نقش کم رنگ کانون مربیان و پررنگ دلال ها و مقامات سیاسی در انتخاب مربیان فوتبال ایران
تبلیغات

به گزارش رکنا؛ در سال‌های اخیر، یکی از مسائل پرحاشیه و جنجالی در فوتبال ایران، فرآیند انتخاب مربیان و نقش نهادهای مختلف در این انتخاب‌ها بوده است. نمونه بارز این موضوع در اتفاقات اخیر مربوط به انتقال غلامرضا عنایتی، سرمربی سابق تیم سایپا، به تیم نساجی مازندران رخ داده است. عنایتی که پس از جدایی از سایپا، تیمی که در کورس کسب سهمیه لیگ برتر قرار داشت، بلافاصله به‌عنوان سرمربی تیم صدرنشین نساجی مازندران انتخاب شد، پرسش‌های زیادی را در مورد چگونگی و دلایل این جابجایی‌ها به‌وجود آورده است. در این گزارش، تلاش می‌کنیم به‌طور دقیق‌تری به تحلیل این اتفاقات پرداخته و نقش کانون مربیان، دلال‌ها و مقامات سیاسی در این انتخاب‌ها را بررسی کنیم.

مقدمه‌ای بر وضعیت مربیان در فوتبال ایران

در فوتبال ایران، انتخاب مربی یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین مسائل به‌حساب می‌آید. همواره باشگاه‌های مختلف برای جذب مربی، به‌ویژه در لیگ‌های حرفه‌ای فوتبال ایران، با چالش‌هایی روبرو هستند. با وجود کانون مربیان که به‌عنوان یک نهاد به‌ظاهر حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیر در این عرصه فعالیت می‌کند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا در بسیاری از مواقع انتخاب مربیان تحت تأثیر عوامل دیگر قرار می‌گیرد که در تضاد با منطق و معیارهای فنی و تخصصی است؟

نقش کانون مربیان

کانون مربیان فوتبال ایران در ابتدا با هدف ارتقاء سطح علمی و حرفه‌ای مربیان تشکیل شد، اما در سال‌های اخیر به‌نظر می‌رسد که عملکرد آن در معرفی مربیان و نظارت بر فرآیندهای مربوط به انتصاب‌های مربیان در باشگاه‌ها به سرانجام نرسیده است. در حالی که این کانون به‌عنوان یک نهاد آموزشی و مشاوره‌ای می‌بایست نقش مهمی در معرفی مربیان به باشگاه‌ها داشته باشد، واقعیت آن است که کانون در این زمینه به‌طور واقعی کارکردی نداشته است.

به‌عبارتی دیگر، کانون مربیان به‌جای آنکه مرجع اصلی و معتبر برای معرفی و ارزیابی مربیان باشد، تنها به یک نهاد تشریفاتی تبدیل شده است که در بسیاری از موارد نه‌تنها نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب مربی ندارد بلکه در برخی مواقع حتی خود را از فرآیندهای واقعی انتخاب کنار کشیده است. این امر به‌ویژه در زمان‌هایی که مربیان به‌طور ناگهانی از یک تیم جدا شده و به تیمی دیگر منتقل می‌شوند، بیشتر نمایان می‌شود.

نقش دلال‌ها در انتخاب مربیان

در کنار کانون مربیان، دلال‌ها و واسطه‌ها در فوتبال ایران نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند. این افراد که اغلب ارتباطات نزدیکی با مقامات باشگاهی و حتی برخی از مقامات سیاسی دارند، به‌طور فعال در فرآیندهای جذب مربیان دخالت می‌کنند. بسیاری از باشگاه‌ها به‌ویژه تیم‌های بزرگ، به‌جای اتکا به کارشناسان فنی برای انتخاب مربی، به این دلال‌ها و واسطه‌ها اعتماد کرده و از طریق آن‌ها به دنبال جذب مربیان می‌روند.

در برخی مواقع، این دلال‌ها حتی می‌توانند روند انتخاب مربیان را به‌طور کامل تحت تأثیر قرار دهند و با استفاده از روابط خود، مربیانی را به تیم‌ها معرفی کنند که شاید از لحاظ فنی و تخصصی مناسب نباشند. این امر منجر به این می‌شود که در بسیاری از مواقع انتخاب‌های مربی از اصول حرفه‌ای و علمی به‌دور باشد و بیشتر تحت تأثیر روابط پشت‌پرده قرار گیرد.

عنایتی و جابجایی‌های مشکوک (!)

یکی از نمونه‌های اخیر که نشان‌دهنده دخالت دلال‌ها و احتمالاً فشارهای بیرونی در انتخاب مربیان است، انتقال غلامرضا عنایتی از سایپا به نساجی مازندران است. این جابجایی، که در زمانی بسیار کوتاه و به‌طور ناگهانی صورت گرفت، موجب بروز پرسش‌هایی در مورد صحت و سلامت این انتخاب‌ها شد.

عنایتی، که پس از جدایی از سایپا، به تیمی ملحق شد که در صدر جدول لیگ برتر قرار داشت، به‌نظر می‌رسید در این جابجایی چیزی فراتر از مسائل فنی و ورزشی وجود دارد. آیا این انتخاب تحت فشار دلال‌ها یا عوامل سیاسی صورت گرفته است؟ آیا باشگاه نساجی تحت تأثیر گروه‌های خاصی قرار داشته که این جابجایی صورت گرفته است؟ این پرسش‌ها همچنان بی‌پاسخ باقی مانده‌اند و تحلیلگران به‌دنبال یافتن پاسخ‌هایی برای این پرسش‌ها هستند.

دلالی و سیاست در انتخاب‌های مربیگری

در فوتبال ایران، همیشه صحبت‌هایی در مورد تأثیر عوامل سیاسی بر انتخاب مربیان وجود داشته است. گفته می‌شود که برخی از مقامات و سیاست‌مداران، با استفاده از نفوذ خود در باشگاه‌ها، به‌ویژه تیم‌های دولتی و حتی ملی، می‌توانند به‌طور غیرمستقیم بر انتخاب مربیان تأثیر بگذارند. این تأثیرات ممکن است به‌صورت آشکار یا پنهان باشد و بسیاری از مواقع مربیان تحت فشار قرار می‌گیرند تا وارد تیم‌هایی شوند که از حمایت‌های سیاسی برخوردار هستند.

این موضوع به‌ویژه در مواردی که مربیان به‌طور ناگهانی از تیم‌های خود جدا شده و به تیم‌های دیگر می‌پیوندند، بیشتر نمایان می‌شود. در این مواقع، ممکن است افرادی که در پشت‌پرده قرار دارند، برای رسیدن به اهداف خاص خود از نفوذ خود استفاده کرده و مربیان را به‌طور عمدی به تیم‌های خاصی هدایت کنند.

نتیجه‌گیری

با توجه به مسائل مطرح شده، به‌نظر می‌رسد که انتخاب مربیان در فوتبال ایران بیشتر از آنکه بر اساس اصول فنی و تخصصی باشد، تحت تأثیر عوامل غیرورزشی قرار دارد. در این میان، نقش کانون مربیان کم‌رنگ، دلال‌ها و مقامات سیاسی در فرآیند انتخاب مربیان فوتبال ایران به‌طور چشمگیری پررنگ است. این مسأله نه‌تنها بر کیفیت فنی تیم‌ها تأثیر منفی می‌گذارد بلکه باعث ایجاد بی‌اعتمادی در بین هواداران و جامعه فوتبال می‌شود.

در نهایت، برای اینکه فرآیند انتخاب مربیان در فوتبال ایران به سمت بهبود حرکت کند، نیاز است که نهادهای مختلف نظارتی و حرفه‌ای از جمله کانون مربیان نقش واقعی و مؤثری در این فرآیند ایفا کنند و انتخاب‌های مربیان بر اساس شایستگی‌ها و صلاحیت‌های فنی انجام گیرد نه روابط پنهان و دلالی.

مجید روان ستان 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات