تحلیل روانشناسی خبر ترند / قیمت نجومی اثر پرویز تناولی /  آیا مردم زیبایی را می بینند یا برچسب میلیاردی آن را؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،  در گزارش های هنری درباره حراج تهران، از عرضه اثری از پرویز تناولی، مجسمه ساز برجسته ایرانی، با برآورد قیمتی بسیار بالا سخن گفته شده است. تناولی از چهره های شناخته شده هنر معاصر ایران است که آثارش، به ویژه مجموعه های مرتبط با مفهوم هیچ، در داخل و خارج از کشور مورد توجه قرار گرفته اند. در بازار هنر، قیمت گذاری یک اثر می تواند تحت تاثیر اصالت، کمیابی، پیشینه نمایشگاهی، جایگاه تاریخی هنرمند، سابقه معاملات و میزان تقاضای خریداران قرار گیرد.

با این حال، باید میان برآورد اولیه حراج و قیمت فروش نهایی تفاوت گذاشت. رقم تخمینی به معنای انجام معامله با همان مبلغ نیست اما فارغ از نتیجه حراج، انتشار یک رقم بزرگ می تواند به تنهایی توجه عمومی را جلب کند و بر شیوه قضاوت مخاطبان درباره اثر تاثیر بگذارد. پرسش گروه روانشناسی رکنا این است که آیا ما ابتدا زیبایی را تجربه می کنیم و سپس درباره ارزش اقتصادی آن فکر می کنیم، یا گاهی قیمت از همان ابتدا تجربه زیبایی را برایمان شکل می دهد؟

 قیمت نجومی اثر پرویز تناولی؛ آیا مردم زیبایی را می بینند یا برچسب میلیاردی آن را؟

تحلیل روانشناختی؛ چرا مغز از قیمت برای قضاوت درباره زیبایی کمک می گیرد؟

زیبایی و ارزش هنری از موضوعاتی هستند که ارزیابی آنها همیشه ساده نیست. وقتی فرد با یک اثر هنری مواجه می شود، ممکن است درباره تکنیک، تاریخچه، اصالت یا جایگاه آن در هنر معاصر اطلاعات کافی نداشته باشد. در چنین شرایطی، ذهن برای کاهش پیچیدگی تصمیم گیری به نشانه های بیرونی توجه می کند.

قیمت یکی از این نشانه هاست. در روانشناسی شناختی، این نوع تصمیم گیری با مفهوم میانبرهای ذهنی  ارتباط دارد. میانبر ذهنی به معنای استفاده از اطلاعات محدود برای رسیدن سریع تر به یک قضاوت است. این فرایند همیشه اشتباه نیست؛ گاهی قیمت یا شهرت می تواند اطلاعاتی درباره کمیابی و اعتبار یک اثر ارائه دهد اما مشکل زمانی ایجاد می شود که یک نشانه بیرونی، جای بررسی مستقل را بگیرد.

ممکن است فرد اثری را که پیش از اعلام قیمت برایش چندان جذاب نبوده، پس از شنیدن یک رقم میلیاردی مهمتر ارزیابی کند. در این حالت، تغییر قضاوت لزوما از تغییر ویژگی های اثر ناشی نشده است؛ اطلاعات تازه درباره قیمت نیز بر انتظار ذهنی او تاثیر گذاشته است.

اثر لنگر ذهنی؛ چگونه یک عدد بزرگ بر قضاوت ما سایه می اندازد؟

یکی از مفاهیم مهم اقتصاد رفتاری، اثر لنگر ذهنی  است. آموس تورسکی و دنیل کانمن نشان دادند اعداد اولیه، حتی در شرایطی که ارتباط محدودی با موضوع دارند، می توانند بر برآوردهای بعدی افراد تاثیر بگذارند. در بازار هنر، اعلام یک برآورد قیمتی بسیار بالا ممکن است نقطه مرجع ذهنی مخاطب شود. پس از آن، فرد ممکن است اثر را در چارچوب همان عدد ارزیابی کند برای مثال اگر مخاطب پیش از دیدن یک مجسمه بشنود که ارزش آن چندین میلیارد تومان برآورد شده است، ممکن است با انتظار مواجهه با اثری فوق العاده به تماشای آن برود.

این انتظار می تواند بر توجه، تفسیر و قضاوت او اثر بگذارد.البته اثر لنگر به معنای آن نیست که هر مخاطبی پس از شنیدن قیمت، حتما اثر را زیباتر می بیند. دانش هنری، تجربه قبلی، نگرش به بازار هنر و میزان علاقه شخصی می توانند شدت این تاثیر را تغییر دهند.

اثر انتظار؛ آیا دانستن قیمت می تواند تجربه لذت را تغییر دهد؟

پژوهش های علوم شناختی نشان داده اند انتظارهای قبلی می توانند تجربه ذهنی افراد از یک محرک را تحت تاثیر قرار دهند. در یک پژوهش شناخته شده درباره ارزیابی شراب، هیلکه پلاسمن و همکارانش نشان دادند که ارائه قیمت بالاتر برای شراب یکسان می تواند با گزارش لذت بیشتر و تغییر فعالیت بخش هایی از مغز مرتبط با تجربه ارزش همراه شود.

این یافته به معنای آن نیست که مغز همه افراد در مواجهه با آثار هنری دقیقا همین واکنش را نشان می دهد اما نشان می دهد اطلاعات بیرونی، از جمله قیمت، می توانند در برخی شرایط تجربه ذهنی لذت را تحت تاثیر قرار دهند. در هنر نیز ممکن است دانستن شهرت هنرمند یا قیمت اثر، انتظار مخاطب را تغییر دهد.  در نتیجه، تجربه زیبایی شناختی همیشه کاملا مستقل از اطلاعات اجتماعی و اقتصادی پیرامون اثر نیست.

قیمت نجومی اثر پرویز تناولی؛ آیا مردم زیبایی را می بینند یا برچسب میلیاردی آن را؟2

اثر هاله ای؛ چرا شهرت هنرمند می تواند به تمام آثار او اعتبار بدهد؟

در روانشناسی اجتماعی، اثر هاله ای به وضعیتی اشاره دارد که برداشت مثبت از یک ویژگی فرد یا موضوع، بر ارزیابی سایر ویژگی های آن اثر می گذارد برای مثال، وقتی هنرمندی شهرت بین المللی دارد، مخاطب ممکن است پیش از بررسی یک اثر مشخص، درباره کیفیت آن انتظار مثبتی داشته باشد. شهرت می تواند نشانه ای از سابقه حرفه ای و جایگاه تاریخی باشد، اما به تنهایی جایگزین ارزیابی هر اثر نیست.

در بازار هنر، نام هنرمند، اعتبار گالری، سابقه نمایشگاهی و توجه رسانه ها می توانند به شکل همزمان بر قضاوت مخاطب تاثیر بگذارند. به همین دلیل، لازم است میان ارزش تاریخی و تخصصی یک اثر، ارزش اقتصادی آن و سلیقه شخصی مخاطب تفاوت گذاشت. ممکن است اثری از نظر تاریخی بسیار مهم باشد، اما برای یک بیننده خاص جذابیت عاطفی چندانی نداشته باشد. این دو ارزیابی لزوما متناقض نیستند.

مصرف منزلتی؛ چرا بعضی آثار هنری فقط برای تماشا خریداری نمی شوند؟

تورستین وبلن، اقتصاددان و جامعه شناس، مفهوم مصرف نمایشی را برای توضیح رفتارهایی مطرح کرد که در آنها خرید و مصرف کالاها می تواند نشانه موقعیت اجتماعی باشد. در بازار آثار هنری گران قیمت، مالکیت یک اثر ممکن است علاوه بر علاقه زیبایی شناختی، با اعتبار اجتماعی، سرمایه گذاری یا نمایش جایگاه اقتصادی ارتباط پیدا کند.

این مسئله به معنای آن نیست که همه مجموعه داران با انگیزه خودنمایی خرید می کنند. بسیاری از خریداران ممکن است به تاریخ هنر، حفظ آثار فرهنگی یا حمایت از هنرمندان علاقه واقعی داشته باشند. اما در برخی موقعیت ها، کمیابی و قیمت بالا می توانند خود به بخشی از جذابیت اجتماعی یک اثر تبدیل شوند. در این حالت، پرسش از اینکه اثر چه احساسی ایجاد می کند، ممکن است جای خود را به این پرسش بدهد که مالکیت آن چه جایگاهی برای خریدار ایجاد می کند.

چرا قیمت های نجومی در جامعه ای با فشار اقتصادی واکنش متفاوت ایجاد می کنند؟

واکنش مردم به خبر قیمت های بسیار بالا، فقط به ویژگی های اثر هنری مربوط نیست. شرایط اقتصادی و تجربه روزمره مخاطبان نیز در تفسیر خبر نقش دارند. برای فردی که با دشواری تامین هزینه های ضروری زندگی روبروست، شنیدن رقم بسیار بالای یک اثر هنری ممکن است با احساس فاصله طبقاتی یا مقایسه اجتماعی همراه شود.

در نظریه مقایسه اجتماعی، افراد برای ارزیابی موقعیت و توانایی های خود گاهی به مقایسه با دیگران روی می آورند. در مواجهه با اخبار ثروت و مصرف لوکس، برخی مخاطبان ممکن است وضعیت اقتصادی خود را با گروه های برخوردار مقایسه کنند. این مقایسه می تواند احساس محرومیت نسبی را برجسته کند؛ یعنی فرد موقعیت خود را نه فقط بر اساس داشته های واقعی، بلکه در نسبت با امکانات دیگران ارزیابی کند.

با این حال، واکنش همه مردم یکسان نیست. برخی ممکن است از موفقیت جهانی هنر ایران احساس افتخار کنند، برخی به ارزش سرمایه گذاری اثر توجه داشته باشند و برخی نیز نسبت به فاصله اقتصادی واکنش انتقادی نشان دهند. تحلیل علمی باید این تفاوت ها را ببیند و از نسبت دادن یک احساس واحد به کل جامعه پرهیز کند.

آیا قیمت بالا می تواند ارزش هنر را در ذهن جامعه تغییر دهد؟

اگر توجه رسانه ها عمدتا بر رکوردهای فروش و رقم های بزرگ متمرکز شود، ممکن است مخاطبان به تدریج موفقیت هنری را بیش از اندازه با قیمت بازار یکسان بگیرند. در چنین شرایطی، آثار هنرمندان کمتر شناخته شده یا هنرهایی که بازار تجاری بزرگی ندارند، ممکن است کمتر دیده شوند. این موضوع با مسئله برجسته سازی رسانه ای نیز ارتباط دارد.

رسانه ها لزوما به مردم نمی گویند درباره یک موضوع چه نظری داشته باشند، اما می توانند بر اینکه کدام جنبه از موضوع بیشتر مورد توجه قرار گیرد تاثیر بگذارند.

وقتی خبر یک اثر هنری فقط با رقم فروش آن منتشر شود، مخاطب ممکن است کمتر درباره مفهوم، تکنیک، تاریخچه و تاثیر فرهنگی آن اطلاعات دریافت کند. در نتیجه، ارزش اقتصادی می تواند بر سایر ابعاد تجربه هنر سایه بیندازد.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟

زیرا این خبر فقط درباره یک مجسمه یا یک حراج نیست.مسئله اصلی، شیوه ارزش گذاری ذهن انسان است.ما در زندگی روزمره نیز ممکن است قیمت بالا را نشانه کیفیت، شهرت را نشانه شایستگی و کمیابی را نشانه ارزش بیشتر بدانیم.

این میانبرهای ذهنی گاهی مفیدند، اما می توانند قضاوت مستقل را نیز محدود کنند.خبر حراج یک اثر هنری فرصتی است برای پرسیدن اینکه چه اندازه از ارزیابی های ما بر تجربه و شناخت استوار است و چه اندازه تحت تاثیر نشانه های اجتماعی قرار دارد.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان

نهادهای فرهنگی باید در کنار حمایت از بازار هنر و حراج ها، زمینه آشنایی عمومی با تاریخ و مفاهیم هنر معاصر را فراهم کنند.معرفی هنرمندان، برگزاری نمایشگاه های آموزشی، تقویت موزه ها و دسترسی فرهنگی برای گروه های مختلف اجتماعی می تواند به شکل گیری قضاوت آگاهانه تر کمک کند.

همچنین رسانه ها و برگزارکنندگان حراج ها باید میان برآورد اولیه، قیمت پایه و مبلغ فروش قطعی تفاوت روشن بگذارند.تبدیل یک برآورد به تیتر فروش قطعی، می تواند برداشت نادرستی از واقعیت بازار ایجاد کند.

راهکار برای مردم؛ چگونه هنر را مستقل از برچسب قیمت ببینیم؟

پیش از اطلاع از قیمت یک اثر، چند دقیقه به آن نگاه کنید.از خود بپرسید چه احساسی در شما ایجاد می کند، چه جزئیاتی توجهتان را جلب کرده و چه معنایی از آن دریافت می کنید.سپس درباره هنرمند، دوره تاریخی، تکنیک و زمینه شکل گیری اثر مطالعه کنید.پس از آن می توانید اطلاعات مربوط به قیمت و بازار را نیز بررسی کنید.

اگر نظر شما پس از شنیدن قیمت تغییر کرد، از خود بپرسید کدام بخش از این تغییر ناشی از شناخت تازه است و کدام بخش ممکن است به اعتبار اجتماعی یا بزرگی عدد مربوط باشد.

 به یاد داشته باشید نپسندیدن یک اثر گران قیمت به معنای ناآگاهی از هنر نیست؛ همانطور که علاقه داشتن به اثری کم قیمت، ارزش تجربه زیبایی شناختی شما را کاهش نمی دهد.

تلنگر روانشناختی

گاهی یک اثر هنری پیش از آنکه فرصت کنیم با آن روبرو شویم، با قیمتش به ما معرفی می شود. از آن لحظه به بعد، ممکن است به جای دیدن خطوط، فرم ها و معنای اثر، عددی را ببینیم که روی آن گذاشته اند.

مهمترین پرسش در برابر یک اثر میلیاردی این نیست که چقدر می ارزد؛ بلکه این است که اگر قیمتش را نمی دانستیم، باز هم همین طور به آن نگاه می کردیم؟

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257022
  • «خلوت کنید، آقای خمسه!»؛ بادیگاردهای علیرضا خمسه بلای جانش شدند/ ویدئوی جنجالی ختم اکبر عبدی که تا سال‌ها از یادمان نمی‌رود!