پیر شدن جمعیت ایران از سوی مسئولان؛ چشمان باز نادیده گرفته شده است / ۱۱ میلیون سالمند امروز در کشور و سیل فردا؛ در غیاب برنامه !/ اکثر سالمندان فردا؛ تنها هستند

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، زنگ خطر سالمندی در ایران نه تنها به صدا درآمده، بلکه با سرعتی که کارشناسان آن را خیره کننده می خوانند، در حالِ تغییرِ بنیادین بافت جمعیتی کشور است.

هم اکنون ۱۱ میلیون سالمند در ایران زندگی می کنند که بخش بزرگی از آنان، بدونِ کمترین چتر حمایتی در طوفان تورم  رها شده اند. آمارهای رسمی سازمان بهزیستی از عبور جمعیت سالمندان از مرز ۳۳ درصد تا سال ۱۴۳۰ خبر می دهد، اما آنچه از این اعداد سرد ریاضی نگران کننده تر است، خلاء مطلق برنامه ریزی برای این جمعیت میلیونی است.

دولت ها تا به امروز تنها به بازی با آمار مشغول بوده اند و دریغ از یک استراتژی عملیاتی که بتواند در حوزه سلامت، اقتصاد و بسترسازی شهری، از فروپاشی کیفیت زندگی نسل گذشته جلوگیری کند.

سالمندی در ایران به طرز دردناکی با فقر گره خورده است. داده های میدانی نشان می دهد که از سن ۷۰ سالگی به بعد، هفتاد درصد افراد با سقوط آزاد درآمدهای خود مواجه می شوند. این یعنی بخش عظیمی از جمعیتِ سالمند کشور در حالی که بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی و تغذیه مناسب نیاز دارند، با کاهش قدرت خرید و حذف کاملِ امنیت مالی روبرو می شوند.

مستمری های ناکافی و تورم لجام گسیخته که جیب سالمندان را در همانِ ماهِ اولِ دریافتِ حقوق خالی می کند، نشان می دهد که سیاستِ رفاهیِ کشور عملاً در برابرِ بحرانِ سالمندی شکست خورده است. سالمندِ ایرانی پس از ده ها سال کار و تلاش، اکنون در دورانِ فرسودگیِ جسمی، به جایِ بهره مندی از آرامش، درگیرِ جنگِ بقا شده است.

شهرهایی که برای سالمندان ساخته نشده اند

خیابان های ایران، پارک ها و حتی سیستم حمل و نقلِ عمومی، در عمل سالمندان را از فضای عمومی اخراج کرده اند. طراحی شهریِ ما به گونه ای است که انگار سالمند موجودی است که باید در کنج خانه حبس شود. نبود پیاده روهای ایمن، ناتوانیِ ناوگان عمومی در جابجاییِ افرادِ دارایِ محدودیت حرکتی و غیبتِ فضاهای عمومی مناسب سازی شده برای تعاملات اجتماعی، سالمندان را به انزوایِ اجباری کشانده است. شهر امروز ایران برایِ یک جوان سالم و پرانرژی طراحی شده و هر کس که پایش لنگ بزند یا دستش لرزان باشد، گویی شهروند درجه دوم محسوب می شود. این عدمِ مناسب سازی، خود باعث افسردگی مزمن و کاهشِ سلامت جسمی در این گروه شده است.

شکافِ وحشتناک در خدمات درمانی و مراقبتی

در حوزه بهداشت و درمان، ما با یک صحرایِ بزرگ بی سرویس مواجهیم. مراکز مراقبتی یا به قدری گران هستند که طبقه متوسط هم از پس هزینه هایشان برنمی آید و یا به قدری بی کیفیت اند که نام «خانه سالمندان» در ذهن مردم به مکانی برای پایان تلخ زندگی تبدیل شده است.

سیاست گذاران به جای حمایت از «مراقبت در منزل» و ایجاد شبکه هایِ پرستاریِ تخصصی، بارِ اصلیِ نگهداری را بر دوش خانواده ها انداخته اند؛ خانواده هایی که خود زیر فشار معیشت در حالِ فروپاشی اند. هیچ مدلِ جایگزینی برایِ مراقبت های روزانه، کلینیک هایِ تخصصیِ سالمندمحور و تیم های مددکاری سیار وجود ندارد و این یعنی سالمندان در کنج خانه ها، بدونِ مراقبت تخصصی، به حال خود رها شده اند.

مطالبهِ شفاف؛ سکوتِ مسئولان تا کی؟

سالمندی جمعیت یک پدیده غافلگیرکننده نبوده است که بگوییم مسئولان از آن بی خبر بودند. این یک فرآیند طولانی بوده که با چشم های باز نادیده گرفته شده است.

مطالبه ما از دولت و نهادهایِ متولی روشن است؛ متناسب سازیِ حقوقِ بازنشستگان باید نه به شکلِ تزئینی، بلکه با توجه به هزینه هایِ سبدِ درمان انجام شود. شهرداری ها باید تحتِ فشارِ نهادهایِ نظارتی، مکلف به مناسب سازیِ شهر شوند و بودجه هایِ میلیاردیِ فعلی که صرفِ پروژه هایِ بی اولویت می شود، باید به سمتِ ایجادِ زیرساخت هایِ «شهرِ دوستدارِ سالمند» هدایت شود. وقتِ آن رسیده است که سیاستِ «رهاسازی» به پایان برسد و برنامه ای دقیق برایِ حمایت از این ۱۱ میلیون نفر رویِ میز بیاید. هر روزِ تأخیر در این زمینه، ضربه ای جبران ناپذیر به بافتِ انسانیِ جامعه ایران است که تاوانش را نسل هایِ بعدی خواهند داد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1254148
  • طالع‌بینی روز + کلمه عاشقانه ؛ همیشه خوشگل‌ترش هست، اما عشق به تو می‌آموزد که نبینی / امروز پنج شنبه 9 مهر 1405