مریم 17 ساله : از دست نامادری فرار کردم، اما مادرم گفت چون ناپدریت جوان است نمیتوانی اینجا بمانی!
حوادثی رکنا؛ دختر ۱۷ سالهای که برای دریافت مشاوره به پلیس مراجعه کرده است، میگوید به دلیل رفتارهای نامناسب نامادری از خانه فرار کرد، اما مادرش نیز به دلیل زندگی با همسر دوم و جوان بودن ناپدری، از پذیرش او خودداری کرد. این دختر پس از سرگردانی در خیابان با افرادی ناشناس آشنا شد و در آستانه گرفتار شدن در یک موقعیت خطرناک، با مشاهده خودروی پلیس توانست از آن شرایط نجات پیدا کند.
به گزارش رکنا؛ اسمم مریم است و ۱۷ سال دارم. امروز برای مشاوره آمدهام، چون احساس میکنم اگر آن شب چند دقیقه دیرتر به خودم میآمدم، شاید سرنوشت دیگری پیدا میکردم.
از وقتی پدرم دوباره ازدواج کرد، زندگی برایم سخت شد. نامادریام از من مثل یک خدمتکار کار میکشید. از صبح تا شب باید کارهای خانه را انجام میدادم و اگر کوچکترین اشتباهی میکردم، کتک میخوردم یا تحقیر میشدم. پدرم آدم مهربانی است، اما هیچوقت نتوانست جلوی رفتارهای همسرش را بگیرد. هر بار که به او چیزی میگفتم، فقط سکوت میکرد و میگفت صبر داشته باش.
بالاخره یک روز طاقت نیاوردم. تصمیم گرفتم از خانه بروم و پیش مادرم زندگی کنم. تصور میکردم او تنها کسی است که مرا در آغوش میگیرد و از من حمایت میکند، اما وقتی به خانهاش رسیدم، همه امیدم از بین رفت.
مادرم گفت بعد از ازدواج دوباره، شرایط زندگیاش عوض شده است. او گفت: «شوهرم جوان است و صلاح نیست تو اینجا بمانی.» باورم نمیشد. انگار هیچ جایی در این دنیا برای من وجود نداشت. نه خانه پدر، نه خانه مادر.
ساعتها بیهدف در خیابان راه رفتم تا اینکه وارد یک پارک شدم. چند دختر همسن و سال خودم با من سر صحبت را باز کردند. وقتی فهمیدند جایی برای ماندن ندارم، گفتند نگران نباش و همراهشان بروم. آن لحظه فکر کردم شاید بالاخره دوستانی پیدا کردهام که مرا درک میکنند.
اما کمکم متوجه شدم آنها با گروهی از پسرها رفتوآمد دارند. شب که شد، یکی از آن پسرها گفت مرا به محل امنی میرساند تا شب را آنجا بمانم. سوار موتورش شدم، اما تمام مسیر احساس ترس داشتم.
در بین راه، ناگهان یک خودروی پلیس را دیدم. همان لحظه انگار از خواب بیدار شدم. با تمام توان شروع به فریاد زدن کردم و از مردم کمک خواستم. راننده موتور غافلگیر شد و سرعتش را کم کرد. توانستم خودم را نجات بدهم و از آن موقع فهمیدم ممکن بود با یک تصمیم اشتباه، گرفتار اتفاقاتی شوم که جبرانشان غیرممکن بود.
امروز میدانم فرار از خانه، راهحل مشکلات نبود. اگرچه رفتار نامادریام هنوز هم آزارم میدهد، اما حالا امیدوارم با کمک مشاوران و حمایت قانونی، بتوانم راهی برای تغییر شرایط زندگیام پیدا کنم؛ راهی که امنیت و آیندهام را به خطر نیندازد.
نظر کارشناس:
بسیاری از نوجوانانی که به دلیل اختلافهای خانوادگی از خانه خارج میشوند، تصور میکنند بیرون از خانه امنیت و آرامش بیشتری پیدا خواهند کرد، اما واقعیت این است که افراد فراری، بهویژه دختران و پسران کمسنوسال، بیش از دیگران در معرض سوءاستفاده، فریب و آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند. در چنین شرایطی، بهترین راه مراجعه به مراکز مشاوره، اورژانس اجتماعی یا درخواست کمک از افراد و نهادهای قابل اعتماد است. حل اختلافهای خانوادگی با حمایت متخصصان، بسیار ایمنتر از تصمیمهای هیجانی و ترک خانه است
-
آمریکا برای نخستین بار از شناورهای انتحاری برای حمله به ایران استفاده کرد+ فیلم