راز خستگی خبری چیست؟ / چرا دیگر حوصله دنبال کردن اخبار را نداریم؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، در ابتدا، هر خبر مانند یک ضربه روانی عمل می کند. ذهن به سرعت واکنش نشان می دهد؛ نگران می شود، خشمگین می شود، احساس همدردی می کند. اما بعد از مدتی اتفاقی متفاوت رخ می دهد. بعضی افراد دیگر حوصله باز کردن خبرها را ندارند. بعضی ها می گویند نمی خواهم چیزی بدانم. برخی حتی احساس می کنند دیگر هیچ خبری آنها را تکان نمی دهد. آیا انسان بی تفاوت شده است؟ یا مغز در برابر حجم بیش از حد بحران ها، وارد حالت دفاعی شده است؟ روانشناسان معتقدند آنچه امروز بسیاری از مردم تجربه می کنند، پدیده ای شناخته شده به نام خستگی خبری یا News Fatigue است؛ حالتی که در آن ذهن انسان در اثر مواجهه مداوم با اخبار منفی، احساس فرسودگی، اضطراب و ناتوانی می کند. مغز انسان ظرفیت محدودی برای پردازش تهدید دارد مغز انسان برای شناسایی خطر طراحی شده است. در طول تکامل، توجه به تهدیدها برای بقا ضروری بود؛ صدای خطر، نشانه دشمن یا تغییر محیط باید سریع تشخیص داده می شد اما مغز انسان برای زندگی در شرایطی که هر چند دقیقه یک بحران جدید دریافت کند، تکامل پیدا نکرده است. امروز یک فرد ممکن است بدون خروج از خانه، در یک روز با صدها تصویر و خبر درباره جنگ، بیماری، بحران اقتصادی و فاجعه انسانی مواجه شود.

دکتر دانیل گلمن، روانشناس و نویسنده حوزه هوش هیجانی، درباره فشار اطلاعاتی عصر جدید توضیح می دهد که مغز انسان در برابر حجم بالای محرک ها، توان توجه و پردازش محدودی دارد و وقتی این ظرفیت پر شود، فرد ممکن است احساس خستگی، آشفتگی یا فاصله گرفتن از اطلاعات پیدا کند. مشکل اینجاست که خبرها تمام نمی شوند، اما انرژی روانی انسان محدود است.

خستگی خبری؛ وقتی آگاهی تبدیل به فرسودگی می شود

در گذشته، دنبال کردن خبر نشانه آگاهی و مسئولیت اجتماعی بود اما در عصر شبکه های اجتماعی، انسان گاهی نه فقط برای دانستن، بلکه برای تحمل کردن اخبار تلاش می کند. هر بار که خبر تلخی می خوانیم، ذهن تلاش می کند پاسخ دهد: آیا من در خطر هستم؟ آیا خانواده ام در خطر هستند؟ آیا آینده قابل پیش بینی است؟ آیا کاری از دست من برمی آید؟ وقتی پاسخ این سؤال ها برای مدت طولانی مبهم باقی بماند، اضطراب افزایش پیدا می کند.

پژوهشگران حوزه روانشناسی رسانه معتقدند مواجهه مداوم با اخبار منفی می تواند باعث کاهش احساس کنترل، افزایش نگرانی و در برخی افراد ایجاد فاصله عاطفی از خبرها شود.

خستگی خبری1

اضطراب جمعی؛ وقتی نگرانی فقط شخصی نیست

بسیاری از اضطراب هایی که امروز تجربه می کنیم، فقط مربوط به زندگی شخصی ما نیست. گاهی یک جامعه به صورت جمعی نگران می شود. جنگ، بحران اقتصادی، بیماری های گسترده یا ناامنی اجتماعی می توانند احساس عدم اطمینان را در میان تعداد زیادی از مردم افزایش دهند. در این شرایط، حتی افرادی که مستقیماً در معرض حادثه نیستند، ممکن است احساس تهدید کنند.

روکسان کوهن سیلور، استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا و پژوهشگر برجسته حوزه استرس جمعی، در مطالعات خود نشان داده است که مواجهه مکرر با اخبار فجایع می تواند پریشانی روانی را افزایش دهد، حتی در افرادی که خودشان مستقیماً قربانی حادثه نبوده اند.

او تأکید می کند رسانه ها می توانند هم نقش اطلاع رسانی داشته باشند و هم در صورت مصرف بی اندازه، فشار روانی ایجاد کنند.

چرا بعضی افراد دیگر هیچ واکنشی نشان نمی دهند؟

یکی از بخش های پیچیده خستگی خبری، بی حسی هیجانی است. فرد ممکن است همچنان بداند که اتفاقی دردناک رخ داده، اما شدت واکنش احساسی او کمتر شده باشد. این حالت شبیه زمانی است که فرد مدت طولانی در معرض یک صدای آزاردهنده قرار می گیرد و مغز برای کاهش فشار، توجه خود را کمتر به آن صدا معطوف می کند. بی حسی هیجانی یک مکانیزم دفاعی است. اما اگر طولانی شود، ممکن است فرد احساس کند از احساسات خودش فاصله گرفته است. او نه فقط از خبر بد، بلکه گاهی از بسیاری از احساسات دیگر نیز فاصله می گیرد.

درماندگی آموخته شده؛ وقتی مغز می گوید کاری از دستم برنمی آید

یکی از مفاهیم مهم در فهم خستگی روانی ناشی از بحران ها، درماندگی آموخته شده است. این مفهوم نخستین بار توسط مارتین سلیگمن، روانشناس آمریکایی، مطرح شد.

سلیگمن در پژوهش های خود نشان داد وقتی موجود زنده بارها با شرایطی مواجه شود که احساس کند کنترلی بر آن ندارد، ممکن است به تدریج دست از تلاش بردارد؛ حتی زمانی که امکان تغییر شرایط وجود دارد.

در دنیای خبرهای جنگ و بحران، بعضی افراد ممکن است به این احساس برسند: من چه کاری می توانم انجام دهم؟ هیچ چیز تغییر نمی کند. پس بهتر است دیگر نبینم. این واکنش همیشه به معنای بی تفاوتی نیست؛ گاهی نشانه خستگی روانی شدید است.

چرا مغز از دیدن تصاویر جنگ خسته می شود؟

تصاویر قدرت زیادی دارند. دیدن چهره یک کودک آسیب دیده، خانه ویران شده یا انسان های گرفتار، بخش های عاطفی مغز را فعال می کند اما وقتی این تصاویر بارها و بارها تکرار شوند، ذهن برای محافظت از خود ممکن است شدت واکنش را کاهش دهد. این همان جایی است که انسان بین دو نیاز گیر می کند: نیاز به دانستن و همدلی. نیاز به حفظ سلامت روان خود.

آیا باید از اخبار فاصله گرفت؟

روانشناسان نمی گویند راه حل، بی خبری کامل است زیرا قطع کامل ارتباط با جهان نیز می تواند احساس انزوا ایجاد کند. راه سالم تر، ایجاد رابطه متعادل با خبرهاست یعنی زمان مشخصی برای دنبال کردن اخبار داشته باشیم، از مصرف بی پایان خبر در شبکه های اجتماعی فاصله بگیریم و اجازه ندهیم بحران های جهان تمام فضای ذهنی ما را اشغال کنند.

خستگی خبری2

تلنگر روانشناسی دکتر مریم سامانی

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، درباره خستگی خبری و فشار روانی ناشی از بحران های طولانی می گوید: انسان موجودی همدل است، اما ظرفیت روانی او نامحدود نیست. وقتی ذهن برای مدت طولانی در معرض رنج، تهدید و خبرهای تلخ قرار می گیرد، برای حفظ تعادل ممکن است شدت احساسات را کاهش دهد.

او توضیح می دهد کمتر واکنش نشان دادن همیشه به معنای بی تفاوت شدن نیست؛ گاهی نشانه این است که روان انسان برای ادامه دادن، نیاز دارد کمی فاصله ایجاد کند.

به گفته دکتر سامانی، مسئله مهم این است که بین بی خبری و مراقبت از سلامت روان تفاوت بگذاریم. ما نیاز داریم از جهان آگاه باشیم، اما نباید اجازه دهیم تمام فضای روانی ما توسط بحران ها اشغال شود.

او تأکید می کند در دوره های طولانی نااطمینانی، ارتباط با خانواده، حفظ فعالیت های روزمره، داشتن تجربه های کوچک لذت بخش و احساس مفید بودن، نقش مهمی در بازسازی توان روانی دارند. خستگی از خبرهای بد، نشانه ضعف انسان نیست. گاهی مغز مانند یک سیستم حفاظتی عمل می کند؛ وقتی حجم درد بیشتر از توان پردازش می شود، شدت واکنش را پایین می آورد. اما مهم است که این خستگی به بی تفاوتی دائمی تبدیل نشود. انسان می تواند برای حفظ سلامت روان خود فاصله بگیرد، اما همچنان انسان بماند؛ انسانی که رنج دیگران را می بیند، اما اجازه نمی دهد این رنج او را از درون فرسوده کند.

منابع علمی:

Seligman, M. E. P., & Maier, S. F. (1967). Failure to escape traumatic shock. Journal of Experimental Psychology, 74(1), 1–9. https://doi.org/10.1037/h0024514

Seligman, M. E. P. (1975). Helplessness: On Depression, Development, and Death. San Francisco, CA: W. H. Freeman

Herman, J. L. (1992). Trauma and Recovery: The Aftermath of Violence—From Domestic Abuse to Political Terror. New York: Basic Books

Silver, R. C., Holman, E. A., McIntosh, D. N., Poulin, M., & Gil-Rivas, V. (2002). Nationwide longitudinal study of psychological responses to September 11. JAMA, 288 (10), 1235–1244. https://doi.org/10.1001/jama.288.10.1235

Garfin, D. R., Silver, R. C., & Holman, E. A. (2014). The novel coronavirus (COVID-2019) outbreak: Amplification of public health consequences by media exposure. Health Psychology, 39(5), 355–357.

Garfin, D. R., Silver, R. C., & Holman, E. A. (2020). The novel coronavirus (COVID-2019) outbreak: Amplification of public health consequences by media exposure. Health Psychology, 39(5), 355–357. https://doi.org/10.1037/hea0000875

American Psychological Association. (2020). Stress in America: Stress in the Time of COVID-19. Washington, DC: American Psychological Association

American Psychological Association. (2023). Understanding Trauma and Its Effects on Mental Health. Washington, DC: American Psychological Association

Holman, E. A., Garfin, D. R., & Silver, R. C. (2014). Media’s role in broadcasting acute stress following the Boston Marathon bombings. Proceedings of the National Academy of Sciences, 111(1), 93–98. https://doi.org/10.1073/pnas.1316265110

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1247770
  • فیلم/ امیر نوری: من دیگه شوگرددی ام سنم از ازدواج گذشته