چرا سالگرد یک اتفاق تلخ ناگهان حالمان را خراب می کند؟ / ۷ نشانه واکنش سالگردی

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، ممکن است در ابتدا هیچ دلیل روشنی برای این حال پیدا نشود، اما کمی بعد یک ارتباط آشکار می شود: سالگرد یک فقدان، حادثه، جنگ، بحران اجتماعی یا اتفاق تکان دهنده نزدیک است.

روانشناسی برای این تجربه از مفهوم واکنش سالگردی (Anniversary Reaction) استفاده می کند؛ حالتی که در آن نزدیک شدن به زمان وقوع یک رویداد مهم، می تواند بخشی از خاطرات و واکنش های هیجانی مرتبط با آن را دوباره فعال کند.

نکته عجیب اینجاست که گاهی ذهن هنوز تاریخ را به یاد نیاورده، اما بدن و هیجان واکنش خود را آغاز کرده اند.

واکنش سالگردی چیست؟

واکنش سالگردی به بازگشت موقت احساسات، خاطرات یا نشانه های جسمی و روانی مرتبط با یک رویداد مهم در نزدیکی زمان وقوع آن گفته می شود.

این واکنش فقط پس از مرگ یک عزیز دیده نمی شود. سالگرد تصادف، بیماری سخت، جدایی، مهاجرت اجباری، زلزله، جنگ، خشونت جمعی یا یک بحران اجتماعی نیز ممکن است برای بعضی افراد سنگین باشد.

بر اساس توضیحات مرکز ملی اختلال استرس پس از سانحه آمریکا، تاریخ ها، فصل ها، مکان ها، صداها و حتی وضعیت آب و هوا می توانند به یادآورهای تروما تبدیل شوند و واکنش های هیجانی را دوباره فعال کنند. مرکز ملی PTSD درباره واکنش های سالگردی

این واکنش برای همه رخ نمی دهد و شدت آن نیز در افراد متفاوت است. یک نفر ممکن است فقط چند ساعت احساس غم کند، در حالی که فرد دیگری با اضطراب، بی خوابی یا خاطرات مزاحم روبه رو شود.

مغز چگونه یک تاریخ را به احساس تبدیل می کند؟

خاطرات مهم فقط به صورت مجموعه ای از اطلاعات ذخیره نمی شوند. یک تجربه دردناک ممکن است با تصاویر، صداها، بوها، وضعیت هوا، مکان، احساسات بدنی و معنایی که فرد برای آن اتفاق ساخته است، پیوند بخورد.

به همین دلیل همیشه خود تاریخ عامل اصلی نیست. ممکن است خنک شدن هوا، یک آهنگ، تصویر خبری، جمله ای آشنا یا بازگشت به یک خیابان خاص، شبکه خاطرات مرتبط با حادثه را فعال کند.

گاهی فرد آگاهانه به اتفاق فکر می کند. گاهی نیز فقط متوجه می شود که بی قرار، غمگین یا تحریک پذیر شده است.

به زبان ساده، تقویم فقط روی دیوار نیست؛ بعضی تاریخ ها در حافظه هیجانی ما نیز ثبت می شوند.

چرا سالگرد یک اتفاق تلخ ناگهان حالمان را خراب می کند؟

۷ نشانه که می تواند با واکنش سالگردی مرتبط باشد

این نشانه ها به تنهایی تشخیص روان شناختی نیستند، اما اگر در نزدیکی سالگرد یک رویداد ظاهر شوند، می توانند به شناخت الگوی هیجانی فرد کمک کنند.

۱. غم یا سنگینی ناگهانی

فرد بدون دلیل تازه ای احساس غم، فشار یا دل گرفتگی می کند. ممکن است میل او به گفت و گو یا حضور در جمع کاهش پیدا کند.

۲. تغییر خواب یا کابوس

دیر خوابیدن، بیدار شدن مکرر، دیدن خواب های آشفته یا احساس خستگی پس از خواب ممکن است در روزهای نزدیک به سالگرد بیشتر شود.

۳. اضطراب و بی قراری

احساس خطر، تنش بدنی، تپش قلب، بی قراری یا نگرانی مبهم می تواند ظاهر شود؛ حتی اگر فرد در همان لحظه به رویداد گذشته فکر نکند.

۴. کاهش تمرکز

ذهن ممکن است بیشتر درگیر خاطرات، خبرها یا تصویرهای گذشته شود و تمرکز بر کارهای روزمره دشوارتر شود.

۵. تحریک پذیری یا خشم

واکنش سالگردی همیشه به شکل غم ظاهر نمی شود. بعضی افراد زودرنج، کم حوصله یا عصبانی می شوند.

۶. اجتناب از خبر، مکان یا گفت و گو

فرد ممکن است نخواهد تصاویر سالگرد را ببیند، درباره حادثه حرف بزند یا به مکانی برود که او را به یاد گذشته می اندازد.

۷. درگیری بیش از اندازه با اخبار و تصاویر

واکنش بعضی افراد درست برعکس است. آنها بارها خبرها، تصاویر و روایت های مرتبط را مرور می کنند؛ حتی زمانی که این مواجهه حالشان را بدتر می کند.

چرا بعضی تاریخ ها برای یک جامعه روز معمولی نیستند؟

انسان فقط با خاطرات شخصی خود زندگی نمی کند. جوامع نیز مجموعه ای از روایت ها، فقدان ها، پیروزی ها و تجربه های مشترک دارند که بخشی از حافظه جمعی آنها را می سازد.

بعضی روزها فقط یک عدد در تقویم نیستند. آنها ممکن است یادآور جنگ، زلزله، خشونت جمعی، بحران اجتماعی یا حادثه ای باشند که زندگی گروه بزرگی از مردم را تغییر داده است.

حتی فردی که مستقیما در حادثه حضور نداشته، ممکن است تحت تاثیر آن قرار بگیرد. روایت خانواده، تصاویر رسانه ای، مراسم یادبود و فضای عاطفی جامعه می تواند یک رویداد را وارد تجربه روانی نسل های بعدی کند.

حافظه جمعی به این معنا نیست که همه افراد جامعه احساس یکسانی دارند. یکی غمگین می شود، دیگری خشمگین، فردی نیاز به صحبت کردن دارد و شخص دیگری ترجیح می دهد آن روز از فضای خبری فاصله بگیرد.

چرا سالگرد یک اتفاق تلخ ناگهان حالمان را خراب می کند؟ 2

تروما جمعی چه اثری بر روان مردم می گذارد؟

تروما جمعی (Collective Trauma) زمانی مطرح می شود که یک رویداد شدید، احساس امنیت، پیوستگی یا هویت گروه بزرگی از مردم را تحت تاثیر قرار دهد اما نباید از این اصطلاح برای بیمار معرفی کردن یک جامعه استفاده کرد. قرار گرفتن در معرض یک حادثه مشترک به این معنا نیست که تمام افراد جامعه اختلال روانی مشابهی پیدا می کنند.

پژوهش مروری درباره یادبود جنگ ها و خشونت های گسترده نشان داده است مراسم و یادآوری های جمعی ممکن است پیامدهای متفاوتی داشته باشند. در برخی افراد، غم و نشانه های استرس افزایش پیدا می کند؛ در برخی دیگر، احساس همبستگی، به رسمیت شناخته شدن رنج و معنا سازی تقویت می شود. مرور علمی پیامدهای روانی مراسم یادبود

بنابراین، یادآوری جمعی نه همیشه آسیب زا است و نه همیشه درمان کننده. اثر آن به تجربه فرد، شیوه روایت حادثه، حمایت اجتماعی و فضای فرهنگی و سیاسی بستگی دارد.

نقش رسانه در بازگشت خاطرات چیست؟

سالگرد بسیاری از اتفاقات با بازنشر گسترده تصاویر، فیلم ها، گزارش ها و روایت های شخصی همراه است. رسانه می تواند به حفظ حافظه تاریخی و شنیده شدن صدای بازماندگان کمک کند، اما مواجهه مکرر با تصاویر شدید نیز ممکن است برای برخی افراد فشار روانی ایجاد کند.

گاهی آنچه حال فرد را تغییر می دهد، صرفا رسیدن تاریخ نیست؛ بلکه حجم ناگهانی یادآورها در شبکه های اجتماعی و رسانه هاست.

فرد ممکن است در چند ساعت بارها با یک تصویر، صدا یا روایت روبه رو شود. الگوریتم های شبکه های اجتماعی نیز می توانند محتوای مشابه را پشت سر هم نمایش دهند و فرصت فاصله گرفتن ذهنی را کاهش دهند.

فاصله گرفتن موقت از خبرها به معنای بی تفاوتی نیست. گاهی محدود کردن مواجهه، راهی برای حفظ توان روانی و جلوگیری از غرق شدن در تصاویر آسیب زا است.

آیا ناراحتی در سالگرد نشانه اختلال روانی است؟

لزوما اینطور نیست. احساس غم، سنگینی یا اضطراب موقت در برابر یک خاطره مهم می تواند بخشی از واکنش طبیعی انسان باشد. ناراحت شدن همیشه به معنای ضعیف بودن یا بازگشت کامل به نقطه اول نیست.

در پژوهشی درباره پنجاهمین سالگرد خشونت سیاسی سال ۱۹۷۰ در دانشگاه کنت، افزایش موقت ناراحتی مشاهده شد، اما افزایش گسترده ای در نشانه های مشکلات سلامت روان گزارش نشد. این یافته نشان می دهد سالگردها ممکن است حال فرد را موقتا تغییر دهند، بدون آنکه الزاما باعث ایجاد یک اختلال روانی شوند. مطالعه واکنش های روانی در یک سالگرد تاریخی

موضوع زمانی به توجه جدی تری نیاز دارد که نشانه ها شدید، طولانی یا مختل کننده شوند؛ برای مثال:

- کابوس ها و خاطرات مزاحم مکرر باشند.

- فرد نتواند فعالیت های معمول خود را انجام دهد.

- اضطراب یا احساس خطر برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.

- اجتناب شدید، انزوا یا حملات اضطرابی ایجاد شود.

- احساس درماندگی یا افکار آسیب زدن به خود شکل بگیرد.

در چنین شرایطی، گفت و گو با روانشناس یا متخصص سلامت روان می تواند ضروری باشد.

خود ارزیابی؛ این تاریخ با روان شما چه می کند؟

در روزهای نزدیک به سالگرد یک اتفاق، این سوال ها می توانند به شناخت بهتر واکنش ها کمک کنند:

۱. آیا تغییر حال من با نزدیک شدن به تاریخ، فصل یا یادآور مشخصی همزمان شده است؟

۲. بیشتر به صحبت کردن نیاز دارم یا فاصله گرفتن موقت از اخبار؟

۳. مواجهه با تصاویر و روایت ها به من برای معنا سازی کمک می کند یا فشار روانی ام را افزایش می دهد؟

۴. آیا خواب، تمرکز یا روابط روزمره من مختل شده است؟

۵. این احساس موقتی است یا هر روز شدیدتر می شود؟

۶. آیا کسی وجود دارد که بتوانم بدون قضاوت درباره این تجربه با او صحبت کنم؟

هدف این سوال ها حذف احساسات نیست؛ هدف این است که فرد بداند چه اتفاقی در درون او در حال رخ دادن است.

در روزهای نزدیک به یک سالگرد تلخ چه کار کنیم؟

میزان مواجهه با اخبار را انتخاب کنید

لازم نیست هر تصویر و روایت بازنشرشده را ببینید. زمان مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین کنید و پس از آن از فضای رسانه ای فاصله بگیرید.

واکنش خود را نام گذاری کنید

گفتن اینکه این روز برای من یادآور یک تجربه سخت است، می تواند از سردرگمی کم کند. نام گذاری احساس، به معنای تسلیم شدن در برابر آن نیست.

برنامه روزمره را حفظ کنید

خواب، تغذیه، حرکت بدنی و ارتباط با افراد قابل اعتماد می تواند به تنظیم هیجان کمک کند.

شکل مناسب یادآوری را خودتان انتخاب کنید

بعضی افراد به گفت و گو، نوشتن یا شرکت در مراسم نیاز دارند. برخی دیگر ترجیح می دهند آن روز را در سکوت بگذرانند. یک شیوه واحد و درست برای همه وجود ندارد.

اگر نشانه ها شدید شدند کمک بگیرید

اگر واکنش ها زندگی روزمره را مختل کرده اند یا با درماندگی شدید همراه شده اند، کمک تخصصی را به تعویق نیندازید.

بعضی تاریخ ها به این دلیل سنگین می شوند که فقط یک رویداد را یادآوری نمی کنند؛ بلکه احساسات حل نشده، پرسش های بی پاسخ و معنایی را که ذهن برای آن اتفاق ساخته است، دوباره فعال می کنند.

روان انسان تلاش می کند تجربه های مهم را در روایتی قابل فهم قرار دهد. وقتی یک اتفاق بسیار دردناک یا گسترده باشد، این فرایند ممکن است سال ها ادامه پیدا کند. در سطح فردی و اجتماعی، باید میان یادآوری و گرفتار شدن در گذشته تفاوت گذاشت.

یادآوری می تواند به همدلی، شناخت و معنا سازی کمک کند؛ اما غرق شدن مداوم در تصاویر و روایت های آسیب زا ممکن است فشار روانی را افزایش دهد.

گاهی بهترین واکنش این نیست که احساسات خود را خاموش کنیم. بهتر است بفهمیم این تاریخ چه چیزی را در ما بیدار کرده و اکنون برای عبور از آن به چه چیزی نیاز داریم.

چرا بعضی تاریخ ها هر سال باز می گردند؟

چون حافظه فقط درباره گذشته نیست؛ درباره رابطه امروز ما با گذشته است. یک تاریخ می تواند یادآور رنج باشد، اما می تواند فرصتی برای همدلی، گفت و گو، شناخت و بازنگری نیز ایجاد کند. پژوهش ها نشان داده اند معنا سازی، حمایت اجتماعی و به رسمیت شناخته شدن تجربه افراد می تواند بر نحوه مواجهه آنها با یادبودهای جمعی اثر بگذارد. مطالعه PLOS One درباره هیجان، حمایت و معنا سازی در مراسم یادبودنشان داد گاهی چیزی که در یک سالگرد حال ما را تغییر می دهد، اتفاق تازه ای نیست. خاطره ای است که هنوز در ذهن ما، خانواده ما یا جامعه ما به پایان نرسیده است.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1249042
  • کتک کاری در کنسرت ساواش در کرمان / بلاگر جوان به شدت زخمی شد