شهر در میدان جنگ؛ آزمون تابآوری و بازتعریف حکمرانی شهری
در شرایطی که جنگ بهعنوان یک تکانه فراگیر نظم شهری را مختل میکند، نشست «حکمرانی شهری در شرایط جنگ و عدمقطعیتها» بر این واقعیت تأکید کرد که اداره شهرها دیگر با الگوهای معمول ممکن نیست و تنها شهرهایی قادر به بقا و تداوم خواهند بود که تابآوری، سناریوپردازی و سازگاری با بحران را به هسته اصلی حکمرانی خود تبدیل کنند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، نشست «حکمرانی شهری در شرایط جنگ و عدمقطعیتها» با تمرکز بر بازتعریف مفهوم تابآوری شهری برگزار شد؛ نشستی که در آن مجموعهای از دیدگاههای نظری و تجربی کنار هم قرار گرفت تا تصویری تازه از مدیریت شهر در عصر بحران ارائه شود. در این چارچوب، سخنرانان با استناد به نمونههای داخلی و جهانی تأکید کردند که الگوهای سنتی اداره شهر دیگر پاسخگوی واقعیتهای امروز نیستند، چراکه بحرانهایی مانند جنگ، سیل و اختلالات زیرساختی از وضعیتهای استثنایی خارج شده و به بخشی پایدار از زیست شهری تبدیل شدهاند. محور اصلی بحثها، ضرورت عبور از برنامهریزی خطی و مبتنی بر ثبات و حرکت به سوی نوعی حکمرانی بود که عدمقطعیت را بهعنوان وضعیت دائمی بپذیرد.
در این نشست که در مرکز مطالعات و برنامهریزی شهرداری برگزار شد، احمد کوهی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با اشاره به گسترش نااطمینانی در زندگی شهری، این وضعیت را تجربهای روزمره دانست که مستلزم افزایش آمادگی برای مواجهه با آیندههای پیشبینیناپذیر است. به گفته او، ناتوانی در تقویت این آمادگی، بهمعنای از دست دادن منافع بلندمدت خواهد بود. او با نقد نگاه سنتی به توسعه شهری، تأکید کرد که تمرکز صرف بر رشد، دیگر معیار تعیینکننده نیست و آنچه اهمیت پیدا میکند، ثبات در روند رشد و ایجاد نوعی اطمینان نسبی در ساختار شهری است؛ عاملی که میتواند موقعیت یک شهر را در رقابتهای آینده تعیین کند.
کوهی در ادامه با بازتعریف مفهوم «شهر مطلوب»، بر این نکته تأکید کرد که معیارهای کلاسیک مانند اشتغال، سلامت و مسکن، در شرایط جدید کافی نیستند و تابآوری در برابر تکانهها به یکی از مؤلفههای اصلی تبدیل شده است. از این منظر، شهری موفق تلقی میشود که بتواند در برابر بحرانها دوام بیاورد و حتی از دل آنها مسیر اصلاح و بازسازی خود را پیدا کند. او همچنین بر ضرورت تبدیل تابآوری به هدف اصلی حکمرانی شهری تأکید کرد و آن را مفهومی دانست که باید بهصورت عملی تمرین و در ساختارها نهادینه شود.
در بخش دیگری از سخنان خود، کوهی با اشاره به تجربه جنگ، آن را در عین تحمیل هزینه و خسارت، واجد ظرفیتهایی برای ارتقای سطح تابآوری دانست. او معتقد است که جنگ میتواند بهمثابه یک نقطه گسست عمل کند؛ وضعیتی که در آن نظمهای موجود فرو میریزند، اما همین فروپاشی امکان بازاندیشی در شیوههای حکمرانی و بازتعریف اولویتها را فراهم میکند. به باور او، عبور از بحرانهای بزرگ میتواند به شکلگیری نوعی اعتماد عمومی و احساس توانمندی جمعی منجر شود؛ عاملی که در ادامه، پویایی اقتصادی و اجتماعی و حتی جذب سرمایهگذاریهای بلندمدت را تقویت میکند.
او همچنین به ضعف نگاه کوتاهمدت در اقتصاد شهری اشاره کرد و تجربه بحران را فرصتی برای تغییر این رویکرد و حرکت به سوی افقهای بلندمدت دانست. در همین راستا، جنگ را بهعنوان نقطهای برای تغییر پارادایم در برنامهریزی معرفی کرد و بر ضرورت توجه جدی به سناریوهای جایگزین تأکید داشت؛ رویکردی که از سطح نظری به سطح عمل ارتقا یافته است.
کوهی در ادامه به شکلگیری نوعی «جامعه سناریومحور» اشاره کرد و افزایش تقاضا برای تحلیل آیندههای ممکن را نشانهای از تحول در فهم عمومی دانست. از نگاه او، جامعهای که بتواند همزمان چند مسیر آینده را در نظر بگیرد، درک عمیقتری از برنامهریزی خواهد داشت. او همچنین بر نقش نیروهای اجتماعی در بحران تأکید کرد و انرژی شکلگرفته در این دورهها را در صورت مدیریت صحیح، قابل تبدیل به سرمایه اجتماعی پایدار دانست.
از دیگر محورهای مطرحشده در سخنان او، نقش بحران در آشکارسازی نقاط قوت و ضعف شهر بود. به گفته کوهی، شرایط بحرانی امکان شناخت دقیقتر از تابآوری زیرساختها را فراهم میکند و این شناخت، در شرایط عادی بهدست نمیآید. او جنگ را نهفقط یک رخداد مخرب، بلکه بستری برای یادگیری نهادی و اجتماعی توصیف کرد که میتواند مسیر حکمرانی شهری را دگرگون کند.
در ادامه نشست، فاطمهسادات رحمتی، مدیر اندیشگاه تدبیر و توسعه شهری و منطقهای مهاد، با رویکردی مبتنی بر آیندهپژوهی، بحران را بخشی جداییناپذیر از زندگی شهری معاصر دانست. او با اشاره به مدلهای متعدد تابآوری شهری، نقطه مشترک همه آنها را آمادگی برای آیندهای غیرقابل پیشبینی عنوان کرد و تأکید داشت که رویکردهای جدید، فراتر از بازگشت به وضعیت پیشین، به دنبال بهبود شرایط پس از بحران هستند.
رحمتی با اشاره به مفاهیمی مانند «پادشکنندگی»، توضیح داد که برخی شهرها توانستهاند از بحران بهعنوان عاملی برای تقویت ساختارهای خود استفاده کنند. او در این زمینه به نمونههایی از شهرهای موفق اشاره کرد که بحران را به فرصت تبدیل کردهاند.
در بخش مطالعات موردی، تجربه شهر روتردام بهعنوان نمونهای از تغییر رویکرد در مواجهه با آب مطرح شد. به گفته او، این شهر بهجای مقابله با آب، به سمت سازگاری با آن حرکت کرده و از زیرساختهای ترکیبی، فضاهای چندمنظوره و مشارکت اجتماعی برای مدیریت بحران استفاده کرده است. این رویکرد، نشاندهنده تغییر پارادایم از مقابله به همزیستی با بحران است.
رحمتی همچنین به تجربه شهرهای دیگر در مدیریت سیلاب و بحرانهای طبیعی اشاره کرد و بر اهمیت طراحی زیرساختهای چندعملکردی تأکید داشت؛ زیرساختهایی که در شرایط عادی کارکرد شهری دارند و در زمان بحران، نقش حفاظتی ایفا میکنند. او نقش فناوری، دادههای لحظهای و مشارکت شهروندان را در این فرآیند حیاتی دانست.
در جمعبندی مباحث، بر این نکته تأکید شد که تابآوری دیگر صرفاً یک ویژگی فنی نیست، بلکه به یک مدل حکمرانی تبدیل شده است؛ مدلی چندلایه که ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فناورانه و نهادی را بهصورت همزمان در بر میگیرد. در این چارچوب، شهر آینده شهری است که بحران را نه بهعنوان استثنا، بلکه بهعنوان بخشی از طراحی خود میپذیرد و از آن برای بازآفرینی مداوم بهره میبرد.
ارسال نظر