گفتگو با سامورایی های آدمکش در مشهد / می خواستم برای دوست دخترم پژو 206 بخرم / عشقم سر از پارتی ها درآورد
حوادث رکنا: دو متهم جوان معروف به سامورایی های آدمکش که برای به دست آوردن طلا و خرید پژو ۲۰۷ و آپارتمان آسانسوردار مرد ۲۹ ساله ای را در منزلش به قتل رساندند پس از پاسخ به سوالات قاضی ویژه قتل عمد مشهد از زندگی طعم زده و پشیمانی خود گفتند
به گزارش رکنا، دو متهم معروف به «سامورایی های آدمکش» که یک مرد ۲۹ ساله را در منزل مسکونی اش به قتل رسانده اند، پس از آن که به سوالات تخصصی قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) در اولین جلسه بازپرسی پاسخ دادند، آن سوی زندگی و سرگذشت خود را بازگو کردند.
گفت و گو با متهم اول (یاسین)
نامت چیست؟ یاسین - ص .
چند سال داری؟ متولد ۱۳۸۵ هستم.
محصلی؟ نه! در کلاس نهم ترک تحصیل کردم.
چرا؟ وضعیت مالی خوبی نداشتیم. نمی خواستم در این شرایط درس بخوانم!
چند خواهر و برادر داری؟ یک خواهر ناتنی دارم و یک نامادری!
مادرت طلاق گرفته است؟ بله! زمانی که من کودکی شیرخواره بودم، پدر و مادرم از یکدیگر جدا شدند و من نزد مادربزرگم زندگی می کردم.
یعنی حالا با مادربزرگت زندگی نمی کنی؟ نه! سال ۹۶ وقتی بزرگتر شدم نزد پدرم رفتم. او با یک زن دیگر ازدواج کرده بود. من هم کنار آن ها ماندم.
با نامادری کنار آمدی؟ نه آن قدر! ولی او بد هم نبود. در کل رابطه خوبی داشتیم.
سیگار می کشی؟ بله! از دوران آغاز نوجوانی مصرف می کنم.
با «مهشید» چگونه آشنا شدی؟ در سال ۹۷ زمانی که در کلاس زبان انگلیسی شرکت کرده بودم، مشغول استعمال سیگار بودم که دختری از دانش آموزان آموزشگاه یک سیلی به صورتم زد که دعوا شد ولی آرام آرام با هم دوست شدیم و من به او قول دادم که سیگار را ترک کنم! (مهشید دختر ۱۹ ساله مدعی شد که با یاسین در فضای مجازی آشنا شده است.)
ولی ترک نکردی؟ بله! او هم زمانی که با من وارد رابطه شد دیگر چیزی نگفت!
قصد ازدواج با او را داشتی؟ می خواستم ازدواج کنم اما پول نداشتم!
یعنی به خاطر پول آدم کشتی؟ البته علت اصلی آن به دست آوردن طلاها بود چرا که خاله مهشید (یکی از متهمان) گفته بود ۳۰ گرم طلا را هم برای خودتان بردارید ولی من به دلیل علاقه ای که به مهشید داشتم پیشنهاد قتل را قبول کردم تا با آن برای عشقم یک پژو ۲۰۷ بخرم.
شغلت چیست؟ مکانیک خودروهای سنگین هستم.
پس درآمد خوبی داری؟ بله! هفته ای ۴ میلیون تومان از استاد کارم می گیرم.
پول هایت را چکار می کردی؟ همه را برای مهشید خرج می کردم. ۲ سال قبل یک گوشی آیفون برای هدیه تولدش خریدم.
حالا که مجازات سنگینی انتظارت را می کشد، به یقین مهشید هم با دیگری ازدواج می کند، چه حسی داری؟ چه بگویم (اشک هایش سرازیر شد).
پشیمانی؟ خیلی! کاش خانه می نشستم و پول، ماشین و طمع زیاد وسوسه ام نمی کرد.
با خاله مهشید (همسر مقتول) هم قرار ملاقات گذاشتی؟ بله! چند بار با هم در خیابان راهنمایی قرار گذاشتیم تا درباره درددل هایش برای مهشید صحبت کنیم.
ریشه این جنایت را چه می دانی؟ طمع ورزی و عشق!
حالا فکر می کنی ارزش آن را داشت؟ نه! هیچ وقت!
اگر زمان به عقب برگردد چه می کنی؟ طمع کردم. بیشتر حواسم را جمع می کنم و دنبال پول نمی روم با آن که در سن ۱۹ سالگی از زندگی بریده ام!
چه کسانی را مقصر این وضعیت می دانی؟ پدر و مادرم! چرا که آن ها بدون تفکر در حالی طلاق گرفتند که من فقط یک سال بیشتر نداشتم. آن ها مرا به دنیا آوردند ولی تربیت نکردند.
دلیل جدایی پدر و مادرت چه بود؟ اختلاف مالی داشتند. پدرم مخارج زندگی را نمی داد.
گفتی فرشته مرگ و تصویر مهشید را روی ساعد دستت خالکوبی کرده ای؟ بله! خودش هم می داند که این تصویر چهره اوست.
خاله مهشید (همسر مقتول) چرا خودش طلاها را به شما نداد؟ نمی دانم! به ما گفت طلاها را برای خودتان بردارید.
گفت و گو با متهم دوم (امیرحسین)
«امیرحسین» متهمی که تصویری از یک جنگجوی سامورایی را در پشت گردنش خالکوبی کرده است نیز درباره سرگذشت خود به سوالات خبرنگار ارشد روزنامه خراسان چنین پاسخ داد.
چند ساله هستی؟ ۲۲ سال دارم.
درس می خوانی؟ نه! تا کلاس هفتم تحصیل کردم، بعد رفتم دنبال کار!
چه شغلی داری؟ کارگر ساختمانی هستم. صفر تا صد یک ساختمان را می توانم بسازم.
فرزند چندم خانواده هستی؟ من آخرین آن ها هستم. چون پدرم ۲ زنه بود و فرزندان زیادی دارد. مادرم همسر دوم او بود که ۳۰ سال قبل با هم ازدواج کردند. اما پدرم یک سال قبل از دنیا رفت و من و مادرم با هم زندگی می کنیم.
به دختری علاقمند شده ای؟ ۴ سال قبل عاشق دختری زیبا شدم. اما حدود ۲ سال قبل او را رها کردم چون به من خیانت کرد و از پارتی های مختلط ویلاهای بولوار شاهنامه سردرآورد.
چگونه با او آشنا شدی؟ او دوست دختر یکی از دوستان خودم بود که بعد من به او علاقمند شدم و با یکدیگر ارتباط برقرار کردیم.
به سامورایی ها خیلی علاقه داری؟ خیلی! به همین خاطر هم تصویر آن ها را خالکوبی کردم.
انگیزه ات از ارتکاب قتل چه بود؟ فقط می خواستم پولی به دست بیاورم تا واحد آپارتمانی آسانسوردار بخرم! خانه خودمان طبقه چهارم است و آسانسور ندارد! به همین دلیل مادرم اذیت می شود!
پشیمانی؟ بله! چون فقط برای پول آدم کشتم.
مقتول را می شناختی؟ نه! فقط عکس او را یاسین به من نشان داد.
فکر می کردی دستگیر شوی؟ نه! نقشه زیرکانه ای طراحی کرده بودند. من هم گفتم در عرض یک ساعت وارد خانه می شویم و ۳۰ گرم طلا را برمی داریم.
با یاسین چگونه دوست شدی؟ قبلا با هم در یک کله پزی کار می کردیم اما از ۴ سال قبل از او خبری نداشتم تا این که حدود ۳ ماه پیش دوباره یکدیگر را دیدیم و روابط مان آغاز شد.
اگر زمان به گذشته بازگردد چه می کنی؟ فقط دست مادرم را می گیرم و برای زندگی به روستا می روم تا از او مراقبت کنم!
سابقه داری؟ نه! ولی چند بار دستگیر شدم.
چرا تصویر جغد را خالکوبی کردی؟ برادرم به تازگی از زندان آزاد شده بود که سر زمین های کشاورزی رفتیم. آن جا آتش روشن کردیم و برادرم با سوزن ته گرد تصویر این جغد را روی پیکرم خالکوبی کرد. چرا که من علاقه زیادی به خالکوبی و تیپ و استایل دارم.
شمشیر وحشتناک را برای چه حمل می کردی؟ با خودم گفتم اگر حین سرقت طلاها مشکلی پیش آمد با آن از خودم دفاع کنم!
سخن پایانی؟ اشتباه کردم!
سابقه خبر
بامداد بیست و چهارم فروردین بود که اهالی یک مجتمع ۵ طبقه در منطقه ابوطالب مشهد با شنیدن فریاد «کمک! کمک!» یکی از ساکنان واحد آپارتمانی با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند. طولی نکشید که گروه گشت انتظامی با دستور ویژه سرگرد احسان سبکبار (رئیس کلانتری شفا) وارد عمل شدند و دو جوان ۱۹ و ۲۲ ساله را در صحنه قتل مرد صاحبخانه دستگیر کردند. با گزارش این ماجرای جنایی به قاضی ویژه قتل عمد مشهد، قاضی دکتر صادق صفری به همراه کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی با هدایت سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) عازم محل وقوع جنایت شد و در همان تحقیقات مقدماتی فرضیه سرقت را کم رنگ دانست اما متهمان مدعی بودند که برای سرقت طلا وارد واحد آپارتمانی شده اند که صاحبخانه از خواب بیدار شده و آن ها به ناچار او را به قتل رسانده اند. بنابر این گزارش، ادامه تحقیقات قضایی نشان داد که دو زن جوان نیز در این ماجرای جنایی نقش دارند و صحنه سازی سرقت، پوششی برای قتل مرد ۲۹ ساله بود.
سوالات متداول درباره این پرونده قضایی:
1: انگیزه اصلی دو متهم از قتل مرد ۲۹ ساله چه بود و چه کسی آن ها را برای این کار ترغیب کرد؟ انگیزه اصلی دو متهم به دست آوردن طلاها و پول بود. یاسین (متهم ۱۹ ساله) در اعترافات خود گفت که خاله مهشید (که همسر مقتول بوده است) به او گفته بود ۳۰ گرم طلا را برای خودشان بردارند. یاسین همچنین عنوان کرد که به دلیل علاقه به مهشید، پیشنهاد قتل را قبول کرد تا با پول حاصل از آن برای مهشید یک خودروی پژو ۲۰۷ بخرد. امیرحسین (متهم ۲۲ ساله) نیز گفت که فقط می خواسته پولی به دست بیاورد تا یک آپارتمان آسانسوردار برای خود و مادرش بخرد.
2: نقش قاضی دکتر صادق صفری در این پرونده چه بود؟ قاضی دکتر صادق صفری به عنوان قاضی ویژه قتل عمد مشهد، پس از گزارش جنایت، به همراه کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی و با هدایت سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) عازم محل وقوع جنایت شد. او در همان تحقیقات مقدماتی، فرضیه سرقت را کم رنگ دانست و سپس اولین جلسه بازپرسی را با حضور متهمان برگزار کرد. در آن جلسه، او به طور تخصصی از متهمان سوال کرد و در ادامه، آن سوی زندگی و سرگذشت آن ها را نیز مورد بررسی قرار داد.
3: متهم یاسین چه کسانی را مقصد اصلی وضعیت خود می دانست و چه نقصی در زندگی خود را برجسته کرد؟ یاسین پدر و مادر خود را مقصر اصلی وضعیت خود می دانست. او گفت که پدر و مادرش بدون تفکر در حالی طلاق گرفتند که او فقط یک سال بیشتر نداشته است. به گفته او، آن ها او را به دنیا آوردند اما تربیت نکردند. او دلیل جدایی پدر و مادرش را اختلاف مالی و نپرداختن مخارج زندگی از سوی پدر عنوان کرد. یاسین همچنین ترک تحصیل در کلاس نهم را به دلیل وضعیت مالی نامناسب خانواده اش دانست.
4: متهم امیرحسین چه انگیزه شخصی و خانوادگی برای به دست آوردن پول از طریق قتل داشت؟ امیرحسین گفت که انگیزه اش از ارتکاب قتل، فقط به دست آوردن پول برای خرید یک واحد آپارتمانی آسانسوردار بوده است. او توضیح داد که خانه خودشان در طبقه چهارم قرار دارد و آسانسور ندارد و به همین دلیل مادرش اذیت می شود. این انگیزه نشان می دهد که او به دلیل دغدغه رفاه مادرش (که پس از فوت پدر با او زندگی می کند) دست به این جنایت زده است، هر چند که او نیز به شدت از کار خود پشیمان بود.
5: نقش دو زن جوان در این پرونده چه بود و چگونه مشخص شد که صحنه سازی سرقت یک پوشش بوده است؟ بر اساس گزارش روزنامه خراسان و ادامه تحقیقات قضایی، دو زن جوان نیز در این ماجرای جنایی نقش داشتند. یکی از آن ها «خاله مهشید» (همسر مقتول) بود که به متهمان گفته بود طلاها را برای خودشان بردارند. دیگری «مهشید» (دختر ۱۹ ساله) بود که یاسین به او علاقه داشت. در ابتدا متهمان مدعی بودند که برای سرقت طلا وارد خانه شده اند و صاحبخانه از خواب بیدار شده و آن ها به ناچار او را به قتل رسانده اند. اما ادامه تحقیقات نشان داد که صحنه سازی سرقت، در واقع یک پوشش برای قتل عمدی مرد ۲۹ ساله بوده است.
خراسان / سید خلیل سجادپور
ارسال نظر