از اینکه می‌دیدم شریک زندگی‌ام سایه پدر روی سرش نیست و کس‌وکاری ندارد، سوء‌استفاده می‌کردم. گاهی با مرور خاطرات عذابش می‌دادم و می‌گفتم قرار بوده با پول‌دارترین دختر فامیل ازدواج کنم و... .

جوابم را نمی‌داد و نمی‌خواست مشکلی پیش بیاید. شش سال از زندگی‌مان گذشت. ما صاحب فرزندی شده بودیم؛ اما افسوس قدر زندگی‌ام را نمی‌دانستم و هر جا می‌نشستم، به شوخی و مزاح از تجدیدفراش و زن دیگر حرف می‌زدم.

نمی‌دانستم تمام این حرف‌ها ناشکری به درگاه خداست. متاسفانه همسرم را در حادثه‌ای از دست دادم. از آن به بعد کوهی از مشکلات بر سر راه زندگی‌ام قرار گرفته است. بالاخره حرفم عملی شد و زن دیگری گرفتم؛ اما همسرم با بچه‌ام نمی‌سازد و طفل بی‌گناه را آزار روحی و روانی می‌دهد. ما چندروزی برای مسافرت از شهرخودمان به مشهد آمدیم. اینجا فرزندم با نامادری‌اش دوباره دعوایشان شد. پسر کوچولویم غیبش زد و خون جگر شدیم تا پس از چند ساعت با کمک پلیس او را پیدا کردیم. یادش به‌خیر آن روزهای قشنگی که گذشتند و دیگر هیچ‌وقت تکرار نمی‌شوند. یادش به‌خیر همسری که از صلاح و مصلحت من بیرون نبود. با این همسرم نمی‌توانم ادامه بدهم. برای حرف‌هایم تره خرد نمی‌کند و زنی بدپوشش و ولخرج است. خسته شده‌ام و... .برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

اخبار زیر را از دست ندهید:

قاتل «ستایش» چرا محکوم به قصاص شد؟

مرد بی نوا شوخی تجدید فراش برایش دردسرساز شد

این مرد را می شناسید ؟ / او از سایت دیوار به سراغ شما می آید +عکس

وقتی به خانه آمدم و کار وقیحانه برادرم با مادر را دیدم و خون جلو چشمانم را گرفت + عکس

اجاره آدمکش برای قتل وکیل جوان / پلیس شیراز رد قاتلان را در ایتالیا به دست آورد

برادرکشی با چاقوی قصابی+عکس

 

تفریحات بازیگر زن ایرانی در کنار آبشار نیاگارا ! +عکس

سوپراستار سینمای ایران از رنگ جدید موهایش پرده برداری کرد! +عکس

آیا این خبر مفید بود؟