داستانک "عطا و طاها"

دو تا برادر بودن تصمیم گرفتن به یک مسافرت دریایی برن. مدتی نگذشت که بعد شام خودشون رو توی یک کشتی وسط دریا دیدن. از شانس بدشون کشتی در حال غرق شدن بود. کاپیتان دستور داد نصفی از آدم‌ها به انتخاب داخل آب بپرن تا کشتی سبک شه.

بین عطا و طاها بحث بود. عطا خواست بپره طاها نذاشت و بالعکس کاپیتان که عصبانی بود دستور داد جفتشون رو تو دریا بندازن دو تا برادر در حال غرق شدن بودن که برادر بزرگ‌ترشون از اتاق کناری با عصبانیت وارد اتاقشون شد! چه خبره باز خواب دریا دیدین!برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

گل خوشبختی/ 0939---5632

آیا این خبر مفید بود؟