رسیدگی به این پرونده از سال 99 با وقوع یک درگیری در خانه‌ای مسکونی در جنوب تهران  آغاز شد. پس از آن مأموران به محل درگیری رفته و مشخص شد درگیری میان چند پسر جوان رخ داده و یکی از آنها به نام نریمان بشدت مجروح شده که بلافاصله وی به بیمارستان منتقل شد اما پیش از آنکه تحت عمل جراحی قرار گیرد عنوان کرد که شخصی به نام مهدی او را مجروح کرده است.

به گزارش رکنا، پس از اظهارات نریمان مأموران به دنبال مهدی رفتند که معلوم شد او پس از درگیری متواری شده است. در ادامه نریمان به کما رفت و پس از چند ماه فوت کرد.

در این مدت هم پلیس موفق شد مخفیگاه مهدی را شناسایی و او را بازداشت کند. متهم  در همان بازجویی‌های اولیه به وارد کردن ضربه به مقتول اعتراف کرد اما ادعا کرد که از عمد چنین کاری را انجام نداده است.

پس از اعترافات متهم و تکمیل تحقیقات پرونده به شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و متهم محاکمه شد.

در ابتدای جلسه مادر قربانی درخواست قصاص کرد و در ادامه مهدی به جایگاه رفت و در دفاع از خودش گفت: من در پرونده‌ام چهار فقره سابقه سرقت دارم اما قاتل نیستم و اتهام قتل عمدی را قبول ندارم. روز حادثه یکی از دوستانم به نام داوود مرا به خانه مجردی‌اش در خیابان شوش دعوت کرده بود. وقتی به آنجا رفتم با دوستان دیگرم روبرو شدم.

دقایقی بعد داوود برای خرید از خانه خارج شد که بقیه دوستانم تصمیم گرفتند مواد مخدر مصرف کنند. به همین خاطر در خانه را قفل کردند. وقتی از حالت طبیعی خارج شدند و شروع به فحاشی کردند به آنها اعتراض کردم و همان موقع نریمان به سمتم حمله‌ور شد و به رویم چاقو کشید.

خواستم فرار کنم اما چون درها قفل بود به ناچار شیشه پنجره را شکستم. اما نتوانستم از پنجره فرار کنم بنابراین برای دفاع از خودم تکه شیشه شکسته را برداشتم  که نریمان به من حمله کرد و شیشه شکسته ناخواسته به گردن اوخورد.

حتی همسایه‌ها شاهد این درگیری بودند. سپس شاهدان در جایگاه قرار گرفتند و حرف‌های متهم را تأیید کردند. یکی از شاهدان گفت: نریمان آنقدر مواد مصرف کرده بود که نمی‌دانست چه کاری انجام می‌دهد.

به‌نظر می‌رسد که مهدی هم متوجه حال بد نریمان شده بود و تلاش می‌کرد تا از درگیری فرار کند. حتی چندبار هم فرار کرد اما موفق نشد و درنهایت هم این اتفاق افتاد. متهم نیز گفت:من معتاد نیستم اما دوستانم مواد مصرف می‌کردند و من تصور می‌کنم نریمان تحت تأثیر مواد مخدر قرار گرفته بود.

من از مادرش شرمنده هستم و از او درخواست بخشش دارم. اما همانطور که شاهدان هم تأیید کردند اگر من او را نمی‌زدم او من را می‌زد. با پایان دفاعیات متهم قضات وارد شور شدند و متهم را از قتل عمدی تبرئه و او را به اتهام قتل شبه عمد به پرداخت دیه، 3 سال حبس و 2 سال تبعید محکوم کردند که این حکم با اعتراض اولیای دم روبه‌رو شد و پرونده به دیوان عالی کشور رفت که قضات شعبه ۴۳ دیوان عالی کشور پس از بررسی مستندات پرونده حکم صادره را تأیید کردند.‌

 

آیا این خبر مفید بود؟