یک اسم آشنا باعث سانسور علی دایی شده است
رکنا: ویدیویی کوتاه از گفتوگوی علی دایی با سایت تابناک، در روزهای اخیر بار دیگر نام او را به مرکز توجه افکار عمومی بازگرداند.
به گزارش رکنا، ویدیویی کوتاه از گفتوگوی علی دایی با سایت تابناک، در روزهای اخیر بار دیگر نام او را به مرکز توجه افکار عمومی بازگرداند؛ ویدیویی که اگرچه محصول یک گفتوگوی چندساعته بود، اما با حذف ناگهانی نسخه کامل از خروجی سایت تابناک و سپس بازنشر گسترده بخشهایی از آن در اینستاگرام، به شکلی متفاوت و البته اثرگذار در فضای عمومی چرخید. دایی در این گفتوگو، با لحنی صریح از تبعات تحریمها بر زندگی مردم سخن میگوید، از اینکه فشارهای اقتصادی «شایسته مردم ایران نیست» و اینکه در این میان، گروههایی خاص از دل همین تحریمها سود میبرند؛ اشارههایی که بهزعم بسیاری، ناظر بر شبکههای رانتی، آقازادهها و بهرهمندان از اقتصاد غیرشفاف است. حتی نام بردن کنایهآمیز از «هکتور» نیز، این برداشت را تقویت کرد که دایی آگاهانه وارد حوزهای فراتر از کلیشههای رایج سلبریتیها شده است.
یک ویدیوی وایرال شده و جنجالی
انتشار این ویدیو، تصویری آشنا اما پررنگتر از علی دایی را بازتولید کرد؛ چهرهای که سالهاست در بزنگاههای اجتماعی، در کنار مردم ایستاده و بیپرده سخن گفته است. واکنش کاربران شبکههای اجتماعی نیز قابلتوجه بود: موجی گسترده از حمایت، همدلی و بازنشر، که نشان میداد سرمایه اجتماعی دایی نهتنها فرسوده نشده، بلکه در قیاس با بسیاری از چهرههای رسمی، همچنان رو به افزایش است؛ محبوبیتی که در چهار سال گذشته، مشابه آن را تنها در چهرههایی چون رسول خادم میتوان سراغ گرفت.
اصلاحطلب، اصولگرا حالا هر دو دایی را دوست ندارند
اما درست در همین نقطه، واکنش بخشی از رسانهها و فعالان سیاسی معنادار میشود. روزنامه همشهری، رسانهای نزدیک به جریان اصولگرا و مدیریت علیرضا زاکانی، در گزارشی با محوریت خرید ۲۵۰۰ عینک آفتابی از برندی منتسب به علی دایی توسط پتروشیمی خلیج فارس، عملاً نام دایی را به یک «حاشیه اقتصادی» گره میزند؛ آن هم در شرایطی که اصل ماجرا نه به شخص دایی، بلکه به فرآیند تصمیمگیری و شفافیت در خریدهای یک شرکت شبهدولتی بازمیگردد. برجستهسازی نام دایی در تیتر و متن، بیش از آنکه دغدغه شفافیت مالی را نشان دهد، شائبه واکنشی رسانهای به مواضع انتقادی اخیر او را تقویت میکند.
همزمان، توییت علیاصغر شفیعیان، مدیر سابق انصافنیوز و عضو فعلی تیم اطلاعرسانی دولت، لایه دیگری از این فضا را آشکار میکند. مقایسه کنایهآمیز علی دایی با محسن رضایی و توصیه به «زرد نبودن»، تلاشی است برای بیاعتبارسازی سخنان کسی که اساساً از جایگاه «کارشناس رسمی اقتصاد و دیپلماسی» سخن نگفته، بلکه از موضع یک شهروند شناختهشده، تجربه و درد اجتماعی را بازتاب داده است.
این همزمانی قابل تأمل است: از یکسو رسانهای اصولگرا و از سوی دیگر چهرهای نزدیک به جریان اصلاحطلب و دولت، هر دو در مواجهه با انتقاد صریح از وضعیت اقتصادی، واکنشی منفی و تدافعی نشان میدهند. گویی نقد ساختار اقتصادی و مناسبات رانتی، فارغ از اینکه از چه زبانی بیان شود، همچنان خط قرمزی نانوشته است.
چه به موقع از فوتبال رفتی کاپیتان
به هر حال صراحت علی دایی یک بار دیگر او را تیتر یک رسانهها کرده، دایی دائما در سالهای اخیر محبوبتر شده، اتفاقی که اگر در فوتبال میماند بعید بود رخ دهد و او خوششانس و باهوش بود که به موقع مربیگری را کنار گذاشت و تسلیم وسوسهها نشد.
ارسال نظر