۶۰ درصد رشد ورودی سدها اما بارش بالاتر از نُرم، ذخایر پایین‌تر از نیاز/  ۳۵ میلیون نفر همچنان در پهنه تنش آبی
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  ورودی ۳۰.۸۵ میلیارد مترمکعبی آب به سدهای کشور تا هفتم اردیبهشت، در نگاه نخست نشانه‌ای روشن از بازگشت بارش‌هاست؛ افزایشی ۶۰ درصدی نسبت به سال گذشته، رقمی که به‌تنهایی می‌تواند ذهن ناظر غیرتخصصی را به سمت «بهبود» یا حتی «فراوانی» ببرد. اما این تصویر در سطح داده‌های اولیه باقی می‌ماند و به محض ورود به لایه‌های عمیق‌تر، چهره دیگری از وضعیت هیدرولوژیک ایران آشکار می‌شود؛ چهره‌ای که نه تنها آرامش آمیز نیست، بلکه نشانه‌های صریحی از تداوم ناترازی  در چرخه تولید،ذخیره و مصرف آب دارد.

ورودی‌ها بالا رفته‌اند؛ اما ذخایر هنوز به سقف تاریخی نمی‌رسند

افزایش ورودی سدها تا مرز ۳۰ میلیارد مترمکعب، در مقایسه با میانگین ده‌ساله تنها یک درصد بالاتر است. این به‌ظاهر «یک درصد»، در مدیریت منابع آب معنای روشنی دارد، بارش‌های امسال تنها سطحی از جبران را ممکن کرده‌اند، آن‌هم جبرانی بسیار محدود. مخازن کشور که امروز حدود ۳۲.۵ میلیارد مترمکعب آب دارند، تنها سه درصد بالاتر از میانگین ده‌ساله ایستاده‌اند؛ وضعیتی که آن‌قدر شکننده است که با یک دوره خشک ۳۰ تا ۴۵ روزه می‌تواند به زیر میانگین سقوط کند.

به عبارت دقیق‌تر: افزایش ورودی‌ها به معنای افزایش پایدار ذخایر نیست. سرعت خروج، تبخیر، برداشت شرب و کشاورزی و کسری مزمن سدهای خشک جنوب و مرکز، این رشد را خنثی کرده‌اند.

«نیمه‌پُر» بودن مخازن؛ خوانشی که واقعیت را پنهان می‌کند

سدهای کشور اکنون در سطح ملی تنها ۶۳ درصد پر هستند. این یعنی ۴۰ درصد ظرفیت فعال، خالی است. در منطق هیدرولوژی ایران که با تبخیر سالانه حدود ۲۵۰ میلیارد مترمکعب دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین ضریبی از خالی‌بودن مخازن نشانه‌ای قطعی از تداوم ناترازی است. سدها پر نشده‌اند، و حتی اگر بارش‌ها ادامه می‌داشتند، بسیاری از آن‌ها به دلیل نبود پوشش برفی کافی در ارتفاعات، همچنان در پایان تابستان با کسری جدی مواجه می‌شدند.

بحران پنهان در نقشه، استان‌هایی که بارش نتوانست نجاتشان دهد

با وجود بارش‌های بهتر امسال، استان‌هایی مانند تهران، مرکزی، خراسان رضوی، قم، اصفهان و زنجان همچنان در «تنش پایدار» قرار دارند. این تنش نه از جنس هیجان رسانه‌ای، بلکه حاصل کانالیزه‌نشدن بارش‌هاست؛ بارش‌هایی که یا کوتاه‌مدت و سیلابی بوده‌اند یا به دلیل خاک خشک‌شده، قبل از رسیدن به مخزن جذب بستر شده‌اند.

ویژگی خطرناک وضعیت فعلی این است که افزایش ورودی به معنای بهبود عملیاتی نیست؛ فی‌المثل تهران که زیر سایه پنج سد قرار دارد، امروز عملا تنها بخشی از ظرفیت استراتژیک خود را در اختیار دارد.

تهران و البرز؛ دو نقطه‌ای که از «مرز هشدار» عبور کرده‌اند

تصویر سد امیرکبیر که تنها ۳۲ درصد پر است، نشانه‌ای از شکست چرخه تغذیه طبیعی در ارتفاعات البرز است. افت ۵۱ درصدی نسبت به میانگین ده‌ساله، معنایش سادگی نیست؛ معنایش فقدان بارش مؤثر است. بارشی که نه تنها باید ببارد، بلکه باید در قالب برف ذخیره شود و در ماه‌های گرم با ذوب آهسته وارد مخزن گردد؛ پدیده‌ای که امسال رخ نداده است.

سد لار، وضعیتی حتی خطرناک‌تر دارد: ۹۸ درصد ظرفیت خالی. این یک سیگنال هیدرولوژیکی صریح است؛ چرخه تغذیه از کار افتاده و هیچ چشم‌انداز کوتاه‌مدتی برای بازگشت آن وجود ندارد. تا زمانی که بارش‌های سنگین و دیرهنگام ارتفاعات تکرار نشوند، این مخزن عملا در حالت تعطیلی طبیعی باقی می‌ماند.

طالقان و لتیان؛ دو چهره از یک ساختار ناپایدار

طالقان، تنها ۲۶ درصد پر است. این رقم برای شبکه‌ای که تأمین‌کننده بخشی از آب تهران و کرج است، به معنای فشار عملیاتی مستمر است. مخزنی با چنین کسری، حتی با بارش‌های بهتر هم نمی‌تواند در کوتاه‌مدت به تراز پایدار برگردد.

در مقابل، لتیان–ماملو کمی بهترند، اما نه آن‌قدر که تصویر «بهبود» بسازند. افت ۵۷ درصدی نسبت به میانگین ده‌ساله نشان می‌دهد که این مخازن نیز تنها به صورت مقطعی و نه ساختاری ترمیم شده‌اند.

بارش‌ها؛ اگرچه زیاد، اما بی‌اثر برای احیا

۲۱۱ میلی‌متر بارندگی ثبت‌شده، از میانگین بلندمدت بیشتر است؛ اما مشکل دقیقاً این‌جاست. توزیع زمانی بارش‌ها مخرب بوده است. بارش‌های شدیدِ کوتاه‌مدت، نفوذ حداقلی دارند و آب را به‌جای مخزن و سفره، وارد مسیر سیلاب می‌کنند. به عبارت دیگر، بخشی از افزایش ورودی سدها نتیجه سیلاب است نه بارش مفید. این الگو، امید به پایدار شدن ذخایر را کاهش می‌دهد.

۳۵ میلیون نفر در مناطق «زیر نرمال»؛ بحران از جنس جمعیت

۱۱ استان با بارش زیر نرمال و جمعیتی بیش از ۳۵ میلیون نفر، عملا وارد دوره «تنش پایدار» شده‌اند. این یعنی حتی اگر بارش‌ها در کل کشور مناسب باشد، مناطق پرجمعیت در جذب این بارش‌ها ناکام مانده‌اند. تهران، قم و مرکزی با افت بالای ۲۵ تا ۳۲ درصد، عملا گلوگاه بحران هستند؛ جایی که کوچک‌ترین کاهش ورودی، اثر مستقیم روی شرب دارد.

پاسخ به پرسش اصلی: آیا خبر افزایش ۶۰ درصدی ورودی سدها مسرت‌بخش است؟

در ادبیات تخصصی مدیریت آب، خیر.

افزایش ورودی خبر خوب است، اما به‌هیچ‌وجه خبر قانع‌کننده یا پایدارکننده نیست. دلایل:

 ذخایر کشور هنوز با نیاز بلندمدت فاصله دارند.

 ۴۱ درصد ظرفیت مخازن خالی است.

 سدهای راهبردی در تهران و البرز در شرایط بحرانی‌اند.

 بارش‌ها مؤثر نبوده و نفوذشان کم بوده است.

 بخش بزرگی از کشور زیر نرمال بارش قرار دارد.

 مصرف، متناسب با شرایط تنظیم نمی‌شود و ناترازی را تشدید می‌کند.

به زبان ساده‌تر، بارش زیاد بوده، اما مفید نبوده؛ مخازن پُر نشده‌اند و مصرف همچنان بالاست.

چه باید کرد؟

برای عبور از این شرایط، کشور نیازمند اقدامات فوری اما ساختاری است؛ اقداماتی که سال‌ها به تعویق افتاده‌اند:

 بازتنظیم سهم کشاورزی با اولویت شرب؛

 توقف کامل توسعه کشت‌های آب‌بَر در مناطق خشک؛

 محدودیت جدی برداشت در حوضه‌های بحرانی؛

 اصلاح شبکه توزیع شهری با هدف کاهش هدررفت؛

 برنامه‌ریزی برای کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی مصرف شرب در کلان‌شهرها؛

 بازتنظیم الگوی صنعت در استان‌های مرکزی و نیمه‌خشک؛

 سرمایه‌گذاری در بازچرخانی ۴۰ درصد پساب شهری؛

 اعمال مدیریت توان‌زیست در آبخوان‌های تهران، قم و مشهد.

یک سال پُرورودی، اما یک کشور کم‌ذخیره

بارش‌ها آمده‌اند، اما مسئله ما بارش نیست؛ تراژدی ما، ذخیره‌نشدن بارش‌هاست. افزایش ورودی، تصویر واقعی بحران را پنهان نمی‌کند. سدهای استراتژیک تهران، البرز، قم و خراسان رضوی همچنان در وضعیت شکننده‌اند و مخازن بسیاری تنها با یک تابستان گرم، وارد محدوده خطر می‌شوند.

ایران امسال آب بیشتری دیده، اما آب بیشتری ذخیره نکرده است. این حقیقتی است که هر مدیریت واقع‌گرا باید از آن آغاز کند.

 

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات