وکیل قلابی در کمین دختران ثروتمند | وعده اقامت اروپا دامی برای فریب طعمهها بود
مردی که در اینستاگرام نقش یک وکیل مهاجرت را بازی میکرد، در واقع یک تبهکار سابقه دار بود که با یک لیوان آبمیوه مسموم، زندگی قربانیانش را به لبه پرتگاه میبرد.
حدود دو هفته قبل رهگذرانی که از حاشیه خیابانی در غرب پایتخت میگذشتند، چشمشان به زنی جوان افتاد که سرش روی فرمان ماشین بود و به نظر میرسید نفس نمیکشد. وقتی اورژانس با تماس رهگذران به محل رسید، معلوم شد که زن جوان بیهوش شده و وی به بیمارستان منتقل شد. این زن وقتی روی تخت بیمارستان به هوش آمد راز هولناک مردی را فاش کرد که با معرفی خود به عنوان وکیل مهاجرت، زنان ثروتمند را در فضای مجازی شکار میکرد.
آشنایی در اینستاگرام
زن جوان در تشریح ماجرا به ماموران پلیس گفت: چند ماه قبل در اینستاگرام با مردی به نام فرهاد آشنا شدم. او خودش را وکیل مهاجرت معرفی کرد و مدعی بود که پروندههای زیادی برای اقامت در کشورهای اروپایی از جمله یونان، آلمان و هلند دارد. آنقدر با اعتماد به نفس صحبت میکرد و از جزئیات قوانین کشورهای اروپایی میگفت که کوچکترین شکی به او نکردم. پس از مدتی پیشنهاد ازدواج داد و گفت برای اینکه کارهای مهاجرتمان سریعتر انجام شود، باید طلاهایم را بفروشیم و دلار تهیه کنیم.
او ادامه داد:روز حادثه با ماشینم به مقابل خانه اش رفتم. طلاهایم که بیش از ۳ میلیارد ارزش داشت، همراهم بود. آن روز فرهاد قبل از رفتن به صرافی، مقابل یک آبمیوه فروشی توقف کرد. دقایقی بعد با دو آبمیوه ای که دردست داشت، برگشت که من پس از نوشیدن آن دچار سرگیجه شدیدی شدم. لحظاتی بعد دنیا پیش چشمانم تیره و تار شد و دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه در بیمارستان به هوش آمدم. وقتی چشم باز کردم پیامکی از فرهاد به دستم رسید با این مضمون که اگر شکایت کنی و پای پلیس به ماجرا باز شود، تمام عکس های خصوصی مان را در فضای مجازی منتشر کرده و آبرویم را خواهد برد.
سریالی از سرقتهای مشابه
با این شکایت، پرونده ای در اداره آگاهی تهران تشکیل شد و تیمی از ماموران تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند. در حالی که تحقیقات برای شناسایی فرهاد آغاز شده بود، شکایات مشابه دیگری نیز روی میز ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت. در برخی موارد، متهم وارد خانه قربانیان شده و پس از بیهوش کردن آنها با آبمیوه مسموم، اموال ارزشمند و طلاها را سرقت کرده بود. شگرد او همیشه یکسان بود؛ وعده ازدواج و اقامت در کشورهای اروپایی.
نکته تکاندهنده پرونده، تهدید قربانیان بود. متهم پس از ارتکاب جرم، قربانیان را تهدید میکرد که اگر به پلیس شکایت کنند، تصاویر خصوصی آنها را در فضای مجازی منتشر خواهد کرد. با وجود این تهدیدات، چندین نفر از طعمهها با شجاعت به پلیس مراجعه کرده و پرده از جنایتهای او برداشتند.
چهره نگاری
در گام بعدی با کمک شاکیان، چهره متهم ترسیم شد. در ادامه با چهرهنگاری و بررسی سوابق مجرمان حرفهای، مشخص شد که متهم، مردی ۴۴ ساله و سابقهدار است که پس از آزادی از زندان، دوباره به دنیای جرم بازگشته است. با این سرنخ، پاتوق های احتمالی این مجرم سابقه دار زیر نظر گرفته شد تا اینکه روز گذشته وی در اقدامی غافلگیرانه در غرب پایتخت دستگیر شد.
در زندان این شگرد را یاد گرفتم
مجرم سابقه دار که بارها به جرم سرقت، زندان را تجربه کرده است می گوید شگرد بازی در نقش وکیل مهاجرت با نقاب خواستگار را در زندان یاد گرفته است.
چرا شگرد وکیل مهاجرت را انتخاب کردید؟
چون طعمههای من از قشر مرفه بودند و رویای زندگی در اروپا را داشتند. من فقط همان چیزی را که میخواستند بشنوند، به آنها میگفتم. به خصوص در این شرایط، همه دوست داشتند برای ادامه تحصیل و زندگی مهاجرت کنند و با این شگرد، طعمه های بیشتری می توانستم شکار کنم.
گفتی این شگرد را از زندان یاد گرفته ای؟
من پیش از این به جرم سرقت در زندان بودم. آنجا با افرادی آشنا شدم که شگردهای مختلف را آموزش میدادند. این ایده هم نتیجه همنشینی با همان افراد است. البته زندان واقعا شبیه به یک دانشگاه شده است؛ دانشگاهی که در زمینه جرم و تبهکاری آموزش می دهد.
انگیزه ات، چه بود؟
نیاز مالی شدید داشتم. به نظرم سریع ترین راه رسیدن به پول کلان، شکار از طریق اینستاگرام بود. دخترانی که عکسهای لاکچری از زندگیشان میگذاشتند، بهترین طعمه برای من بودند. چون این افراد، بالای دو، سه میلیارد طلا داشتند.
به عواقب خطرناک مسموم کردن قربانیان فکر نمیکردی؟ ممکن بود جانشان را به خطر بیندازی و تبدیل به قاتل شوی؟
فکر میکردم اما نیاز مالی شدیدی داشتم. البته تصور نمیکردم قربانیان برای شکایت به پلیس مراجعه کنند. گمان میکردم به خاطر آبرویشان سکوت میکنند، مخصوصاً وقتی آنها را با انتشار تصاویرشان تهدید میکردم. البته خب می بینید که تصورم اشتباه از آب در آمد و تعدادی از طعمه هایم، جرات شکایت پیدا کردند و در نهایت گیر افتادم.
-
فیلم جشن تولد سوگل طهماسبی / غافلگیرکننده بود مادر و خانوادم حضور نداشتند