نگاهی به 30 دی ماه 1395 / 9 سال از شوک بزرگ پلاسکو گذشت
فرشته هایی که زیر آوار ساختمان پلاسکو آسمانی شدن + فیلم و عکس ها از چهارراه استانبول
حوادث رکنا: حادثه پلاسکو، روایت فروپاشی یک ساختمان در برابر ایستادگی آتشنشانان است؛ فاجعهای که با جانفشانی ۱۶ آتشنشان، داغی ماندگار بر خانوادهها و هشداری جدی برای ایمنی شهری به جا گذاشت.
به گزارش رکنا، صبح پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵، تهران با صدایی مهیب از خواب بیدار شد؛ صدای فرو ریختن پلاسکو. ساختمانی که نیمقرن ایستاده بود، در چند ثانیه فروپاشید و با خود جانهایی را برد که برای نجات دیگران آمده بودند. پلاسکو فقط یک حادثه نبود؛ روایت تلخ بیتوجهی، هشدارهای نادیدهگرفتهشده و اوج ایثار انسانهایی بود که تا آخرین لحظه ایستادند.
پلاسکو پیش از فاجعه؛ ساختمانی پیر، شهری بیقرار
پلاسکو در سال ۱۳۴۱ ساخته شد؛ ۱۷ طبقه، نماد مدرنیته تهران آن روزگار. دههها بعد، این سازه به قلب تولید و فروش پوشاک بدل شد. اما زیر پوست این رونق، خطر جریان داشت: سیمکشیهای فرسوده، انباشت پارچه و مواد اشتعالزا، نبود سیستم اطفای حریق و اخطارهای مکرر ایمنی که جدی گرفته نشد.
یکی از کسبه قدیمی میگوید:«سالها اخطار میدادند، اما کار و کاسبی اجازه تعطیلی نمیداد. همه میدانستیم خطر هست، اما فکر نمیکردیم یک روز همهچیز یکجا تمام شود.»
آغاز آتش؛ دودی که امید را بلعید
ساعت ۷:۵۹ صبح، تماس با ۱۲۵: آتشسوزی در طبقات بالایی. آتشنشانان رسیدند؛ شعلهها از پنجرهها زبانه میکشید. تخلیه آغاز شد. بعضی کسبه با اصرار رفتند، بعضی ماندند برای نجات اموال.
یکی از بازماندگان روایت میکند:«دود همهجا را گرفته بود. آتشنشانها فریاد میزدند بیرون بیایید. اگر اصرار آنها نبود، شاید من هم همانجا میماندم.»
گفت و گو با مرضیه سلیمانی عکاس حاضر در فاجعه پلاسکو
عملیات؛ میان قانون فیزیک و تعهد انسانی
با گسترش آتش، خطر ریزش جدی شد. ستونها تحت حرارت ضعیف میشدند. فرماندهان هشدار دادند. اما گروههایی هنوز داخل بودند؛ برای مهار کانونهای آتش و اطمینان از تخلیه کامل.
همکار یکی از آتشنشانان جانباخته میگوید:«گفت اگر ما نرویم، آتش میکشد به ساختمان کناری. رفت و دیگر برنگشت.»
لحظه فروپاشی؛ ثانیههایی که تاریخ شد
ساعت ۱۱:۳۳. دوربینها روشن. ناگهان، پلاسکو مثل ورق کاغذ تا شد و فرو ریخت. گردوغبار، فریاد، سکوت. آوار، دهها آتشنشان را در خود گرفت. تهران مات ماند.
یکی از خبرنگاران حاضر در صحنه:«همهچیز در چند ثانیه تمام شد. تا چند دقیقه هیچکس نمیدانست چه باید بکند.»
پس از فروپاشی؛ نبرد با آوار
عملیات آواربرداری آغاز شد؛ خطر آتش زیر آوار، ریزش ثانویه، سرمای زمستان. نیروها شبانهروز کار کردند. هر پیکری که بیرون میآمد، بغضی تازه میشکست.
مادر یکی از آتشنشانان با صدایی آرام میگوید:«پسرم گفت نگران نباش، زود برمیگردم. من هر شب چراغ را روشن گذاشتم.»
آمار تلخ
۱۶ آتشنشان جانباختند
تعدادی از شهروندان و کسبه قربانی شدند
دهها نفر مصدوم
۹ روز عملیات طاقتفرسا برای یافتن آخرین پیکر
وداع با 16 آتش نشان فداکار پلاسکو در ستاد معراج
داغی که سرد نشد؛ گفتوگو با خانوادهها
همسر یکی از آتشنشانان:«زندگی ما از آن روز دو نیم شد؛ قبل پلاسکو، بعد پلاسکو. او قهرمان نبود، وظیفهاش را انجام داد.»
پدر یکی دیگر:«اگر دوباره به دنیا بیاید، باز هم همین راه را میرود. اما کاش ایمنی جدیتر گرفته میشد.»

چرا پلاسکو فرو ریخت؟
گزارشهای کارشناسی مجموعهای از عوامل را نشان داد:
- فرسودگی سازه و کاهش مقاومت در برابر حرارت
- نبود سیستمهای اطفای خودکار
- انباشت مواد قابل اشتعال
- اخطارهای ایمنی بیاثر
- مدیریت بحران دشوار در سازهای قدیمی
- پسلرزههای اجتماعی
پلاسکو، شهر را بیدار کرد:
- شناسایی ساختمانهای ناایمن
- تشدید اخطارهای ایمنی
- مطالبه عمومی برای حفاظت از آتشنشانان
- ثبت نام «شهدای خدمت» برای جانباختگان
یکی از شهروندان در مراسم تشییع:«آنها جان دادند تا ما بمانیم. این بدهی را فراموش نکنیم.»
گفت و گو با حسین تهرانی، عکاس همشهری در حادثه پلاسکو
پلاسکو جدید، حافظه قدیم
سالها بعد، ساختمانی جدید در همان نقطه قد کشید. امنتر، مدرنتر. اما نام پلاسکو دیگر فقط یک آدرس نیست؛ یادآور مسئولیتی جمعی است.
ارسال نظر