ضرورت نهادینه‌سازی آموزش ترکیبی در مدارس؛ کلاس‌های حضوری و مجازی رقیب یکدیگر نیستند

 به گزارش رکنا ، درباره ضرورت نهادینه‌سازی آموزش ترکیبی در برنامه رسمی مدارس، اظهار کرد: نظام‌های آموزشی جهان در سال‌های اخیر با تحولات عمیقی در مفهوم «یاددهی ـ یادگیری» مواجه شده‌اند. گسترش فناوری‌های دیجیتال، دسترسی گسترده‌تر به منابع آموزشی، ظهور پلتفرم‌های یادگیری، توسعه هوش مصنوعی و تغییر نیازهای نسل جدید، مفهوم مدرسه و کلاس درس را نیز دستخوش تغییر کرده است. در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری را دو الگوی رقیب و متضاد تلقی کرد؛ بلکه آموزش ترکیبی یا تلفیقی (Blended Learning) می‌تواند به‌عنوان یکی از الگوهای مهم آینده آموزش رسمی مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: آموزش ترکیبی به معنای حذف مدرسه و جایگزین‌کردن آموزش مجازی به جای آموزش حضوری نیست؛ بلکه به معنای طراحی هوشمندانه فرایند یادگیری به‌گونه‌ای است که ظرفیت‌های آموزش حضوری و غیرحضوری در کنار یکدیگر قرار گیرند و هرکدام در جای مناسب خود مورد استفاده قرار گیرند. تجربه جهانی نیز نشان داده است که فناوری زمانی بیشترین اثر آموزشی را دارد که با روش‌شناسی مناسب تدریس، توانمندسازی معلمان، برنامه درسی و نظام ارزیابی هماهنگ شود. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) نیز تأکید کرده است که صرف دسترسی به فناوری الزاماً به بهبود یادگیری منجر نمی‌شود و موفقیت آموزش دیجیتال به نحوه استفاده آموزشی و راهبری معلم وابسته است.

کرونا؛ تجربه‌ای که نباید فراموش شود

فرج‌تبار ادامه داد: همه‌گیری کرونا نقطه عطفی در تاریخ آموزش جهان بود. تعطیلی گسترده مدارس در بسیاری از کشورها، نظام‌های آموزشی را ناگزیر کرد در مدت کوتاهی از ظرفیت آموزش از راه دور و فناوری‌های دیجیتال استفاده کنند. این تجربه در عین آشکارکردن نقاط ضعف زیرساختی، مهارتی و مدیریتی، ظرفیت‌های جدیدی را نیز در اختیار نظام‌های آموزشی قرار داد.

وی افزود: در ایران نیز پیش از کرونا، آموزش مجازی هنوز به‌صورت جدی در متن برنامه رسمی مدارس قرار نگرفته بود. اما تعطیلی مدارس موجب شد پلتفرم‌های آموزشی، محتوای دیجیتال و شبکه‌های ارتباطی با سرعت بیشتری وارد فرآیند تعلیم و تربیت شوند و تجربه گسترده‌ای در زمینه برگزاری کلاس‌های مجازی، تولید محتوای آموزشی و ارتباط مستمر معلم و دانش‌آموز شکل گیرد.

این کارشناس آموزش و پرورش تصریح کرد: این تجربه البته بدون چالش نبود. نابرابری در دسترسی به اینترنت و تجهیزات، تفاوت سطح سواد دیجیتال معلمان و دانش‌آموزان، ضعف برخی زیرساخت‌ها، دشواری ارزیابی واقعی یادگیری، کاهش تعامل اجتماعی و مشکلات مربوط به انگیزه و خودنظم‌دهی دانش‌آموزان از جمله چالش‌های مهم آموزش غیرحضوری بودند. OECD نیز در ارزیابی‌های پس از کرونا بر وجود شکاف دیجیتال و مشکلاتی همچون دشواری خودتنظیمی و فهم تکالیف در آموزش از راه دور تأکید کرده است.

فرج‌تبار گفت: بنابراین، نتیجه منطقی تجربه کرونا، نه بازگشت کامل به گذشته و نه حرکت به سمت حذف آموزش حضوری، بلکه طراحی یک الگوی متوازن و هدفمند آموزش ترکیبی است.

«شاد»؛ زیرساختی که نباید صرفاً ابزار دوران بحران تلقی شود

وی اظهار کرد: در ایران نیز در جریان همه‌گیری کرونا، اقدامات قانونی و سیاستی برای تثبیت آموزش مجازی انجام شد. از جمله، «سند الزامات سامانه‌های الکترونیکی آموزش و پرورش و شبکه آموزشی دانش‌آموز (شاد)» در سال ۱۴۰۰ به تصویب شورای عالی فضای مجازی رسید.

این کارشناس آموزش و پرورش افزود: در این سند، شاد به‌عنوان بخشی از «زیست‌بوم جدید تعلیم و تربیت رسمی عمومی کشور» مورد توجه قرار گرفت و بر استمرار فعالیت آن در دوره کرونا و پساکرونا، توسعه قابلیت‌های سامانه مدیریت یادگیری، نظام‌های نظارت و ارزشیابی، تولید و ویرایش محتوا، برگزاری کلاس‌های مجازی و همچنین ارتقای سواد مجازی معلمان و دانش‌آموزان تأکید شد.

فرج‌تبار ادامه داد: اهمیت این سند در آن است که آموزش مجازی را صرفاً یک راهکار اضطراری برای دوران تعطیلی مدارس تعریف نکرده، بلکه برای آن جایگاهی در زیست‌بوم جدید تعلیم و تربیت در نظر گرفته است.

وی گفت: از این منظر، یکی از پرسش‌های مهم سیاستگذاری امروز این است که چرا پس از پایان شرایط اضطراری کرونا، بخش مهمی از ظرفیت ایجادشده برای آموزش دیجیتال نباید در قالبی برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند در خدمت آموزش رسمی قرار گیرد؟

آموزش ترکیبی؛ نه تعطیلی مدرسه و نه مجازی‌سازی کامل

فرج‌تبار تأکید کرد: اشتباه است اگر آموزش ترکیبی را صرفاً به معنای برگزاری کلاس آنلاین در روزهایی بدانیم که مدرسه به دلیل آلودگی هوا، سرمای شدید، بیماری یا ناترازی انرژی تعطیل می‌شود.

وی افزود: این نوع نگاه، آموزش غیرحضوری را به یک «راهکار اضطراری» تقلیل می‌دهد؛ در حالی که آموزش ترکیبی می‌تواند بخشی از طراحی عادی و رسمی برنامه درسی باشد.

این کارشناس آموزش و پرورش توضیح داد: برای مثال، بخشی از آموزش می‌تواند در کلاس و با محوریت تعامل مستقیم معلم و دانش‌آموز انجام شود و بخش دیگری شامل مطالعه محتوای دیجیتال، مشاهده فیلم‌های آموزشی، انجام تمرین‌های تعاملی، پروژه‌های فردی و گروهی، پژوهش و یادگیری خودراهبر در محیط غیرحضوری باشد.

وی ادامه داد: در چنین الگویی، مدرسه همچنان محور تربیت، تعامل اجتماعی، فعالیت‌های گروهی و ارتباط انسانی باقی می‌ماند؛ اما یادگیری به دیوارهای مدرسه و ساعات حضور دانش‌آموز محدود نمی‌شود.

فرج‌تبار گفت: تجربه برخی کشورها نیز نشان می‌دهد که آموزش ترکیبی می‌تواند به شکل برنامه‌ریزی‌شده وارد تقویم آموزشی شود. برای نمونه، OECD در بررسی تجربه سنگاپور گزارش کرده است که مدارس متوسطه و مؤسسات پیش‌دانشگاهی این کشور از پایان سال ۲۰۲۲ روزهای مشخصی را به یادگیری در خانه اختصاص داده‌اند؛ به‌گونه‌ای که این روزها بخشی از زمان رسمی برنامه آموزشی سالانه را تشکیل می‌دهد.

وی افزود: این تجربه نشان می‌دهد که آموزش غیرحضوری لزوماً نباید مترادف با «تعطیلی» باشد؛ بلکه می‌تواند بخشی از برنامه رسمی یادگیری باشد.

چرا باید آموزش غیرحضوری وارد تقویم رسمی مدارس شود؟

فرج‌تبار نخستین دلیل را افزایش تاب‌آوری نظام آموزشی دانست و گفت: نظام آموزشی باید بتواند در برابر بحران‌هایی مانند همه‌گیری بیماری‌ها، آلودگی شدید هوا، حوادث طبیعی، اختلالات انرژی یا سایر شرایط پیش‌بینی‌نشده، استمرار فرآیند یادگیری را تضمین کند.

وی افزود: دومین دلیل، توسعه مهارت‌های یادگیری مستقل است. نسل آینده باید بتواند بخشی از فرآیند یادگیری خود را مدیریت کند، منابع مختلف را جست‌وجو و ارزیابی کند و از فناوری برای حل مسئله و توسعه دانش استفاده نماید.

این کارشناس آموزش و پرورش ادامه داد: سومین دلیل، افزایش دسترسی به منابع آموزشی متنوع است. یک معلم و یک کتاب درسی، هرچقدر هم باکیفیت باشند، نمی‌توانند تمام ظرفیت‌های آموزشی موجود را پوشش دهند. محیط دیجیتال امکان استفاده از فیلم، شبیه‌سازی، آزمایشگاه مجازی، کتابخانه‌های دیجیتال، محتوای چندرسانه‌ای و منابع آموزشی متنوع را فراهم می‌کند.

وی گفت: چهارمین دلیل، انعطاف‌پذیری نظام آموزشی است. همه دانش‌آموزان با یک سرعت، یک روش و یک سبک یاد نمی‌گیرند. فناوری می‌تواند امکان تکرار، مرور، یادگیری خودآهنگ و دسترسی مجدد به محتوای آموزشی را فراهم کند.

فرج‌تبار پنجمین دلیل را آمادگی دانش‌آموزان برای بازار کار و جامعه آینده عنوان کرد و افزود: زندگی حرفه‌ای آینده بیش از گذشته با فناوری، ارتباطات دیجیتال، کار از راه دور، همکاری مجازی، داده و هوش مصنوعی گره خورده است. بنابراین مدرسه نمی‌تواند صرفاً دانش‌آموز را برای دنیای گذشته آماده کند.

آموزش ترکیبی بدون پیش‌نیازهای لازم می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد

وی تأکید کرد: ضرورت توسعه آموزش ترکیبی نباید به معنای نادیده گرفتن محدودیت‌ها باشد. مهم‌ترین اصل در این مسیر، عدالت آموزشی است.

فرج‌تبار افزود: اگر دانش‌آموزی به اینترنت مناسب، رایانه یا تلفن هوشمند، محیط مناسب مطالعه و منابع آموزشی دسترسی داشته باشد و دانش‌آموز دیگری از این امکانات محروم باشد، آموزش ترکیبی ممکن است به جای کاهش نابرابری، شکاف آموزشی را افزایش دهد.

این کارشناس آموزش و پرورش تصریح کرد: به همین دلیل، سیاستگذاری آموزش ترکیبی باید همزمان با توسعه زیرساخت، تأمین تجهیزات برای دانش‌آموزان کم‌برخوردار، تولید محتوای استاندارد، آموزش معلمان و طراحی نظام ارزیابی مناسب انجام شود. یونسکو نیز در توصیه‌های خود درباره آموزش از راه دور بر آمادگی زیرساختی، دسترسی برابر، آموزش معلمان و والدین، انتخاب محدود و مناسب پلتفرم‌ها و پایش مستمر یادگیری تأکید کرده است.

وی افزود: از سوی دیگر، آموزش ترکیبی نباید به افزایش ساعت حضور دانش‌آموز در مقابل صفحه نمایش منجر شود. استفاده از فناوری باید هدفمند، آموزشی و متناسب با سن دانش‌آموز باشد. شواهد جدید OECD نیز نشان می‌دهد که اثر فناوری بر یادگیری به نحوه استفاده از آن وابسته است و استفاده افراطی یا فاقد طراحی آموزشی می‌تواند با پیامدهایی مانند حواس‌پرتی و آسیب به رفاه دانش‌آموز همراه شود.

معلم؛ محور اصلی تحول

فرج‌تبار یکی از مهم‌ترین الزامات موفقیت آموزش ترکیبی را بازتعریف نقش معلم دانست و گفت: معلم در این مدل حذف نمی‌شود؛ بلکه نقش او از انتقال‌دهنده صرف اطلاعات به طراح تجربه یادگیری، هدایتگر، تسهیلگر و ارزیاب فرآیند یادگیری ارتقا پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: بنابراین، اگر قرار است آموزش ترکیبی وارد برنامه رسمی مدارس شود، آموزش مهارت‌های طراحی محتوای دیجیتال، تدریس آنلاین، ارزیابی الکترونیکی، مدیریت کلاس مجازی، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی و سواد رسانه‌ای باید در برنامه توانمندسازی معلمان قرار گیرد.

این کارشناس آموزش و پرورش افزود: یونسکو نیز در چارچوب‌های جدید خود برای آموزش ترکیبی بر ضرورت برخورداری معلمان از مهارت‌های دیجیتال و مهارت‌های آموزشی لازم برای طراحی و اجرای آموزش حضوری، غیرحضوری و ترکیبی تأکید کرده است.

پیشنهاد برای بازطراحی تقویم آموزشی

فرج‌تبار گفت: یکی از راهکارهای قابل بررسی، اختصاص درصد مشخصی از زمان آموزشی سالانه به فعالیت‌های غیرحضوری برنامه‌ریزی‌شده است؛ نه با هدف کاهش مسئولیت مدرسه و معلم، بلکه با هدف توسعه فرصت‌های یادگیری.

وی افزود: این زمان می‌تواند برای فعالیت‌هایی مانند مطالعه و یادگیری خودراهبر؛ مشاهده محتوای آموزشی چندرسانه‌ای؛ انجام پروژه‌های پژوهشی؛ تمرین و مرور دروس؛ فعالیت‌های گروهی مجازی؛ آموزش مهارت‌های دیجیتال و سواد رسانه‌ای؛ استفاده هدایت‌شده از ابزارهای هوش مصنوعی و جبران یا تکمیل آموزش‌های حضوری اختصاص یابد.

این کارشناس آموزش و پرورش تأکید کرد: البته سهم آموزش غیرحضوری نباید برای تمام پایه‌ها و دروس یکسان باشد. مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم، از نظر میزان خودتنظیمی، نیاز به تعامل اجتماعی و نوع یادگیری با یکدیگر تفاوت دارند. بنابراین باید یک الگوی مرحله‌ای و متناسب با سن و پایه تحصیلی طراحی شود.

 از «تعطیلی مدارس» به «تداوم یادگیری»

وی یکی از مهم‌ترین تغییرات مفهومی که باید در سیاستگذاری آموزشی ایجاد شود را تفکیک مفهوم «تعطیلی مدرسه» از «تعطیلی آموزش» دانست و گفت: در شرایطی که به دلیل آلودگی هوا، بحران انرژی، بیماری یا سایر عوامل امکان حضور فیزیکی دانش‌آموزان در مدرسه وجود ندارد، نباید فرآیند یادگیری نیز الزاماً متوقف شود.

فرج‌تبار افزود: اگر آموزش غیرحضوری از قبل در تقویم آموزشی، برنامه درسی، سامانه‌های رسمی، نظام ارزیابی و برنامه کاری معلمان تعریف شده باشد، تغییر وضعیت از آموزش حضوری به غیرحضوری می‌تواند بدون سردرگمی و تصمیم‌های مقطعی انجام شود.

وی ادامه داد: به عبارت دیگر، مدرسه آینده باید بتواند بدون از دست دادن هویت خود، از کلاس فیزیکی به محیط دیجیتال و از محیط دیجیتال به کلاس فیزیکی منتقل شود.

ضرورت یک تصمیم سیاستی

فرج‌تبار گفت: تجربه کرونا یک آزمایش بزرگ و ناخواسته برای نظام‌های آموزشی جهان بود. این تجربه نشان داد که آموزش حضوری همچنان جایگاه مهم و غیرقابل جایگزینی در تربیت، تعامل اجتماعی، شکل‌گیری شخصیت و ارتباط معلم و دانش‌آموز دارد؛ اما در عین حال مشخص شد که وابستگی کامل نظام آموزشی به حضور فیزیکی نیز می‌تواند در شرایط بحرانی آسیب‌پذیری‌های جدی ایجاد کند.

وی تأکید کرد: بنابراین، مسئله امروز این نیست که «آموزش حضوری یا آموزش مجازی؟»؛ بلکه پرسش درست این است که چگونه می‌توان ظرفیت‌های هر دو شیوه را در یک نظام آموزشی منسجم، عادلانه و باکیفیت تلفیق کرد؟

این کارشناس آموزش و پرورش افزود: پاسخ به این پرسش نیازمند بازنگری در تقویم آموزشی، برنامه درسی، شیوه ارزشیابی، توانمندسازی معلمان، زیرساخت‌های ارتباطی، تولید محتوای دیجیتال و سیاست‌های عدالت آموزشی است.

فرج‌تبار خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که آموزش و پرورش کشور از نگاه «استفاده اضطراری از آموزش غیرحضوری» عبور کرده و به سمت نهادینه‌سازی آموزش ترکیبی به‌عنوان یکی از اجزای رسمی و برنامه‌ریزی‌شده نظام تعلیم و تربیت حرکت کند.

وی گفت: در این الگو، مدرسه حذف نمی‌شود؛ بلکه مدرسه توسعه پیدا می‌کند. کلاس درس از بین نمی‌رود؛ بلکه مرزهای آن گسترده‌تر می‌شود. معلم جایگاه خود را از دست نمی‌دهد؛ بلکه نقش او مهم‌تر و تخصصی‌تر می‌شود و دانش‌آموز نیز از دریافت‌کننده منفعل اطلاعات به یادگیرنده‌ای فعال، مستقل و مسئول تبدیل خواهد شد.

این کارشناس آموزش و پرورش ادامه داد: تلفیق هوشمندانه آموزش حضوری و غیرحضوری می‌تواند علاوه بر افزایش تاب‌آوری نظام آموزشی، به ارتقای سواد دیجیتال، توسعه فرهنگ یادگیری مادام‌العمر، افزایش انعطاف‌پذیری آموزشی، کاهش بخشی از هزینه‌ها و زمان رفت‌وآمد و آماده‌سازی نسل آینده برای جامعه و بازار کار دیجیتال کمک کند.

فرج‌تبار در پایان گفت: اکنون بیش از آنکه نیازمند بازگشت به آموزش پیش از کرونا باشیم، نیازمند یادگیری از تجربه کرونا و طراحی آموزش پساکرونا هستیم.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1241083
  • فیلم / بازداشت 8 نفر در پی نزاع دسته‌جمعی در سعادت‌آباد تهران