واکنش دختر آقای وزیر به خبر احتکار دارو / حساب پدر جداست!
رکنا: شبنم نعمت زاده دختر وزیر صنعت سابق روحانی به خبر جنجالی کشف انبار داروهای احتکار شده واکنش نشان داد.
به گزارش گروه سیاسی رکنا، شبنم نعمت زاده دختر محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت سابق دولت روحانی که مسائلی درباره انبارهای یک شرکت داروسازی متعلق به وی و بدهی هایش به سایر شرکتها جنجال آفرین شده بود، به همراه 3 نفر از وکلایش با شرق به گفت و گو نشست.
وی در بخشی از این گفتگو برای اثبات اینکه بگوید شرکت های متعدد او هیچ ارتباطی به وزارت پدرش ندارد، درباره چندین شرکت خود گفته است: من از سال 88 فعالیت خودم را شروع کردم و در این 10 سال چند شرکت تأسیس کردیم. ما روند خودمان را داشتیم و این کارها ارتباطی با فعالیتهای پدرم نداشت. ایشان هم که کنار رفتند، باز ما شرکتهای دیگری را تأسیس کردیم.
شبنم نعمت زاده سال 75 از دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد؛ 5 سال بیکار بود اما در سال 80 در داروخانه بیمارستان میلاد کار پیدا کرد و پس از آن در چند داروخانه دیگر کار می کرد. اما به فاصله چند سال پس از کار کردن در داروخانه ها، از سال 88 به بعد، تاسیس شرکتهایش را آغاز کرد و اکنون می گوید که به مالکیت چندین شرکت رسیده است.
وی با اینکه رسیدن از داروسازی در داروخانه ها به مالکیت چندین شرکت را بدون دخالت پدرش دانست اما افزود: یک دوره کوتاهی وقتی پدرم بازنشسته شده بود، از ایشان خواهش کردم در یکی از شرکتها بهعنوان هیئتمدیره اسمشان را بگذارم. آن هم زمان خیلی کوتاهی بود و ایشان هیچ نفعی از این شرکت نداشت.
شبنم نعمت زاده تاکید کرد که مطمئنا به شرایط بهتری دست خواهد یافت.
-
فیلم / شوخی پزشکیان درباره دمای اتاق مصاحبه/ من زابل خدمت کردم، پنکه هم نداشتم، دیگه چی میگی؟!
این یکی از نعممات الهی است که نصیب جناب نعمت زاده شده است همین که قایل دانسته در وطن تشریف دارند خوبه
اره انشالله که راست میگی خودت به خودی خود ترقی کردی اونم به صورت ناشناس کار کردی که یه وقت سواستفاده نشه از اسم پدر یا رانتی در کار نبوده
خانومم اگه خواستی نقش پدرت را صفر بدونی در پیشرفت کارت خودت را با همکلاسی های خودت از اول ابتدایی تا الان مقایسه کن حتی شرایط مالی خانواده ات را با همسطح ها ببین از کجا به کجا رسیدید حتما سهمتون از انقلابه نه بیشتر پس کمی تفکر .......
طفلکی توی استان من دخترانش به خاطر نداشتن هزینه دانشگاه وبرخی به خاطر نداشتن جهیزیه و.......... کاش پدر ان اینها ابدارچی وزارتخانه ای یا فامیل اقایی بودند حیف که پدرانشان یا کارگرند یا کشاورز یا کارمند ویا بیکارند
مال مردم خور برید به جهنم