آب را ول نکنیم ! / ایران در مرحله فروپاشی آبی قرار دارد

شرکت آب و فاضلاب کشور چندی پیش در خصوص وضعیت آب و خشکسالی هشدار داده است که بیش از 200 شهر کشور در تابستان امسال دچار تنش آبی خواهند شد و 12کلانشهر اراک، اصفهان، بندرعباس، تهران، شیراز، قزوین، قم، کرج، کرمان، مشهد، همدان و یزد تابستانی داغ و کم آب خواهند داشت. در برخی از گزارش ها آمده است که وضعیت آب در برخی سدها مثل سد زاینده رود اصفهان بحرانی‌ تر است به گونه‌ای که هم اکنون فقط یک چهارم مخزن آن پر آب است. این تنها بخشی از مشکلات کشور به دلیل بی آبی است. نشست زمین، حوادث ریلی، تهدیدات جدی اجتماعی و امنیتی و ... می تواند روی دیگر این سکه باشد. سوالی که مطرح می شود این است که چرا به این نقطه رسیدیم و چه باید کرد؟

به گزارش اقتصادی رکنا، برخی کارشناسان مشکل بی آبی کشور را به بخش توسعه شهری و صنایع ارتباط می دهند. این کارشناسان معتقدند دولت ها با فشار بر بخش کشاورزی حق آبه آنها را گرفته و به مصرف شهری و صنایعی مانند فولاد اختصاص داده اند. اما برخی دیگر سوء مدیریت ها و توسعه غیرعلمی در بخش کشاورزی را مشکل اساسی دانسته و معتقدند ایران یک کشور خشک و کم آب است و نباید بخش کشاورزی را بدون برنامه ریزی و مطالعه توسعه داد. این کارشناسان معتقدند از آنجا که 90٪ آب کشور صرف کشاورزی می شود، پرداختن به مصرف صنعتی و شرب، دادن آدرس غلط است. در شرایطی که 90 درصد آب را صرف 8 درصد تولید ناخالص داخلی می‌ کنیم، یعنی باز طراحی اساسی در اقتصاد ملی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

در این خصوص گفتگوی رکنا با هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس اتحادیه انجمن های علمی انرژی ایران را بخوانید:

این استاد دانشگاه در آغاز گفت: آب از آغاز آفرینش نقش اساسی در ساختار زندگی و بستر هستی داشته و بی تردید حیات انسان نیز به آن مدیون است. آب نماد زندگی و یکی از چهار عنصر اصلی حیات یعنی آب، آتش، خاک و باد است. هومِر، شاعر پُر آوازه یونانی در قرن دهم قبل از میلاد، پیدایش جهان و تمام مظاهر هستی و طبیعت را مدیون وجود حیاتبخش آب می دانست و هر چیز را برگرفته از آب می پنداشت. قبل از پیدایش اندیشه های فلسفی در غرب، در شرق نیز ابعاد تخیل انسان آب را اصل نخستین، قدسی و به مثابه پاکی در مقابل آلودگی به شمار می آورد. چنین رویکردی به جهان و طبیعت بخوبی در "حماسه آفرینش" بابلی آمده است که در روزهای آغازین آفرینش فقط آب بوده است. در اندیشه ایرانیان درباره آفرینش جهان، اهورا مزدا مادر حیات است و برای از بین بردن ظلمت با پنج فرزند خویش آب، آتش، هوا، باد و روشنایی برای جنگ با اهریمن فرود می آید. بدین ترتیب در حکومت های پیشین ایران، آب از تقدس و اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

وی افزود: در طول تاریخ، منابع آب مهمترین نقش را در پیدایش، انتقال و گفتمان تمدن ها ایفاء کرده اند. در تمام تمدن ها شاهد آنیم که ایجاد شهرها به عنوان مظاهر تمدن در ارتباط مستقیم با مظاهر آب بوده است. شهرها در کنار منابع آب سر برافراشتند. رودخانه های دجله و فرات وسیله ارتباطی تمدن های بین النهرین و انتقال دستاوردهای خود به تمدن مصر و دریای مدیترانه عامل گفتمان تمدن های حاشیه خود و انتقال تمدن از مصر به یونان و روم بوده اند. هم چنین منابع آب نقش مهمی در توسعه کشاورزی و تولید محصول اضافی برای ساکنین شهرها و پیدایش طبقات اجتماعی و مظاهر فرهنگ و تمدن بوده اند.

نقش کم آبی در تهدیدات جدی اجتماعی و امنیتی

اورعی تاکید کرد: نیاکان ما نیز تلاش نکردند محیط زیست خود را تغییر دهند بلکه با آن کنار آمده و سازگار شدند. یکی از مهمترین الگوهای سازگاری با محیط چگونگی رفتار با منابع موجود از جمله آب است. در دوران معاصر همیشه آثار کم آبی در سیمای این سرزمین مشهود بوده و هیچگاه خاک مرز پر گوهرمان سیراب نبوده است. کمبود آب در ایران انکار ناپذیر است. این واقعیت نه تنها فعالیت های اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد، بلکه مهمتر از آن موجب بروز تهدیدات جدی اجتماعی و امنیتی خواهد شد. ما در بخشی از جهان زندگی می کنیم که هیچگاه آب فراوان در دسترس نداشته ایم. به همین دلیل آثار کم آبی همیشه در چهره فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور نمایان بوده است. قنات بهترین گواه این مدعاست که با قدمتی 2800 ساله از ایران به سایر نقاط جهان راه یافت. بدین ترتیب انتظار می رفت نسل فعلی با آگاهی از این واقعیات تاریخی، آب را ذیقیمت دانسته و جرعه ای برای نسل های آینده به ارمغان گذارد. متاسفانه چنین نیست و به نظر می رسد نسل های آینده سرابی بیش از ما به ارث نخواهند برد.

آب یک کالای اقتصادی نیست

وی در ادامه گفت: امروز شاهد آنیم که در قالب توسعه به شکلی نامتوازن و خارج از توان اکولوژیک سرزمین در ستیز با طبیعت قرار گرفته ایم. فراموش کرده ایم که شرایط آب و هوایی و اقلیمی، حفظ تنوع زیستی و تولید همه و همه از آب است و از یاد برده ایم که آب صرفاً یک کالای اقتصادی نیست، بلکه مهمتر از آن یک عنصر زیستی است که باید از منظر اقتصاد زیست محیطی به آن پرداخته شود. در کشور ما هیچگاه با مضیقه زمین روبرو نبوده ایم ولی تقریباً در تمام کشور با کمبود آب روبرو هستیم. آب موجود در این پهنه خشک بر مبنای 3 عنصر مصالحه با طبیعت، عدالت اجتماعی و مشارکت همگانی تقسیم می شده است اما امروز ما در چرخشی هولناک این عناصر را به ستیز با طبیعت، نابرابری اجتماعی و نگاه انفرادی و خودخواهانه تبدیل کرده ایم.

توده مردم از عمق بحران بی آبی بی اطلاع هستند

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که چرا چنین است؟ گفت: در همه منابع مکتوب کشور با واژه های خشکسالی، مصرف بی رویه آب و مضامین مشابه برخورد می کنیم که نشان از تشنگی شدیدی است که پیش رو داریم. اما توده مردم از عمق این بحران اطلاع کافی ندارند. کودکان و نوجوانان ما در فضایی رشد کرده اند که دیوارهای آن را شعار های دلفریبی چون " ایران کشوری سرشار از منابع طبیعی است" پر کرده است. چنین شعارهایی مصرف گرایی را تقویت می کند. در حالی که در ژاپن به کودکان می آموزند که ما در جزیره ای دور افتاده قرار گرفته ایم، با کمبود منابع روبروییم و باید در استفاده از منابع صرفه جویی کنیم. آنها به خوبی با این اصل اکوفیزیولوژیک آشنایند که کارایی و مصرف آب و یا عناصر غذایی در گیاهان در شرایطی که گیاه با کمبود آنها مواجه است بیشتر می شود. لذا مشکل ما در نحوه استفاده از آب فرهنگی است و نه فنی. باید بحرانی بودن مساله آب را به جامعه منتقل کنیم و از سیاسی شدن آن نهراسیم چون آب امروز در سطح جهان به یک مساله بزرگ سیاسی تبدیل شده و به صورت هیدروپولیتیک چالش بزرگی فرا روی بسیاری از کشورهاست.

وی افزود: سازمان ملل نیز بزرگترین مشکل جهان را آب با محوریت جمعیت عنوان می کند. در قرن بیستم جمعیت جهان 4 برابر ولی مصرف آب 9 برابر شده است و بدین تریب فشار جمعیت بر مقدار آب موجود به طور چشمگیری افزایش یافته است. سرانه ردپای آب یعنی مقدار آبی که برای تولید کالا و خدمات مصرف می شود در جهان 1240 و در ایران 1650 متر مکعب در سال است. در بخش کشاورزی جهان 21% آب برای تولید برنج و 12% برای گندم مصرف می شود. در حالی که بهره وری آب در بخش صنعت یعنی نقش آن در تولید ناخالص داخلی 19برابر بخش کشاورزی است. شاهد آنیم که سرانه ردپای آب در صنعت 800 و در ایران 24 مترمکعب در سال است. آمار مربوط به مصرف آب در اروپا نشان می دهد که 59% به بخش صنعت، 30% کشاورزی و 11% به آب شرب اختصاص دارد. در حالیکه در ایران این ارقام به ترتیب2،90 و 8 درصد است. بدین ترتیب 90% آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی سنتی و غیر استاندارد کشور هدر رفته و مشکل اصلی بهره وری پایین مصرف آب در این بخش است.

اورعی ادامه داد: متوسط بارندگی سالانه در جهان 860 میلیمتر و در ایران 240 میلیمتر یعنی تنها 28% متوسط جهان است و توزیع مکانی آن نیز بسیار نامناسب می باشد به طوریکه نیمی از کشور از 24% و نیم دیگر از 76% بارش بهره مند می گردد. در چنین شرایطی شاهد آنیم که در کشورهای اروپایی از جمله آلمان، فرانسه و انگلستان که از منابع آب غنی برخوردارند، سرانه مصرف آب به ترتیب 129، 139 و 153 لیتر در روز و در ایران 220 لیتر است. بارزترین وجه شرایط آب در کشور ضعف مدیریت و برنامه ریزی است. از یک طرف شاهد آنیم که کشاورزی کوچکترین بخش اقتصاد بوده و تنها 3/8% از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است و از طرف دیگر 90% آب کشور در این بخش مصرف شده و تقریباً سرتاسر کشور با فاجعه کم نظیر خشکسالی روبرو است. مسئولین بخش کشاورزی باید به فکر دگرگونی بنیادین و تدوین نقشه راه با مشارکت صاحب نظران برای ایجاد پایداری در نوسانات اقلیمی پیش رو باشند. ضروریست بجای آن که کشاورزان برتر آنانی انتخاب شوند که به ضرب و زور آب عملکرد بالا دارند به فکر بهره وری پایدار و برداشت اقتصادی از واحد آب بود.

کم بارش ترین سال ها در 50 سال اخیر

وی در ادامه تاکید کرد: واقعیت تلخ این است که در پی دو سال پر بارش، بحران آب را فراموش کردیم تا به امسال رسیدیم که طبق اعلام مسئولین مربوطه در سازمان هواشناسی از کم بارش ترین سالها در 50 سال اخیر بوده و با 41% کاهش بارندگی نسبت به آمار بلند مدت مواجهیم. آن قدر از بحران آب غافلیم که وزیرمان در آغاز دوره مدیریت خود قول افزایش 5 میلیون تن محصول نسبت به سال قبل داد و قرار بود در سال جاری 3 میلیون تن محصول گندم دیم داشته باشیم. ولی تقدیر در کمین بود و دست در دست ضعف مدیریت و کنار نهادن نظرات تخصصی، شرایط به گونه ای رقم خورد که دام های گرسنه بر دیم زارها می چرند.

زیست بوم ایران در مرحله فروپاشی آبی قرار دارد

این استاد دانشگاه ادامه داد: نهضت خودکفایی غذایی غیر منطقی و غیر علمی زیست بوم را در مرحله فروپاشی آبی قرار داده و برنامه اعلام شده مبنی بر افزایش 30 درصدی محصولات کشاورزی و هم زمان کاهش 30 درصدی مصرف آب ظرف 4 سال نیز غیر عملی بوده و در دنیا سابقه نداشته است. البته که در مناطق کم آب هم می توان به کشاورزی پرداخت، لیکن این امر نیازمند حکمرانی هوشمندانه است که از برتری ژنتیکی، روش آبیاری، فناوری، مدیریت، اقتصاد مقیاس، سرمایه گذاری همه و همه بهره گیرد، نه آنکه علیرغم تامین 55% آب کشاورزی و 85% آب شرب از منابع زیر زمینی، سرمایه گذاری کمی در مقایسه با آبهای سطحی صورت گیرد. نمونه آن نگاه فن سالارانه به آب است که در چند دهه اخیر به فرهنگ تبدیل شده است. در حالی که پس از انقلاب جمعیت کشور به دو برابر افزایش یافته، تعداد سدها از 19 به حدود 650 یعنی بیش از 30 برابر شده است و 40 سد بر روی 14 رودخانه ای که به دریاچه ارومیه می ریزند ساخته شد و موفق شدیم آن را بخشکانیم! به عبارت دیگر مدیریت منابع آب زیرزمینی را که 57% کل آب کشور را تشکیل می دهد رها کرده و با ساختن سد، تصرف حریم رودخانه و بسیاری موارد مشابه دلمان را خوش کرده ایم که آبهای روان را مدیریت می کنیم. در ادامه این پنهان کاری و عدم شفافیت بحث آبهای ژرف را هم پیش می کشیم و هر از چند گاه خبری مبنی بر کشف منابع عظیم آبهای زیرزمینی ژرف منتشر می کنیم و این پیام را به ملت می دهیم که نگران نبوده و آب را وِل کنند، در حالیکه متخصصین منابع آب کشور با دیده تردید به آن می نگرند.

حقایق وضعیت آب کشور را قبول کنیم

اورعی در ادامه گفت: وقت آن رسیده که حقایق وضعیت آب کشور را قبول کرده و بر مبنای آن برنامه ریزی کنیم. قبول کنیم که در 28% کشور میزان بارندگی سالانه کمتر از 100 میلیمتر است، ریزش 40% باران در فصول غیر زراعی است، علیرغم داشتن حدود 1/1 جمعیت و خشکی جهان سهم ما از بارش جهان تنها 36/0% است و قبول کنیم که در پی چهاردهه وِل کردن و گِل کردن آب، کار را به جایی رسانده ایم که سالانه حدود 11 میلیارد متر مکعب اضافه برداشت آب از منابع زیر زمینی داریم.

نزاع های استانی بر سر آب هم اکنون آغاز شده است

وی افزود: در بعد اجتماعی نیز باید چشمانمان را به این واقعیت بگشاییم که نزاع های استانی بر سر آب از هم اکنون آغاز شده که امنیت کشور را به طور جدی به چالش خواهد کشید. ببینیم و بفهمیم که نتیجه مستقیم محدود شدن منابع آب بیکاری بوده و به مهاجرت به شهرهای بزرگ می انجامد و معضل حاشیه نشینی در اطراف این شهرها را پدید آورده و هر روز گسترده تر خواهد کرد. باید بفهمیم که دیم کاری با دیمی کاری متفاوت است ولی در کمال نابخردی اجازه داده ایم برخی صاحبان قدرت به بهانه تولید گندم دیم منابع طبیعی را به تصرف خود درآورند. در مغایرت کامل با گسترش کشاورزی پایدار شاهد آنیم که دیمی کاری به روش خودمان نقش چندانی در تامین نیاز غذایی کشور نداشته است. لیکن آسیب جدی به منابع طبیعی وارد کرده است. در شرایطی صحبت از 3 میلیون تن محصول گندم دیم در سال جاری می کردیم که خود را به خواب زده و غافل از آنیم که در اثر تغییرات اقلیمی و تاثیر آن بر میزان بارش تا سال 2050 میلادی، بسیاری از مناطق تولید گندم دیم استعداد خود را از دست خواهند داد.

اورعی افزود: با علم در افتادیم و نتایج تحقیقات گسترده پروفسور کوچکی، استاد برجسته زراعت کشور را مبنی بر اینکه تا سال 2025 سطح زیر کشت دیم کشور 20% کاهش یافته و تا سال 2050 با افزایش دمای 7/2 درجه سانتیگراد مواجه خواهیم بود و به ازای هر یک درجه افزایش دما، تولید محصولات کشاورزی آبی 9 تا 17 درصد کاهش خواهد یافت، به شوخی و شاید هم تمسخر گرفتیم. طبیعی است که در چنین سیستم مدیریتی ای جایی برای مدیریت بهینه دیم زارهای کشور باقی نمانده و در مسیر همیشگی دیمی کاری حرکت خواهیم کرد. مدیریت حرفه ای در این بخش با پیروی از اصول مسلم علمی و تحقیقاتی، بازنگری و باز طراحی نظام های زراعی دیم کشور بر اساس الگوهای بوم سازگار و پایدار ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده و در این مسیر گام بر می دارد. حالی که صحبت از کشت دیم شد بد نیست نگاهی کوتاه به الگوی کشت در بخش آبی داشته باشیم. برای تولید یک کیلو برنج 3420 لیتر و گندم 1350 لیتر آب مصرف می شود.

آب را ملت می پردازند، ارز ناشی از صادرات پسته به جیب چه کسانی می رود؟

این استاد دانشگاه افزود: ایران بعد از چین دومین تولید کننده هندوانه در جهان است و سطح زیر کشت آن به 200 هزار هکتار می رسد. این در حالیست که آب مورد نیاز برای تولید هر کیلو هندوانه حدودد 500 لیتر است. طبق آمار منتشر شده طی سه دهه 30 میلیارد دلار پسته صادر شده است ولی ارزش آب مصرفی برای تولید آن 80 میلیارد برآورد می شود. چه کسی باید این زیان 50 میلیارد دلاری را بپردازد؟ اصل موضوع اینجاست که آب را ملت پرداخته و ارز ناشی از صادرات پسته به جیب بخشی کوچک و خاص از جامعه رفته است!

وی در پاسخ به سوال چه باید کرد، گفت: با توجه به مصرف 90% منابع آب کشور در بخش کشاورزی و سهم پایین آن در اقتصاد ملی، تغییر اساسی در نگرش برنامه ریزان به این بخش ضروریست. باید با بازنگری و باز طراحی الگوی کشت و به کار گیری فناوری های نوین، رویکرد فعلی مدیریت منابع آب را تغییر داده و به ایجاد نظام جامع مدیریت آب در کل زنجیره از تولید تا مصرف همت گمارد.

باید مفهوم فضای سبز را تغییر داد

اورعی در ادامه گفت: باید این فرهنگ را جا انداخت که خودکفایی در بخش کشاورزی از ابتدا سیاستی غیر واقعی و غیر منطقی بوده و وقت آن گذشته که اجازه دهیم کشاورز هندوانه بکارد و مسئولین افتخار کنند که صادرات محصولات کشاورزی داشته ایم. باید قبول کنیم که نمی توانیم بار بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی را بر دوش کشاورزی بیاندازیم و منابع محدود آب را به سمت سایر بخشهای اقتصاد از جمله صنعت هدایت کنیم. باید به خرید آب مجازی روی آوریم و عادت دیرینه خود را مبنی بر کشت برنج، هندوانه و بسیاری اقلام دیگر کنار گذاشته و به این واقعیت برسیم که با واردات این اقلام در واقع به مقادیر قابل توجهی آب مجازی دست یافته ایم. ضروریست آب از کالایی عام به متاعی خاص و با ارزش تبدیل شده و از نظر فرهنگی و ذهنی واحد آن را از مترمکعب و لیتر به قطره تبدیل شود. باید مفهوم فضای سبز را تغییر داده و چشمانمان را به بوته های زیبای کویری عادت دهیم.

این استاد دانشگاه در آخر گفت: بدون تردید این همه و بسیاری بایدهای دیگر در سایه تدبیر و با برنامه ریزی منطقی میسر است. ولی آنچه می طلبد عزم ملی و اراده استوار است. در غیر این صورت استقلال کشور را به باد داده و چیزی برای نسل های بعد این مرز پرگوهر به ارث نخواهیم گذاشت. امید که آب را گِل نکنیم.

آیا این خبر مفید بود؟