رکنا گزارش می دهد
شبکه آب ایران ؛ یک بیمار ۴۰ ساله / هشتم آذرماه 1404 کشور بدون بارش / خشکسالی و کمکاری مسئولان ایران را به آستانه انفجار آبی رساند
هشتم آذرماه است و خیابانهای تهران، با برگهایی که باید زیر باران خیس میشدند، غبار گرفتهاند. در ۲۰ استان کشور، بارانی که قرار بود پاییز را زنده کند، هنوز نیامده و افت ۸۲ درصدی بارشها، بحران آبی ایران را از هشدار به واقعیت تلخ زندگی روزمره تبدیل کرده است. کارشناسان میگویند این خشکسالی فقط مشکل طبیعت نیست؛ نتیجه دهها سال مدیریت غلط، تأخیر در اصلاح الگوی کشت، چاههای بیرویه و شبکههای آب فرسوده است؛ وضعیتی که هر روز بیش از دیروز زندگی مردم را تهدید میکند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، هشتم آذرماه است. خیابان ولیعصر تهران با برگهایی که باید باران بر آنها نشسته باشد، غبار گرفته پیش میرود. هوا بوی پاییز نمیدهد؛ بوی خشکی میدهد. مردم به آسمانی نگاه میکنند که قرار بود در این فصل دلرحمتر باشد، اما انگار قهر کرده است.
در ۲۰ استان کشور بارانی که باید طی دو ماه گذشته میبارید، هنوز نیامده. ۸۲ درصد کاهش بارش،عددی که در گزارشهای رسمی خشک بهنظر میرسد، اما در زندگی روزمره میلیونها نفر، معنایش فقط یک چیز است، بحرانی که دیگر پشت در نیست، وارد خانه شده است.
کارشناسان میگویند ایران در یکی از خشکترین سالهای دهههای اخیر قرار گرفته است و تاکید دارن خشکسالی در ایران تنها از آسمان نمیآید؛ از زمین هم بلند میشود، از تصمیمهایی که گرفته نشد، از برنامههایی که فقط روی کاغذ ماند.
بارانهای پاییزی ایران که زمانی پیشدرآمد زمستانهای پربارش بودند، امسال غایباند. الگوهای جوی تغییر کرده، دما بالا رفته و روزهای بارشزا کم شده است.
اما کارشناسان یک جمله را مدام تکرار میکنند، «خشکسالی بود، اما کمکاری هم بود.»
چاههای بیوقفهای که سالها خاک را زخمی کردهاند، شبکههای فرسودهای که آب را در مسیر هدر میدهند، و الگوی کشتی که هنوز با واقعیت اقلیمی ایران آشتی نکرده، همه در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند.
مقصر کیست؟ چه باید میکردند؟
مسئولان بارها هشدارها را شنیدند؛ از گزارشهای مرکز پژوهشها گرفته تا اخطارهای کارشناسان مستقل. اما نتیجه چه شد؟ برنامههایی که باید اجرا میشد، اجرا نشد.
الگوی کشت؛ تصمیمی که یک دهه تأخیر خورد
سالهاست بحث تغییر الگوی کشت مطرح است. اما هنوز در بسیاری از مناطق خشک، محصولاتی کاشته میشود که نیاز به آب فراوان دارند. کشاورزان بیپناه میمانند و زمین تشنهتر میشود.
چاهها؛ قانونی و غیرقانونی
طبق آمارهای غیررسمی، هزاران چاه غیرمجاز در کشور فعال است. چاههایی که هر شب و روز مثل سوزنی در شریانهای آب زیرزمینی فرو میروند.
شبکه آب؛ یک بیمار ۴۰ ساله
در برخی شهرها تا یکسوم آب در مسیر لولههای پوسیده نشت میکند. نشتهایی که سالهاست در بودجهها «پیشبینی» شده اما کمتر «وسیله» شدهاند.
بازچرخانی؛ فرصت ازدسترفته
کشورهایی با بارش کمتر از ایران، آب را بارها بازچرخانی میکنند. در ایران هنوز این ظرفیت «گزینه» است، نه «ضرورت».
تصمیمهای سخت، دیر اما ضروری
اعلام وضعیت فوقالعاده آبی یعنی استانهایی که بارش ندارند باید در سطح ملی وارد «وضعیت اضطراری» شوند؛ یعنی سرعت، بودجه، و اولویت از حالت اداری معمول خارج شود. توقف فوری کشتهای پرآببر، یعنی در مناطق بحرانزده باید کشت محصولات کمآببر جایگزین شود—نه با اجبار کور، بلکه با حمایت واقعی و تضمین خرید.نوسازی ضربتی شبکه آبرسانی، نشتهای گسترده دیگر قابلتحمل نیست؛ میلیاردها لیتر آب قبل از رسیدن به مصرفکننده از دست میرود.سرمایهگذاری فوری در تصفیه و بازچرخانی،آب تصفیهشده نباید به رودخانهها بازگردد؛ باید دوباره وارد چرخه مصرف صنعتی و کشاورزی شود.شفافیت کامل در اطلاعات آبی،مردم، کارشناسان و رسانهها باید بدانند وضعیت امروز دقیقاً چیست، نه آنچه آمارهای آرایششده نشان میدهد.
هیچ مقام یا دولت را نمیتوان مسئول بارش کم دانست؛ طبیعت اختیار خود را دارد.اما مدیریت غلط، کمکاری، تأخیر در اجرای برنامهها و بیتوجهی به هشدارها مسئولانی دارد که باید پاسخگو باشند.وضعیت امروز محصول ترکیب تلخی است از تغییرات اقلیمی و سوءمدیریت. آسمان امسال کم بارید، درست. اما زمین هم سالهاست خوب مدیریت نشده است.
ارسال نظر