدام می‌شود، شب سختی برای همه ما بود، اما خدا خواست و یک فراموشی در پرونده، سهیل را از پای چوبه دار نجات داد.

همان روز واقعا سهیل برای اعدام آماده شده بود اما نیاز به اضافه شدن یک برگ به پرونده باعث شد حکم اعدام متوقف شود. توقف حکم، تلاش ما برای گرفتن رضایت را مضاعف کرد و خوشبختانه با بزرگواری خانواده مقتول، در حال حاضر تا پای رضایت رفته‌ایم...

از روز حادثه می‌پرسم و الهام السادات که انگار خوب با درد سهیل آشناست با کشیدن نفس عمیق و از سر حسرت، می‌گوید: فقط یک کَل کَل بچه گانه و بعد هم دعوا و بعد هم این مصیبت...

سهیل 15 سال داشت و چوپانی می‌کرد و برای محافظت از گله همواره سلاح سرد همراه خود داشت، مدتی می‌شد که با مقتول سر مسائل بچه گانه کل کل داشتند و همدیگر را تهدید می‌کردند و آن روز مقتول با دوستش پیش سهیل می‌روند و سهیل که فکر می‌کند برای کتک‌کاری و دعوا آمده‌اند حسابی می‌ترسد و برای همین از سلاح خود استفاده می‌کند و بعد هم...

بعد از حادثه سهیل که حسابی ترسیده آنقدر در عالم بچگی بود که به جای اینکه فرار Escape کند می‌رود در خانه و پنهان می‌شود و منتظر می‌ماند که دستگیرش کنند. حالا از آن روز پنج سال می‌گذرد و سهیل ابتدا در کانون اصلاح و تربیت و حالا در زندان Prison مرکزی است و توی این پنج سال یک روز خوش هم نداشته و هر روز مرگ جلوی چشمانش رژه رفته.

اینکه که میگویم اگر کسی خوب فکر کند و عمیق شود خیلی سخت است که آدم هر آن فکر کند و احتمال بدهد که ممکن است یا فردا اعدامش کنند یا پس فردا و سهیل تمام پنج سال را اینطور سپری کرده...

آخرین بار هم که دو ماه پیش بود و سهیل واقعا برای اعدام می‌رفت، خدا خواست و حکم متوقف شد و حالا خانواده مقتول بزرگواری کردند و به رضایت راضی شده‌اند، البته درصورتی که "حق‌المصالحه" جور شود.

350 میلیون تومان برای "حق‌المصالحه" نیاز است و جمعیت امام علی (ع) متعهد شده تا 250 میلیون تومان آن را با کمک خیرین تهیه کند و ما برای این کار تنها 10 روز فرصت داریم...

از بعد از این 10 روز در صورت عدم تهیه این پول می‌پرسم که سکوت می‌کند و بعد هم با صدای غمگین و آرامی می‌گوید: سهیل اعدام می‌شود.

ما همه راه‌های قضایی و قانونی را رفتیم اما تا به امروز به در بسته خوردیم و حالا هم چشممان به بزرگواری خانواده مقتول و از طرفی بزرگواری خیرین و مردم در تهیه مبلغ حق‌المصالحه است تا بتوانیم از این طریق سهیل را از پای چوبه‌دار نجات دهیم...

...بچگی، حماقت، جهالت، حادثه، شانس بد هر چه که اسمش را بگذاریم اتفاق افتاده و کار به اینجا رسیده و سهیل که در نوجوانی مرتکب این قتل Murder ناخواسته شده را در آستانه اعدام قرار داده... مرگ حالا در 10 قدمی سهیل است و سهیل برای زندگی دوباره و دیدن بهار سال آینده فقط 10 روز فرصت دارد... - شماره تلفن روابط عمومی جمعیت امام علی (ع): 23051110 - برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 



اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • جابوزی 0 1

    این یعنی چی که یه نفر ازروی غرور ودیوانگی دست به قتل میزنه وجان یک انسانی رو میگیره وچندین خانواده رو یک عمر ماتم زده میکنه و از همه مهمتر اون جوانی که بقتل رسیده حالا بخاطر عمل احمقانه یک فرد مغرور ارازل واوباش باید زیر خاک بخوابه با هزاران امید وارزو که داشته دیگه بخاطر جهالت این اقا نتونسته بزندگش ادامه بده . بعد از قتل هم افراده زیادی از جمله حتی مسئولین دادگاه وزندان وخیلی از افرادی که خودشونو بزرگتر وازریشسفیدان محلی میدونن ممیان و پادر میانی میکنن که اقا به جهنم که بچه ات رو جونتو با کلی امید وارزو که 15 سال زحمت کشیدی ولحظه لحظه قد کشیدنشو نظاره کردی کشتن / عیبی نداره وبا چند تا حدیث وحرف از امامان ما که فکر میکنم حتی یک حرف از اینگونه حرفها که از خون جوانتون بگذرید و شما بیا اقایی وبزرگی کن و اون همه بلا که سر خودت وخانوادت واز همه مهمتر سر اون جوونی که الان زیر خاک خوابیده بگذر .حرف امام یا پیغمبری باشه چون هم امامان وقران تاکید زیادی بر قصاص واحقاق حق مظلوم از ظالم واجراشدن حدودو الهی داشته و کلی دروغ بپای معصومین ما فقط بخاطر اینکه اسم اون اقای مثلا ریش سفید سر زبون بیفته وهر جا بشینه بگه که من درستش کردم ورضایت گرفتم و مردم هم براش بیشتر خم وراست بشن و در مرحله بعد که خیلی هم مهمتره اینکه اینجور موارد که باعث قتل یه انسان میشه باید در اسرع وقت کمتر از 1 ما قاتل رو به همون روشی که قتل انجام داده رو در همون محل وقوع جنایت اعدام کنن تا درس عبرت بشه برای اون عده از جون هایی که هنوز کله شون بادداره و فکر میکنن هر کی گردن کلفت تر باشه و بچه هایه هم سن وسالش بیشتر از حساب ببرن اون یکه تاز محله وکوچشونه . واز عاقبت اینکارها نمیترسن / وبا رضایت گرفتن از اولیای دم مقتول فقط وفقط باعث ترویج این دست جنایت ها میشید و گناهی بزرگتر از این نیست که خانواده مقتول رو به هر طریقی مثلا اگه دستش تنگ باشه با پول اگه ادم خانواده داری باشه با مصالحه قرار دادن ابرو وحیثیت و به هر طریق کلک وراه وروشی متوسل میشن تا این خانواده بدبخت عزادار وداغدیده رو که مصلما میشه گفت هیچ وقت از ته دل راضی به اعلام رضایت نیست رو متقاعد کنن که بیایید و از خون عزیزتون بگذر ید/ و سوم اینکه همون جوان که از این مسئله خبر داره وتواخبار و وتلویزیون میبینه که مثلا فلانی زده یک نفرو کشته بعدشم با فضولی بعضی افراد رضایت دادن ورفت پی کارش / وهیچ اتفاقی هم نیفتاد پس منم اگه یه روزی این کارو کردم وبا چاقو زدم به یکی حتما همینطور میشه ورضایت میدن ومنم بعدش کلی پز میدم که فلانی رو من کشتم
    شما با این کار باعث ترویج جنایت میشید بخدا اصلا لوس شده دیگه این قضیه قتل ورضایت/ نکنید شمارا بخدا اولا که قاتل به حکم خدا ودین واسلام باید قصاص بشه و حدود خدا باید جاری بشه ودوما باعث تصلی خاطر والدین ونزدیکان اون مقتوله که کینه نمیشه و میدونن که قاتل فرزندشون بسزای اعمالش رسید ومن دیدم که پدری بعد از اعلام رضایت برای قاتل دختر 17 ساله اش اونهم مثل همین مورد بود که چند نفر فضول بنده خدا رو ورودربایستی گرفته بودن با کلی حرف بهشت وجهنم وخدا وپیغمبر راضیش کردن بعد از 6 روز بدلیل فشارهای روانی سکته کرد و فوت شد..ولی وقتی رضایت میدن مثلا برای دریافت پول مثل همین پرونده میدونید هر وقت این قاتل رو تو خیابون ببینن چه حسی دست میده بهشون . فقط یکی به اون بزرگانی که مثلا بزرگی مکنن ومیرن دنباله رضایت میخوام بدونم اگه یه روزبرای فرزند خودشم همین اتفاق بیفته به همین راحتی وبه همین بزرگواری قاتلشو میبخشه یا فقط برای بقیه مردم بلده روضه بخونه که میتونم ندیده ونشناخته به جرات بگم که اصلا اینجوری نیست وفقط برای مردم بلده حرفهای این مدلی وترس از خدا وپیغمبر بزنن
    نکنید بابا نکنید با این کار شماهم در قتل اون شریک میشید / ورضایت والدین رو قانون درست کرده که اگه مثلا میشد از خود مقتول سوال کرد برای رضایت فکر میکنید رضایت میداد که قاتلش راست راست بچرخه واون زر خاک باشه
    وای بر انسان های ادم نما وخود بزرگ بین وحق بجانب