رکنا گزارش می دهد
آب و خاک قربانی انگورهای فروشنرفته؛ جهاد کشاورزی باید پاسخگو باشد + فیلم
اجتماعی رکنا: هر خوشه انگور، حاصل ماهها مصرف آب، بهرهگیری از خاک و صرف انرژی و سرمایه است؛ اما در خراسان شمالی، ماندن محصول روی تاکستانها پرسشی فراتر از زیان باغدار ایجاد کرده است: وقتی انگور به بازار نمیرسد، سرنوشت منابعی که برای تولید آن مصرف شدهاند چه میشود؟ بحران بازاررسانی انگور، علاوه بر تهدید معیشت باغداران، ضرورت بازنگری در مدیریت منابع آب، کاهش ضایعات کشاورزی و پیوند میان تولید، فرآوری و بازار را برجسته میکند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، انگور روی تاک مانده، هزینه تولید پرداخت شده و ماهها آب و خاک صرف پرورش محصولی شده است که باید به درآمد تبدیل میشد. اما وقتی بازار برای محصول آماده نیست، زیان فقط در حساب باغدار ثبت نمیشود؛ منابع طبیعی، اشتغال روستایی و اقتصاد کشاورزی استان نیز هزینه میدهند.
در خراسان شمالی ، در استانی که کشاورزی با محدودیت منابع آب روبهروست، فروش نرفتن محصول ابعادی فراتر از یک بحران اقتصادی دارد. آب مصرفشده در طول فصل رشد، انرژی، نهادههای کشاورزی و نیروی کار، همگی برای تولید محصولی هزینه شدهاند که بازگشت اقتصادی آن تضمین نشده است. اگر انگور برداشت نشود یا با قیمتی پایینتر از هزینه تولید به فروش برسد، بخشی از ارزش ایجادشده در این زنجیره از بین میرود.
خسارت از باغ آغاز میشود، اما همانجا متوقف نمیماند
باغدار نخستین حلقه آسیبدیده است. هزینههای کود، سم، آبیاری، نگهداری باغ و دستمزد کارگران پیشتر پرداخت شدهاند. فروش نرفتن محصول، نقدینگی لازم برای ادامه فعالیت را محدود میکند و میتواند نگهداری باغ و سرمایهگذاری برای فصل آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
کارگران فصلی، مراکز بستهبندی، رانندگان، واسطههای قانونی خرید و واحدهای فرآوری نیز از کاهش جریان برداشت و فروش آسیب میبینند. بخشی از انگور قابلیت تبدیل به کشمش، شیره و دیگر فرآوردهها را دارد؛ اما این ظرفیت بدون تأمین سرمایه در گردش، تجهیزات مناسب، خریدار و بازار فروش محصول نهایی، راه نجات قطعی باغدار نیست.
در چنین شرایطی، محصولی که میتوانست در زنجیره تولید ارزش ایجاد کند، ممکن است به منبع زیان تبدیل شود. البته میزان خسارت به مقدار محصول فروشنرفته، افت کیفیت، هزینههای تولید و امکان فرآوری بستگی دارد و بدون آمار مستند نمیتوان رقم دقیقی برای آن اعلام کرد.
آب مصرف شده؛ ارزش محصول چه شد؟
ابعاد محیطزیستی بحران در همین نقطه آشکار میشود. تولید کشاورزی به آب، خاک، انرژی و نهاده نیاز دارد؛ منابعی که بهویژه در مناطق کمآب، محدود و ارزشمندند. وقتی محصول تولیدشده به بازار نمیرسد یا درآمد حاصل از فروش آن هزینههای تولید را پوشش نمیدهد، بهرهوری اقتصادی این منابع کاهش مییابد.
این به معنای هدررفت کامل آب مصرفشده نیست؛ آب در فرایند رشد گیاه نقش داشته و محصول نیز ارزش زیستی و کشاورزی خود را دارد. اما باقی ماندن محصول روی تاک، افت کیفیت یا فروش اجباری با قیمت نامناسب، نشان میدهد که بهرهبرداری از منابع طبیعی بدون مدیریت بازار، میتواند به نتیجهای کمتر از ظرفیت اقتصادی تولید منجر شود.
تداوم چنین وضعیتی همچنین ممکن است توان مالی باغدار برای نگهداری اصولی باغ، مدیریت آبیاری و سرمایهگذاری در روشهای کممصرفتر را کاهش دهد. در این صورت، بحران بازار میتواند بهطور غیرمستقیم بر پایداری تولید و مدیریت منابع نیز اثر بگذارد.
مدیریت بازار، حلقه مفقوده تولید
بازاریابی انگور نباید به روزهای برداشت موکول شود. برآورد میزان تولید، شناسایی خریداران، هماهنگی با صنایع تبدیلی، برنامهریزی حملونقل و فراهم کردن مسیرهای فروش باید پیش از رسیدن محصول به مرحله برداشت انجام شود.
قراردادهای خرید پیش از برداشت، توسعه فرآوری متناسب با رقم و کیفیت انگور، بستهبندی استاندارد و دسترسی مستقیمتر به بازارهای مصرف میتوانند بخشی از فشار را کاهش دهند. البته ایجاد کارخانه یا اعلام آمادگی برای خرید، بهتنهایی کافی نیست؛ واحد فرآوری باید توان خرید واقعی داشته باشد و برای محصول نهایی نیز بازار مشخصی وجود داشته باشد.
عملکرد دستگاههای مسئول نیز باید با نتیجه سنجیده شود: میزان محصول خریداریشده، حجم فرآوری واقعی، مقدار صادرات، قیمت دریافتی باغدار و میزان محصول باقیمانده در باغ. انتشار این دادهها، امکان ارزیابی دقیق خسارت و اثربخشی حمایتها را فراهم میکند.
هزینه بیبرنامگی را طبیعت و کشاورز میپردازند
بحران فروش انگور خراسان شمالی را نمیتوان صرفاً با وعده خرید یا برگزاری جلسه مدیریت کرد. تولیدی که ماهها برای شکلگیری آن آب، خاک، سرمایه و نیروی انسانی مصرف شده، به زنجیرهای هماهنگ از برداشت، خرید، فرآوری و توزیع نیاز دارد.
وقتی این حلقهها بهموقع عمل نکنند، باغدار با خطر از دست رفتن درآمد روبهرو میشود، کارگر فرصت شغلی خود را از دست میدهد و منابع محدود استان بازده اقتصادی مورد انتظار را ایجاد نمیکنند.
حفاظت از آب و خاک فقط به کاهش مصرف در مزرعه محدود نیست ، محصول تولید شده نیز باید به موقع برداشت شود، بازار داشته باشد و ارزش اقتصادی آن به تولید کننده بازگردد. در غیر این صورت، هزینه ضعف مدیریت بازار را نهفقط باغدار، بلکه کل زنجیره کشاورزی و آینده بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی میپردازد.
جبران خسارت باغداران نباید به وعدههای حمایتی محدود بماند؛ سازمان جهاد کشاورزی باید درباره برآورد تولید، برنامهریزی بازار و اقدامات پیشگیرانه خود پاسخگو باشد، وزارت جهاد کشاورزی مسئول پیگیری سیاستهای حمایتی و تأمین سازوکارهای خرید و فرآوری است و استانداری خراسان شمالی نیز باید هماهنگی میان دستگاهها، خریداران و صنایع تبدیلی را پیگیری کند. در صورت اثبات قصور یا تخلف هر دستگاه، مسئولیت حقوقی آن باید بر اساس مستندات و قوانین مربوط بررسی شود؛ زیرا صرف فروش نرفتن محصول، بهتنهایی مسئولیت قانونی جبران خسارت را متوجه یک نهاد مشخص نمیکند. بااینحال، باغداری که هزینه تولید را پرداخته و سرمایه و منابع آب و خاک را صرف پرورش محصول کرده است، نباید در نبود برنامه مؤثر بازاررسانی، تنها بار این بحران را به دوش بکشد؛ دستگاههای مسئول باید بهجای تکرار وعدهها، میزان خسارت، سهم عملکرد خود و راهکار جبران زیان باغداران را شفاف اعلام کنند.
ارسال نظر