دموکرات‌ها برنده شدند؛ همان تحریم‌کنندگان دیروز،شما دقیقا از چه چیزی خوشحال هستید!

به گزارش خبرنگار سیاسی رکنا، پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات آمریکا شاید احتمال تقابل نظامی با ایران را کمرنگ‌تر کند، اما آیا قرار است به جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران هم پایان دهد؟ تاریخ تحریم‌های ایران نشان می‌دهد که دموکرات‌ها نه‌تنها در اعمال فشار اقتصادی علیه ایران سابقه‌ای طولانی دارند، بلکه بخش مهمی از سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ جمهوری اسلامی در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما، رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا، وضع شد.

پیروزی دموکرات‌ها و شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات اخیر آمریکا، برای بخشی از ایرانیان به خبر خوشحال‌کننده‌ای تبدیل شده است. عده‌ای این نتیجه را نشانه‌ای از کاهش احتمال جنگ، تغییر سیاست خارجی واشنگتن و حتی احتمال بهبود شرایط ایران ارزیابی می‌کنند. اما یک پرسش اساسی وجود دارد که شما دقیقاً از چه چیزی خوشحال هستید؟

آیا صرفاً شکست جمهوری‌خواهان به معنای پایان فشار آمریکا بر ایران است؟ آیا دموکرات‌ها در طول سال‌های گذشته مدافع رفع تحریم‌ها و بهبود زندگی مردم ایران بوده‌اند؟ یا اینکه حافظه تاریخی ما درباره سیاست آمریکا در قبال ایران، بیش از اندازه کوتاه شده است؟

واقعیت این است که جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، پدیده‌ای تازه نیست و به دولت دونالد ترامپ هم محدود نمی‌شود. این جنگ سال‌هاست ادامه دارد و اتفاقاً یکی از مهم‌ترین دوره‌های گسترش تحریم‌های اقتصادی ایران، در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما رقم خورد؛ همان رئیس‌جمهوری که مذاکرات هسته‌ای با ایران را پیش برد و در نهایت به توافق برجام رسید.

اوباما؛ مذاکره در یک دست، تحریم در دست دیگر

دولت اوباما از یک سو مسیر مذاکره با ایران را دنبال کرد و در سال ۲۰۱۵ به توافق هسته‌ای برجام رسید؛ اما از سوی دیگر، در همان دوره، ساختار تحریم‌های اقتصادی علیه ایران به‌شدت گسترش پیدا کرد.

قانون جامع تحریم‌ها، پاسخگویی و محرومیت ایران (CISADA) در سال ۲۰۱۰، تحریم‌های مرتبط با بانک مرکزی ایران در قانون بودجه دفاعی سال ۲۰۱۲، فرمان اجرایی ۱۳۵۹۹ برای مسدودسازی دارایی‌های دولت و مؤسسات مالی ایران و قوانین و فرمان‌های بعدی علیه بخش نفت، پتروشیمی، کشتیرانی، خودروسازی و صنایع فلزی، بخشی از این کارنامه هستند.

نتیجه این سیاست‌ها چه بود؟

- محدودیت گسترده فروش نفت ایران و دسترسی به درآمدهای نفتی؛

- فشار بر بانک‌ها و قطع یا محدود شدن ارتباطات مالی بین‌المللی؛

- محدودیت انتقال ارز و دسترسی به منابع ارزی؛

- تحریم شرکت‌های کشتیرانی، بیمه و حمل‌ونقل؛

- محدودیت سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری به صنایع ایران؛

- تحریم صنایع پتروشیمی، خودروسازی و بخش‌های مهم صنعتی؛

- تهدید بانک‌ها و شرکت‌های خارجی به محرومیت از بازار آمریکا در صورت همکاری با ایران.

اینها صرفاً چند محدودیت دیپلماتیک نبودند؛ مجموعه‌ای از ابزارهای فشار اقتصادی بودند که آثار آنها به زندگی روزمره مردم، تجارت، تولید، اشتغال و قدرت خرید خانوارها نیز منتقل شد.

تحریم‌هایی که اقتصاد ایران را هدف گرفتند، فقط روی کاغذ نماندند

گزارش مرکز پژوهش‌های کنگره آمریکا درباره تحریم‌های ایران نشان می‌دهد که تحریم‌های گسترده سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ آثار سنگینی بر اقتصاد ایران گذاشتند. بر اساس این گزارش، صادرات نفت خام ایران از حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱ به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز در میانه سال ۲۰۱۳ کاهش یافت. همچنین اقتصاد ایران در دو سال منتهی به مارس ۲۰۱۴ حدود ۹ درصد کوچک شد و نزدیک به ۱۲۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی ایران در بانک‌های خارجی غیرقابل دسترس شد. 

این آمارها را باید کنار واقعیت زندگی مردم قرار داد؛ کاهش درآمدهای نفتی، دشوارتر شدن مبادلات بانکی، افزایش هزینه واردات، محدودیت دسترسی به مواد اولیه و فناوری و فشار بر تولیدکنندگان داخلی.

البته نمی‌توان تمام مشکلات اقتصادی ایران را به تحریم‌ها نسبت داد؛ سیاست‌های داخلی، ساختار اقتصادی، فساد، ناکارآمدی و تصمیم‌های مدیریتی نیز سهم مهمی در وضعیت موجود دارند. اما نمی‌توان نقش تحریم‌های آمریکا را در تشدید مشکلات اقتصادی و محدود شدن ظرفیت توسعه کشور انکار کرد.

نکته مهم‌تر اینکه خود دولت اوباما نیز با صراحت از اثرگذاری این فشارها سخن می‌گفت. در گزارش رسمی کاخ سفید در ژوئیه ۲۰۱۲، به نقل از اوباما آمده بود که تحریم‌ها اقتصاد ایران را در سال ۲۰۱۱ تقریباً از حرکت انداخته‌اند. 

برجام؛ استثنایی بر سیاست فشار، نه پایان آن

ممکن است طرفداران دموکرات‌ها به برجام اشاره کنند و بگویند اوباما دست‌کم مسیر مذاکره را انتخاب کرد. این استدلال بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، اما تمام واقعیت نیست.

برجام در سال ۲۰۱۵ به امضا رسید و در ژانویه ۲۰۱۶ با اجرای آن، بخشی از تحریم‌های هسته‌ای مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران لغو یا تعلیق شد. این توافق دستاوردی دیپلماتیک بود و امکان تنفس اقتصادی بیشتری برای ایران ایجاد کرد.

اما همه تحریم‌ها از میان نرفتند. تحریم‌های مرتبط با حقوق بشر و برخی فعالیت‌های موشکی همچنان باقی ماندند و بخش‌هایی از تحریم‌های اولیه آمریکا نیز پابرجا بودند.

بنابراین، حتی در دوره‌ای که از آن به‌عنوان دوران توافق و دیپلماسی یاد می‌شود، فشار اقتصادی آمریکا به‌طور کامل متوقف نشد.

تحریم‌ها فقط محصول جمهوری‌خواهان نبودند

یکی از نکات مهمی که در تحلیل سیاست آمریکا باید به آن توجه کرد، نقش کنگره این کشور است.

قانون CISADA در سال ۲۰۱۰ با رأی ۴۰۸ به ۸ در مجلس نمایندگان و ۹۹ رأی موافق در سنا تصویب شد. این ارقام نشان می‌دهد که تحریم‌های ایران در آمریکا صرفاً پروژه یک حزب نبود و حمایت گسترده‌ای در میان هر دو حزب داشت.

قوانین مربوط به تحریم بانک مرکزی، نفت، انرژی و صنایع ایران نیز در کنگره با حمایت دوحزبی پیش رفتند. اوباما این قوانین را امضا و دولت او آنها را اجرا کرد. 

پس نمی‌توان دموکرات‌ها را از مسئولیت کارنامه تحریم‌های آن دوره مبرا دانست؛ همان‌طور که نمی‌توان تمام تحریم‌ها را صرفاً به آنها نسبت داد.

مسئله این است که در سیاست خارجی آمریکا، تفاوت روش دو حزب لزوماً به معنای تفاوت در هدف نهایی آنها در قبال ایران نیست.

تفاوت دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان؛ تفاوت در روش فشار است؟

شاید بتوان گفت تفاوت مهم دو حزب در شیوه مواجهه با ایران است.جمهوری‌خواهان، به‌ویژه در دولت ترامپ، معمولاً سیاست فشار حداکثری، تهدید نظامی و برخورد علنی و تهاجمی‌تری را دنبال کرده‌اند. در مقابل، دموکرات‌ها در کنار تحریم و فشار اقتصادی، بیشتر بر دیپلماسی، ائتلاف‌سازی بین‌المللی و استفاده از ابزارهای حقوقی و چندجانبه تأکید داشته‌اند.

اما آیا دیپلماسی به معنای پایان تحریم است؟ تجربه دولت اوباما پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد: خیر.

دموکرات‌ها می‌توانند هم‌زمان مذاکره کنند، توافق هسته‌ای امضا کنند و در همان حال از تحریم به‌عنوان ابزار فشار استفاده کنند.

از این منظر، پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات اخیر آمریکا را باید با احتیاط ارزیابی کرد. این حزب در انتخابات میان‌دوره‌ای ۴ نوامبر ۲۰۲۶ کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آورده است؛ اتفاقی که می‌تواند قدرت مانور سیاسی ترامپ را محدود کند. 

این نتیجه ممکن است بر تصمیمات دولت آمریکا درباره جنگ و سیاست خارجی اثر بگذارد، اما به معنای تغییر خودکار سیاست تحریم‌ها نیست. ضمن اینکه سیاست خارجی و اختیارات اجرایی رئیس‌جمهور آمریکا نیز با تغییر ترکیب کنگره یک‌شبه دگرگون نمی‌شود.

شما از چه چیزی خوشحال هستید؟

اینجا باید به پرسش اصلی بازگشت. اگر از شکست جمهوری‌خواهان خوشحال هستید، شاید بتوانید امیدوار باشید که احتمال تشدید تقابل نظامی کاهش پیدا کند. هیچ ایرانی عاقلی نباید از جنگ، ویرانی، کشته شدن انسان‌ها و نابودی زیرساخت‌های کشور استقبال کند.

اما آیا با پیروزی دموکرات‌ها، تحریم‌های بانکی و نفتی برداشته می‌شوند؟ آیا فروش نفت ایران آزاد می‌شود؟ آیا موانع تجارت و مبادلات مالی از میان می‌روند؟ آیا شرکت‌های خارجی بدون ترس از مجازات آمریکا به اقتصاد ایران بازمی‌گردند؟ آیا فشار اقتصادی بر تولیدکننده و سفره مردم پایان می‌یابد؟

پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌توان صرفاً در نتیجه انتخابات آمریکا جست‌وجو کرد. جنگ علیه ایران فقط جنگ موشک و هواپیما نیست. جنگ اقتصادی نیز سال‌هاست جریان دارد؛ جنگی که ابزار آن تحریم، محدودیت مالی، محروم کردن کشور از بازارهای جهانی، دشوار کردن تجارت و محدود کردن مسیرهای توسعه است.

ممکن است یک حزب جنگ نظامی را پرهزینه‌تر بداند و حزب دیگر به تهدید و تقابل مستقیم علاقه بیشتری داشته باشد؛ اما تا زمانی که سیاست تحریم و فشار اقتصادی ادامه دارد، مردم ایران همچنان هزینه این جنگ را می‌پردازند.

مسئله فقط این نیست که چه کسی در واشنگتن پیروز شده است؛ مسئله این است که چه کسی حاضر است به سیاست فشار اقتصادی علیه ایران پایان دهد.

اگر دموکرات‌ها برنده شده‌اند، هنوز باید منتظر ماند و دید آیا از پیروزی انتخاباتی آنها چیزی به زندگی مردم ایران هم می‌رسد یا نه.

شادی از شکست یک حزب آمریکایی، بدون توجه به کارنامه حزب پیروز، شاید بیشتر از آنکه نشانه تحلیل سیاسی باشد، حاصل فراموشی تاریخ باشد.

مردم ایران به پیروزی دموکرات‌ها یا جمهوری‌خواهان نیاز ندارند؛ مردم ایران به پایان جنگ اقتصادی، رفع تحریم‌ها، امکان توسعه، تجارت آزاد و حق زندگی با کرامت نیاز دارند.

 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1263977
  • ۹۶ ساعت بارندگی در این مناطق کشور ! + فیلم کارشناسی هواشناسی