رکنا گزارش می دهد
پنجاه روز هوای پاک در تهران؛ آزمایش ناخواستهای که منشأ واقعی آلودگی پایتخت را آشکار کرد
رکنا، کاهش شدید تردد خودروها، تعطیلی مدارس و افت فعالیتهای اداری و تولیدی از نهم اسفند ۱۴۰۴، تهران را وارد یک تجربه کمسابقه کرده است؛ نزدیک به پنجاه روز آسمان پاک و قابل تنفس. تجربهای که اکنون به یک آزمایش واقعی برای سنجش ریشههای آلودگی پایتخت تبدیل شده و پرسش جدی پیش روی متولیان «قانون هوای پاک» قرار میدهد که اگر با کاهش فعالیتهای آلاینده، آسمان تهران تا این حد سریع پاک میشود، چرا سالها سیاستها و وعدههای رسمی نتوانستهاند چنین نتیجهای ایجاد کنند؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تهران که سالها در فهرست آلودهترین کلانشهرهای جهان قرار داشته، در حدود پنجاه روز گذشته تجربهای کمسابقه را پشت سر گذاشته است؛ از نهم اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز شرایط جنگی و کاهش شدید فعالیتهای شهری، آسمان پایتخت ناگهان رنگ دیگری به خود گرفت. تردد خودروها به شکل چشمگیری کاهش یافت، بخش قابل توجهی از شهروندان از شهر خارج شدند، مدارس و بسیاری از مراکز اداری و تولیدی تعطیل یا نیمهتعطیل شدند و در نتیجه آنچه سالها با طرحها و وعدههای متعدد به دست نیامده بود، به شکلی ناخواسته رخ داد، آسمانی آبی، ابرهایی که دوباره دیده میشوند و هوایی که شهروندان و حتی حیات شهری میتوانند بدون فشار آلودگی تنفس کنند.
این تجربه ناخواسته، در واقع به یک «آزمایش واقعی» برای شناخت ریشههای آلودگی تهران تبدیل شده است. سالها مسئولان، مجموعهای از عوامل از جمله وارونگی دما، شرایط جغرافیایی، کمبود باد و حتی گردوغبار منطقهای را به عنوان دلایل اصلی آلودگی مطرح میکردند. اما کاهش ناگهانی تردد خودروها و افت محسوس فعالیتهای صنعتی و اداری در این پنجاه روز نشان داد که سهم منابع انسانی، بهویژه حملونقل شهری و مصرف سوختهای فسیلی، بسیار تعیینکنندهتر از آن چیزی است که در روایتهای رسمی گفته میشد. تهران همان شهری است که پیش از این زیر لایهای از دود پنهان بود، اما با کاهش فعالیتهای آلاینده به سرعت توانست هوای پاکتری تجربه کند.
در این میان باید به عملکرد سیاستهای اعلامشده برای «هوای پاک» نیز نگاه انتقادی داشت. طی دو دهه گذشته طرحهای متعددی از جمله طرح زوج و فرد، محدودههای ترافیکی، وعده توسعه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان فرسوده، کنترل صنایع آلاینده و اجرای قانون هوای پاک مطرح شدهاند. با این حال آلودگی هوا تقریباً هر سال تکرار شده و مدارس بارها به دلیل آلودگی تعطیل شدهاند. تجربه اخیر نشان میدهد که بسیاری از این سیاستها یا بهدرستی اجرا نشدهاند یا اساساً به اندازه کافی اثرگذار نبودهاند. وقتی با کاهش واقعی تردد و مصرف سوخت، کیفیت هوا در مدت کوتاهی تغییر میکند، این پرسش جدی مطرح میشود که چرا در شرایط عادی چنین اقداماتی با قاطعیت دنبال نشده است.
اکنون که یک نمونه واقعی از بهبود کیفیت هوا در اختیار سیاستگذاران قرار گرفته، انتظار میرود نهادهای مسئول از این تجربه به عنوان یک داده میدانی استفاده کنند. نخستین گام، بازنگری صریح در سهم منابع آلاینده است؛ از خودروهای شخصی و موتورسیکلتهای فرسوده گرفته تا ناوگان حملونقل عمومی دیزلی، صنایع پیرامونی و مصرف سوخت در ساختمانها. گسترش جدی حملونقل عمومی پاک، محدودیت واقعی برای خودروهای فرسوده، تغییر استاندارد سوخت و سوئیچ به انرژیهای کمکربن در صنعت و ساختمان باید از سطح شعار به سطح برنامههای الزامآور برسد.
تهران در این پنجاه روز نشان داد که آلودگی هوا یک سرنوشت جغرافیایی نیست، بلکه تا حد زیادی محصول تصمیمهای اقتصادی، شهری و مدیریتی است. آسمان آبی اخیر را نمیتوان نتیجه یک سیاست موفق دانست، بلکه حاصل توقف موقت بسیاری از فعالیتهای آلاینده بوده است. اگر این تجربه به یک نقطه عطف در سیاستگذاری تبدیل نشود، احتمالاً با بازگشت کامل فعالیتهای شهری، دود نیز دوباره به آسمان پایتخت بازخواهد گشت. اکنون توپ در زمین متولیان اجرای قانون هوای پاک است: یا از این تجربه برای اصلاح جدی سیاستها استفاده میکنند، یا باید بپذیرند که سالهای آینده نیز با همان چرخه تکراری هشدار، تعطیلی و آلودگی سپری خواهد شد.
ارسال نظر