این مطلب از گروه وب گردی تهیه شده و فقط جنبه سرگرمی دارد
فیلم / شقایق دهقان: از مهراب قاسم خانی جدا شدم ... / شوهرم همیشه رئیس بود ... مافوقم بود ... سنم رفت بالا دیگه تحمل نکردم ...
ویدئویی از صحبتهای شقایق دهقان از آشنایی تا جداییاش از مهراب قاسمخانی را در این مطلب مشاهده کنید.

تولد و شروع فعالیت شقایق دهقان
شقایق دهقان ، بازیگر سینما و تلویزیون، در تاریخ 4 اسفند 1357 در شهر گیسن آلمان دیده به جهان گشود. او تنها تا مقطع دیپلم تحصیل کرد و سپس وارد کلاسهای عروسکگردانی شد و مسیر هنر را پی گرفت. فعالیتش را با تئاتر آغاز کرد و در ادامه با حضور در سریال محبوب پاورچین توانست به سطح بالایی از شهرت دست یابد. اکنون او مادر یک فرزند است.
علت تولد شقایق دهقان در آلمان، تحصیلات پدرش در این کشور بود. خانوادهاش از سهماهگی او به ایران بازگشتند و به دلیل شغل پدر، شش سال در شهر ساری زندگی کردند. شقایق دارای دو خواهر و یک برادر کوچکتر است و از نظر اصالت خانوادگی، بخشی از ریشههایش به قوم بختیاری برمیگردد.
آشنایی با مهراب قاسمخانی و ازدواج
شقایق دهقان درباره آشنایی با مهراب قاسمخانی اینگونه بیان کرد: «یه کاری فکر میکنم برای شبکه جام جم بودش که اونجا با ایشون آشنا شدم. سر فیلم مهران مدیری ما با هم آشنا نشدیم. قبلترش با ایشون آشنا بودم.»
زندگی مشترک این دو بالاخره به جدایی ختم شد. او در ادامه گفت: «من متارکه کردم؛ دو سال و نیمه که جدا شدم. فرزندم نویان امسال وارد 14 سالگی میشه.»
علایق و چالشهای شقایق دهقان
شقایق دهقان درباره آرزوهای خود و علاقهمندیهای فرزندش چنین بیان کرد: «پدر من دلش میخواست من مهندس بشم، اما بازیگر شدم. ولی خیلی دلم میخواد بچم نویسنده بشه، نمیدونم اون چی میخواد.» او اشاره داشت که با بالا رفتن سن، تحمل افراد کمتر میشود و این موضوع یکی از دلایل جدایی آنها بود.
او همچنین درباره چالشهای خود برای شروع برخی فعالیتها افزود: «مهراب قاسمخانی همیشه رئیس بود، همیشه مافوق بود و بالاتر بود. به جایی رسیدیم که هر بار برای شروع نوشتن و کار جدیدی، احساس چالش میکردم و میگفتم ولش کن، نمیخواد!»
رؤیاها و تنبلی در رسیدن به آرزوها
این بازیگر محبوب میگوید: «دارم دوباره تلاشم رو میکنم، هرچند خیلی تنبلم. هرچقدر آرزو دارم که اگر شروع کنم نوشتن و وصل بشم به نویسندگی، شاید خیلی از نقشهایی که الان بازی میکنم رو بازی نکنم. ولی نمیدونم چرا آدمها واسه رسیدن به آرزوهاشون تنبلن.»
ارسال نظر