از زبان من سارا؛ همه فکر می‌کردند دختر دردسرسازی هستم / حالا از سیاه‌ترین روزهای زندگی‌ام می‌گویم + نظر کارشناس
تبلیغات

عکس ساخته هوش مصنوعی است

به گزارش رکنا،من سارا هستم. اگر از من بپرسند بزرگ‌ترین حس زندگی‌ات چه بوده، فقط یک جواب دارم؛ تنهایی.

از همان سال‌های کودکی هیچ‌وقت احساس نکردم کسی مرا می‌فهمد. هنوز هم یادم نمی‌آید دوستی داشته باشم که بتوانم درد دلم را برایش بگویم یا کسی که بدون قضاوت به حرف‌هایم گوش کند.

وقتی وارد مدرسه شدم، حتی برقراری ارتباط با همکلاسی‌ها هم برایم سخت بود. سال اول ابتدایی نتوانستم درس‌هایم را با موفقیت پشت سر بگذارم و مجبور شدم همان پایه را دوباره بخوانم. همیشه احساس می‌کردم با بقیه فرق دارم و نمی‌توانم مثل آن‌ها دوست پیدا کنم.

پدر و مادرم فقط از من انتظار داشتند دختر خوبی باشم، اما هیچ‌وقت نپرسیدند چه احساسی دارم یا چرا این‌قدر منزوی شده‌ام. هر وقت اشتباهی می‌کردم، به جای اینکه با من حرف بزنند، سرزنشم می‌کردند یا تنبیهم می‌کردند. همین رفتارها باعث شد هر روز بیشتر از خانواده‌ام فاصله بگیرم.

وقتی بزرگ‌تر شدم، در بیشتر ارتباط‌هایم دچار مشکل بودم. با دوستان و حتی همسایه‌ها زود دچار اختلاف می‌شدم. امروز می‌دانم بسیاری از آن رفتارها فریادی برای دیده شدن بود، اما آن روزها هیچ‌کس این موضوع را نمی‌فهمید.

من فقط می‌خواستم کسی دوستم داشته باشد. برای جلب توجه دیگران تلاش می‌کردم، اما نتیجه برعکس می‌شد و اختلافم با خانواده بیشتر و بیشتر می‌شد.

بارها به خاطر رفتارهایی که بیرون از خانه داشتم، در خانه تنبیه شدم. این تنبیه‌ها نه‌تنها مشکلی را حل نکرد، بلکه احساس کردم دیگر جایی در خانواده ندارم.

همیشه دلم می‌خواست یک پناهگاه امن داشته باشم؛ جایی که بدون ترس حرف بزنم و کسی مرا درک کند، اما چنین جایی را پیدا نکردم. کم‌کم بیشتر وقت خودم را بیرون از خانه می‌گذراندم و با افرادی معاشرت کردم که سبک زندگی متفاوتی داشتند.

همان‌جا بود که برای اولین بار سیگار کشیدم. تصور می‌کردم فقط یک تجربه موقتی است، اما خیلی زود مصرف سیگار به عادت روزانه‌ام تبدیل شد. بعد از مدتی هم وارد مسیر مصرف مواد مخدر شدم؛ مسیری که هرگز فکر نمی‌کردم روزی به آن گرفتار شوم.

مواد مخدر برای مدتی کوتاه، احساس تنهایی و فشارهای روحی مرا کم‌رنگ می‌کرد، اما خیلی زود فهمیدم که این آرامش، واقعی نیست و فقط مرا بیشتر در مشکلات فرو می‌برد.

امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بارها در زندگی شکست خورده‌ام، اما هنوز امیدم را از دست نداده‌ام. به همین دلیل تصمیم گرفته‌ام برای ترک اعتیاد و درمان اقدام کنم.

من فقط می‌خواهم دوباره زندگی کنم، دوباره آرامش را تجربه کنم و اگر امکانش باشد، به خانواده‌ام برگردم. باور دارم اگر انسان امیدش را از دست بدهد، کم‌کم به هر شرایط سختی عادت می‌کند، اما من هنوز نمی‌خواهم تسلیم شوم. هنوز آرزو دارم روزی بتوانم زندگی تازه‌ای را از نو آغاز کنم.

نظر کارشناسی زهرا بیات، کارشناس ارشد روان‌شناسی

پرونده سارا نمونه‌ای از تأثیر عمیق کمبود حمایت عاطفی، خشونت خانوادگی و شیوه‌های نادرست فرزندپروری بر سلامت روان فرزندان است. بررسی این پرونده نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکل‌گیری بحران‌های زندگی این دختر جوان نقش داشته‌اند.

بر اساس اظهارات سارا، او در خانواده‌ای پرجمعیت رشد کرده است؛ خانواده‌ای که روابط عاطفی میان اعضای آن بسیار ضعیف بوده و درگیری‌های لفظی، تحقیر، تنبیه و خشونت، بخش قابل‌توجهی از فضای زندگی را تشکیل می‌داده است. در چنین شرایطی، کودک فرصت کافی برای تجربه امنیت روانی، بیان احساسات و شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس پیدا نمی‌کند.

از منظر روان‌شناسی، محرومیت عاطفی، احساس طردشدگی، عزت‌نفس پایین، احساس حقارت، ضعف در مهارت‌های خودآگاهی و ناتوانی در مدیریت هیجان‌ها، از مهم‌ترین عوامل فردی هستند که می‌توانند زمینه بروز رفتارهای پرخطر را فراهم کنند. فردی که خود را بی‌ارزش یا تنها می‌بیند، ممکن است برای فرار از فشارهای روانی به انتخاب‌های نادرست روی بیاورد.

در این پرونده، سبک تربیتی والدین نیز نقش مهمی داشته است. استفاده از تنبیه به جای گفت‌وگو، نبود رابطه صمیمانه میان والدین و فرزند، آگاهی محدود نسبت به شیوه‌های صحیح تربیتی و ناتوانی در حمایت عاطفی، موجب شده سارا نتواند خانواده را به‌عنوان پناهگاه امن خود ببیند و به‌تدریج از محیط خانه فاصله بگیرد.

عوامل اجتماعی نیز در این مسیر بی‌تأثیر نبوده‌اند. مشکلات اقتصادی، محدود بودن حمایت‌های اجتماعی، معاشرت با دوستان ناسالم و ضعف در آموزش مهارت‌های زندگی، احتمال گرفتار شدن افراد آسیب‌پذیر در مسیرهای پرخطر را افزایش می‌دهد.

کارشناسان تأکید می‌کنند که پیشگیری از چنین آسیب‌هایی، تنها با برخوردهای تنبیهی امکان‌پذیر نیست. آموزش مهارت‌های فرزندپروری، تقویت روابط عاطفی در خانواده، شناسایی زودهنگام مشکلات روانی، دسترسی آسان به خدمات مشاوره و حمایت اجتماعی، می‌تواند از بروز بسیاری از بحران‌های مشابه جلوگیری کند.

به گفته این کارشناس، بسیاری از افرادی که در شرایطی مشابه سارا قرار می‌گیرند، اگر در زمان مناسب از حمایت خانواده، مشاوران و مراکز درمانی برخوردار شوند، می‌توانند مسیر زندگی خود را تغییر دهند و دوباره به جامعه و خانواده بازگردند. امید، درمان تخصصی و حمایت مستمر، سه رکن اصلی برای بازسازی زندگی این افراد است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1228975
  • اعتراض مشتریان لاماری ایما ادامه دارد / صحبت های مدیرعامل آرین موتور هم شاکیان را قانع نکرد

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات