موبایل هم مثل خودرو و مسکن از دسترس جوانان خارج شد! / نسلی که فقط قیمت را چک می کند اما نمی تواند بخرد!

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  بیشتر از هر نسل و سنی این جوانان هر کشور هستند که تمایل دارند موبایل های آخرین مدل و مدرن داشته باشند.در بازار موبایل ایران، قیمت ها دیگر سر و ته ندارد. کافی است چند مدل معمولی و پرمصرف بازار را کنار هم بگذاریم و فقط چند دقیقه در همان معادله  ساده حقوق، بایستیم:

آیفون ۱۷ (۲۵۶ گیگ) حوالی ۳۲۲ تا ۳۲۳ میلیون تومان؛ یعنی بیش از ۲۰ برابر کف حقوق یک جوان تازهکار.

آیفون  ۱۶ با پارتنامبر CH (۱۲۸ گیگ) رسیده به ۲۹۰ میلیون تومان؛ تقریباً ۱۸ برابر کف حقوق.

گلکسی S26 اولترا (۲۵۶ گیگ) روی ۳۴۲ میلیون تومان ایستاده؛ رقمی که حتی از آیفون هم جلو زده و میشود ۲۱ برابر دستمزد پایه.

s25 اولترا هم با ۲۹۵ میلیون تومان فقط چند قدم عقبتر است.

و  آنوقت سراغِ همان گوشیِ «معمولی» مردم می رویم؛ گلکسی A57 با ۲۵۶ گیگ، ۱۲۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان؛ و A17 با ۱۲۸ گیگ، ۶۳ میلیون تومان.

در بازار شیائومی هم ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس (۵۱۲ گیگ) با ۱۶۳ میلیون و پوکو X8 پرو (۵۱۲ گیگ) با ۱۶۱ میلیون تومان گرانترین مدلهای پرمصرفاند.

حالا این عددها را کنار حقوق بگذاریم، بسیاری از جوانان اگر خوش‌شانس باشند حدود ۳۰ میلیون تومان در ماه درمی‌آورند و کف حقوق خیلی‌ها هم چیزی نزدیک ۱۶ میلیون تومان است. یعنی حتی یک گوشی میان‌رده ساده مثل A57، بیش از چهار برابر حقوق کف و حدود ۴ ماه و نیم حقوق کامل یک جوان است. اگر همین جوان تصمیم بگیرد آن را «قسطی» هم بخرد، اجاره‌خانه، خوراک و رفت‌وآمد اجازه همان رویا را نمی‌دهند.

وقتی میان‌رده هم از جنس لوکس می‌شود

عددها بی‌رحم‌تر از این حرف‌ها هستند. سال‌ها پیش گوشی میان‌رده یعنی ابزار روزمره برای همه؛ امروز یعنی هشت ماه کار کردن برای یک وسیله. اما به همین خلاصه نمی‌شود. مشکل وقتی عمیق‌تر می‌شود که یادمان برود گوشی هوشمند دیگر فقط وسیله زنگ و پیامک نیست.

گوشی امروز دفتر کار است، کلاس درس است، بانک است و تنها دریچه ارتباط با دنیاست. وقتی همین دریچه هر روز گران‌تر می‌شود و خانواده‌های طبقه متوسط هم به‌جای خریدن، مجبور می‌شوند گوشی قدیمی را بارها و بارها تعمیر کنند، یعنی دسترسی به دنیای مدرن هم دارد به یک کالای طبقاتی تبدیل می‌شود. نتیجه‌اش یک سؤال تلخ است: کسی که گوشی ندارد، واقعاً در این دنیا «حضور» دارد؟

کنار خیابان جمهوری و در پاساژهای موبایل تهران، فروشنده‌ها گوشی‌ها را مثل ساعت‌های گران‌قیمت پشت ویترین چیده‌اند؛ چراغ روشن، قیمت درشت با ماژیک قرمز. خریداران اما از پشت همان شیشه فقط نگاه می‌کنند. خیلی از این دخترها و پسرها که پولشان به نصف قیمت گوشی هم نمی‌رسد، فقط برای یک لحظه حسِ مدرن بودن به ویترین نزدیک می‌شوند؛ گوشی را به دست می‌گیرند، وزنش را حس می‌کنند و بعد آن را به فروشنده پس می‌دهند و می‌روند؛ به خانه‌ای که خودش هم آرزوست.

ریل خاموش افسردگی

نسل جوان این روزها فاصله‌ها را به ترتیب تجربه کرده است؛ اول مسکن از دسترس رفت، بعد ماشین، حالا گوشی. هر بار یک آرزو کوچک‌تر و قیمت‌ها بزرگ‌تر می‌شوند. جوانی که هیچ‌کدام را نمی‌تواند بخرد، هر شب ساعت نه و نیم به قیمت‌ها نگاه می‌کند و هر نگاه، فاصله را چند میلیون تومان عمیق‌تر می‌کند.

این همان ریلِ خاموشِ افسردگی است؛ ریلی که نه با تیتر خبرها، بلکه با قیمت‌های پشت ویترین ساخته می‌شود. وقتی حقوق یک ماه هم کفافِ یک ابزار ضروریِ روزمره را نمی‌دهد، دیگر نباید تعجب کرد اگر نسل جوان انگیزه‌اش را برای «دیدنِ فردا» از دست بدهد. چرا که فردا برای این نسل، نه به اندازه یک قسط، بلکه به اندازه یک گوشیِ میان‌رده، دور شده است.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1246097
  • فیلم/ عایشه گل خانم بازیگر ترکیه ای: خداروشکر با یک مرد ایرانی ازدواج کردم + نحوه آشنایی و عروسی