بررسی سناریوی آمریکا و اسرائیل برای بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی ایران

یادداشت مهمان - فاطمه مطیری، پژوهشگر مطالعات خاورمیانه: بحث را نمی توان با پرسش ساده ای از قابلیت آمریکا و اسرائیل در ایجاد آشوب در ایران آغاز کرد. پرسش اساسی تر این است که آیا این دو کشور می توانند شکاف های موجود در جامعه ایران را به روشی تبدیل کنند که در شرایط بحرانی، فشار خارجی را به شدت افزایش دهد. این تفاوت در نگاه اهمیت ویژه ای دارد؛ یکی بر یافتن دخالت مستقیم خارجی در هر ناآرامی تمرکز دارد، در حالی که دیگری بر مکانیزم ارتباط و اعمال نیرو بر مبنای نارضایتی های واقعی و شبکه های ارتباطی دقت می کند.

اعتراضات شکل گرفته از تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ ابتدا بر پایه مسائل اقتصادی و اجتماعی آغاز شد و سپس در برخی نقاط کشور، به سیاست مرتبط شد. گزارش های منتشرشده بین محرک های اقتصادی این اعتراضات و نقش مداخلات خارجی تفاوت قائل شده اند. بنابراین، نمی توان نارضایتی های داخلی را حاصل از مداخله خارجی تلقی کرد. پرسش کلیدی تر این است که چگونه بازیگران خارجی از شکاف های فعلی قابلیت های راهبردی ایجاد می کنند.

واشنگتن و تل آویو؛ استراتژی هایی متفاوت

ایالات متحده و اسرائیل در طراحی های خود به شکل یکسان عمل نمی کنند. هدف اصلی واشنگتن افزایش هزینه های دولتی و کاهش توانایی بازگشت به ثبات اجتماعی است. برای تحقق این هدف، نیازی به شبکه گسترده ای از عوامل در میدان نیست. ابزارهایی مانند فشار اقتصادی، تحریم ها، تهدیدهای نظامی و حمایت سیاسی از معترضان به همراه ایجاد دسترسی ارتباطی، ساختار تصمیم گیری کشور را به چالش می کشانند.

به عنوان نمونه، ترامپ در سخنانش در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که قصد دارد با ایلان ماسک برای بازگرداندن اینترنت به ایران مذاکره کند. گزارش رویترز نیز به دسترسی محدود کاربران ایرانی به سامانه استارلینک اشاره کرد. با وجود محدودیت این دسترسی، روشن شد که زیرساخت ارتباطی به یکی از ابزارهای فشار خارجی تبدیل شده است.

از این زاویه، واشنگتن به دنبال ایجاد اعتراضات داخلی نیست، بلکه هدف اصلی آن افزایش طول عمر بحران ها و بالا بردن هزینه های سیاسی برای مواجهه با این بحران ها است. تل آویو به شکلی متفاوت عمل می کند؛ هدف اسرائیل بیش از همه استفاده از اطلاعات، نفوذ و ابزارهای نظامی برای بهره برداری عملیاتی از مشکلات موجود است.

استراتژی های مختلف واشنگتن و تل آویو

استراتژی آمریکا بر فرسایش تدریجی و کاهش توانایی بازگشت به وضعیت عادی تاکید دارد. فشار اقتصادی و ایجاد بی اعتمادی اجتماعی از عوامل اعمال این سیاست محسوب می شوند. اما سناریوی اسرائیل بر پایه اتصال اطلاعات و عملیات نظامی و نفوذ در جامعه ایرانی شکل می گیرد. رویه اسرائیل در سناریوی پیش رو تلاش برای مرتبط کردن محرک های داخلی اعتراضات با نتایج عملیاتی در محیط بین المللی است تا قابلیت های راهبردی ایجاد کند. با این حال، اسرائیل همچنان ابهاماتی درباره امکان ایجاد تغییرات بزرگ و سریع در ساختار سیاسی ایران دارد.

سه سناریوی اصلی فشار

سناریوی اول: فرسودگی بدون دخالت مستقیم

در این سناریو، هدف ایجاد یک بحران همه گیر نیست، بلکه افزایش فشار بر نظام حکمرانی و کاهش توان بازگشت به ثبات اجتماعی است. در این حالت، بازیگر خارجی به جای اینکه نقش اصلی ایجاد نارضایتی را داشته باشد، در تقویت آن ایفای نقش می کند. این روش هزینه کمتری برای بازیگر خارجی دارد و می تواند بیشتر ادامه داشته باشد.

با این حال، این سناریو در صورتی شکست خواهد خورد که نارضایتی های مردم به یک ائتلاف اجتماعی پایدار تبدیل نشوند. این امر نشان می دهد که نارضایتی های مقطعی به تنهایی به تغییرات سیاسی منجر نخواهد شد.

سناریوی دوم: ترکیب حرکت اعتراضی با نفوذ خارجی

این سناریو به دنبال تبدیل فعالیت های اعتراضی به یک دارایی اطلاعاتی و عملیاتی است. زیرساخت ارتباطی نقش کلیدی در این استراتژی ایفا می کند؛ چرا که امکان جمع آوری اطلاعات و انتقال داده در لحظه مناسب برای بازیگر خارجی فراهم می کند. ادعای انتقال تجهیزات مثل استارلینک توسط اسرائیل به ایران نیز در راستای همین هدف بررسی می شود؛ هرچند نیازمند مستندات مستقل بشری بیشتر است.

سناریوی سوم: تشدید بحران داخلی و حمله خارجی

در این سناریو، هدف اصلی ایجاد همزمانی میان بحران داخلی و فشار خارجی است. چنین وضعیتی می تواند جامعه را تحت فشار فراوان قرار دهد و در نتیجه هزینه های مدیریت کشور را افزایش دهد. با این حال، گزارش ها نشان داده اند که همچنان تردیدهایی درباره توان اسرائیل برای ایجاد تغییرات بزرگ در ساختار دولتی ایران وجود دارد.

جمع بندی؛ مهم ترین چالش پیش روی ایران

تمام سناریوها به یک عامل مشترک بستگی دارند: تبدیل نارضایتی اجتماعی به توانایی سیاسی پایدار. این حلقه نیازمند اتصال جامعه، اطلاعات، ارتباطات و ساختارهای قدرت است. این دقیقا همان نقطه ضعف اصلی سناریوهای خارجی است که همچنان بازیگران خارجی نتوانسته اند به آن دست یابند.

ایران باید بتواند شکاف های اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی خود را به خوبی مدیریت کند تا محیطی ایجاد شود که برای اعمال فشار خارجی مستعد نباشد. این مسئله نشان می دهد که پاسخ به چالش های موجود هم در ابعاد امنیتی و هم سیاسی ضروری است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1243596
  • فیلمی دردناک از لحظه شروع آتش‌سوزی مرگبار در بیمارستان پاکستان/ 14 نوزاد جان باختند