«میزنم دم ز علمدار رشید حرم عشق»؛ نوای محمود کریمی در وصف حضرت عباس (ع)
نوحه «میزنم دم ز علمدار رشید حرم عشق» با صدای حاج محمود کریمی از آثار پرطرفدار مذهبی است که در شب هشتم محرم اجرا شد و با حالوهوای حماسی و شورانگیز خود، مورد توجه عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) قرار گرفت.
حاج محمود کریمی از شناختهشدهترین مداحان کشور است که طی سالهای گذشته با نوحهها و مرثیههای ماندگار خود توانسته جایگاه ویژهای در میان عاشقان اهل بیت (ع) پیدا کند. بسیاری از آثار او در ایام محرم و صفر به بخشی از آیین عزاداری هیئتهای مذهبی تبدیل شدهاند.
نوحه «میزنم دم ز علمدار رشید حرم عشق» یکی از آثار حماسی این مداح است که با محوریت شخصیت والای حضرت ابوالفضل العباس (ع) اجرا شده است. در این اثر، رشادت، وفاداری و ایثار علمدار کربلا مورد ستایش قرار میگیرد و فضای معنوی ویژهای برای عزاداران ایجاد میشود.
این نوحه در شب هشتم محرم و در هیئت رایة العباس (ع) اجرا شد. استفاده از سنج و دمام در کنار سبک حماسی اجرا، حالوهوایی متفاوت به این اثر بخشیده و شور حسینی را در میان عزاداران دوچندان کرده است.
حضرت عباس (ع) به عنوان نماد وفاداری، ایثار و جانبازی در فرهنگ عاشورا شناخته میشود و بسیاری از نوحههای محرم به بیان فضائل و رشادتهای ایشان اختصاص دارند. «میزنم دم ز علمدار رشید حرم عشق» نیز در همین مسیر حرکت میکند و با زبانی ساده و تأثیرگذار، ارادت به سقای دشت کربلا را به تصویر میکشد.
حاج محمود کریمی در طول سالهای فعالیت خود بارها با اجرای نوحههای حماسی و مذهبی توانسته مخاطبان گستردهای را جذب کند. سبک خاص اجرا، انتخاب اشعار آیینی و ارتباط عاطفی با مخاطبان از جمله عواملی است که موجب محبوبیت آثار او در میان هیئتهای مذهبی شده است.
این نوحه همچنان یکی از آثار مورد توجه عزاداران حسینی به شمار میرود و هر ساله با فرارسیدن ایام محرم، بار دیگر در مراسم و محافل مذهبی طنینانداز میشود.
میزنم دم ز علمدار رشید حرم عشق
شه با کرم عشق مه محترم عشق
صفای قدم عشق همان یار که گشته صنم عشق
چکد از لب او بر لب پیمان نم عشق همان شاه که باشد سر دوشش علم عشق
نگار دل زارم صفا بخش مزارم به جز عشق جمالش به دل خویش ندارم
قرارم و بهارم و شعارم همه دار و ندارم که باشد به شب اول قبرم به کنارم
دلم عاشق رویش شدم بنده کویش دلم بسته به مویش
قدح نوش صبویش شتابان دل زارم همه شب جانب کویش
چنان برگ خزانیست روان در دل جویش
ندارم به خدا جز هوس دیدن رویش مرا کشته به والله علی واری خویش
ابالفضل امیرم امیر بی نظیرم صفابخش ضمیرم
که جز عشق رخش در دل خسته نپذیرم
که خوش باشد باز زند باد ستیرم که صیدش شوم و زیر قدم هاش بمیرم
ز غیرش همه سیرم دل از مهر خدایی ابالفضل نگیرم
علمدار ابالفضل سپه دار ابالفضل
جهان گیر و جهان دار ابالفضل بود دلبر و دلدار ابالفضل
مرا یار ابالفضل مددکار ابالفضل
تپش های دل حیدر کرار ابالفضل شده در حرم فاطمه پرگار ابالفضل
زنم جار ابالفضل بود عشق شرربار ابالفضل
بگوید سر دیوانه سر دار ابالفضل
سرم پر ز هوایش دلم جای ولایش غلامم به سرایش
همه هستی و دینم به فدایش ربوده ز سر روح الامین عقل صدایش
بود محور عرش ازلی دست جدایش
حسین بن علی سوره توحید بخواند ز برایش
کسی نیست به پایش
به قربان نوایش به قربان دعایش
دلم گشته خریدار بلایش
به قربان گره بند عبایش
لقب باب حوائج نسب باب حوائج
خداوند نجابت و ادب باب حوائج
دلم غرق کمالش پریشان وصالش دو ابروی هلالش
جمالش و کمالش بود زینب کبری همه جا محو جمالش
دلم بنده نامش گرفتار مرامش که افتاده به نامش
نه حاتم نه سلیمان و نه لقمان که موسی است غلامش
حسین است کلامش ببین حسن ختامش به زهراست سلامش
قیامت متجلی شود از وقف قیامش تمامی بهشت است به نامش
خوش آن زمان که نکویان کنند غارت شهر مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است
منبع:کآشوب