نوعروس 15 ساله از شب جشن از داماد دیوانه و برادر غیرتی اش ترس داشت / عشقی که تو خالی باز آب درآمد
تبلیغات

به گزارش رکنا، دختر 15 ساله ای که برای شکایت از همسرش به کلانتری طبرسی شمالی مشهد مراجعه کرده بود درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: پدرم استاد کار بنایی است که درآمد خوبی دارد به همین دلیل همواره تاکید داشت من و خواهرانم به تحصیلاتمان ادامه بدهیم. در این میان خواهر بزرگم وارد دانشگاه‌ شد و لیسانس گرفت اما تا 28 سالگی ازدواج نکرده بود و مدام اطرافیان سرزنش اش می کردند. او بالاخره سال گذشته با پسری ازدواج کرد که با او در فضای مجازی آشنا شده بود اما همسرش تحصیلات ابتدایی داشت و بیکار بود اگرچه آن ها هم اکنون در کشاکش طلاق هستند اما خواهرم مدعی است برای فرار از سرزنش ها و تهمت های ناروا با آن جوان ازدواج کرده است از سوی دیگر من هم که می ترسیدم سرنوشتم مانند خواهرم شود به فکر ازدواج زود هنگام افتادم.

از هنگام شروع کرونا پدرم برای آن که از تحصیل عقب نمانم یک گوشی هوشمند برایم خرید و من به دور از چشمان برادر بزرگ ترم که به شدت مرا زیر نظر داشت وارد فضای مجازی شدم و به پرسه زنی در شبکه های اجتماعی پرداختم. در همین روزها بود که با جوان چرب زبانی آشنا شدم. عابد که اهل لرستان بود ادعا می کرد منزل و خودروی شخصی دارد و در تهران مشغول کار است بدین ترتیب پیامک بازی و گفت وگوهای تلفنی بین من و عابد به جایی رسید که دیگر به او دل باختم و به قول معروف عاشق شدم اما یک روز برادرم متوجه ماجرا شد و به شدت کتکم زد از آن روز به بعد برادرم مرا زیر نظر گرفته بود و حتی اجازه استفاده از گوشی را هم نمی داد اما من باز هم به طور پنهانی و با گوشی های دیگری با عابد تماس می گرفتم و از او خواستم تا به خواستگاری ام بیاید و من هم به این ترتیب از چنگ برادرم رها شوم.

خلاصه مدتی بعد عابد فقط با یک زن که مادرش بود به خواستگاری ام آمد این درحالی بود که خانواده ام به علت این ارتباط تلفنی مرا دختری هرزه و لاابالی می دانستند و بدون آن که درباره عابد و خانواده اش تحقیق کنند یا حداقل شرط و شروطی برای این ازدواج بگذارند بی تامل پاسخ مثبت دادند و مرا به عقد او درآوردند اما هنوز 2 ماه از برگزاری مراسم عقدکنان سپری نشده بود که فهمیدم عابد قرص های خاصی مصرف می کند و بعد از مصرف آن قرص ها بدون هیچ بهانه ای مرا به شدت کتک می زد در این شرایط خانواده ام برای حفظ آبروی خودشان جهیزیه مرا تهیه کردند و در حالی به خانه بخت فرستادند که در رفتارهای خشن عابد هیچ تغییری حاصل نشد و او همواره با توهین های زشت مرا زیر مشت و لگد می گرفت. این درحالی بود که تازه فهمیدم همه حرف هایی که همسرم قبل از ازدواج به من گفته بود، دروغ است و او نه تنها خودرو و خانه ندارد بلکه جوانی بیکار و بیمار است که باید حتما داروهایش را سرساعت مصرف کند در غیر این صورت به هم می ریزد و به کسی رحم نمی کند. حالا هم غیرت برادرم اجازه نمی دهد تا من به خانه پدرم بازگردم و تهدیدم می کند که اگر آبروی آن ها را ببرم با کتک های او روبه رو خواهم شد. حالا مانده ام با این اشتباهی که آینده ام را به تباهی کشید چگونه برخورد کنم و ...

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

نظر کارشناس 

نظر مشاور خانواده و روان‌شناس

آنچه در این روایت بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، مجموعه‌ای از تصمیم‌های عجولانه، فشارهای خانوادگی و نبود آگاهی کافی درباره ازدواج است. این دختر نوجوان در سنی قرار داشته که هنوز از نظر عاطفی، شناختی و اجتماعی به بلوغ کامل برای انتخاب همسر نرسیده بود و ترس از سرزنش‌های اطرافیان درباره مجرد ماندن خواهرش، او را به سمت ازدواجی شتاب‌زده سوق داده است.

از سوی دیگر، آشنایی در فضای مجازی بدون تحقیق کافی درباره شخصیت، وضعیت خانوادگی، سلامت روانی و شرایط اقتصادی طرف مقابل، یکی از عوامل مهم بروز این بحران بوده است. خانواده دختر نیز به جای بررسی دقیق شرایط خواستگار و فراهم کردن فرصت شناخت بیشتر، تحت تأثیر نگرانی‌های مربوط به آبرو و قضاوت دیگران قرار گرفته‌اند و در این تصمیم سرنوشت‌ساز نقش حمایتی و نظارتی مناسبی ایفا نکرده‌اند.

همچنین در این ماجرا نشانه‌هایی از خشونت خانگی، کنترل‌گری و تهدید مشاهده می‌شود که می‌تواند سلامت جسمی و روانی دختر را در معرض خطر جدی قرار دهد. هیچ فردی نباید به دلیل حفظ ظاهر اجتماعی یا ترس از قضاوت دیگران، زندگی همراه با خشونت را تحمل کند. تهدید شدن از سوی اعضای خانواده نیز نه تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه فشار روانی قربانی را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی ضروری است این نوجوان از حمایت قانونی، مشاوره تخصصی خانواده و خدمات مددکاری اجتماعی بهره‌مند شود تا بتواند در محیطی امن درباره آینده خود تصمیم بگیرد. همچنین خانواده‌ها باید بدانند که ازدواج راه‌حل فرار از محدودیت‌ها، تنهایی یا فشارهای اجتماعی نیست و مهم‌ترین اصل در ازدواج، بلوغ فکری، شناخت کافی و بررسی همه‌جانبه شرایط طرف مقابل است.

جمع‌بندی: این پرونده نمونه‌ای از پیامدهای ازدواج زودهنگام، شناخت ناکافی پیش از ازدواج و تأثیر مخرب فشارهای فرهنگی و خانوادگی بر تصمیم‌گیری نوجوانان است. حمایت روانی، بررسی حقوقی وضعیت زندگی مشترک و بازسازی ارتباط سالم میان دختر و خانواده‌اش، مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند از آسیب‌های بیشتر جلوگیری کند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات