آیدا دو بار طلاق گرفت و بعد از خودکشی باز سر قرار شیطانی رفت!
حوادث رکنا: زن جوان که دوبار طلاق گرفته بود باز با پسری قرار گذاشت و..!
اگرچه هنوز بیشتر از 25 سال از عمرم نگذشته است، خیلی احساس پیری و خستگی می کنم تحمل زخم زبان ها و سرزنش های دیگران را ندارم تاکنون دوبار طعم تلخ طلاق را چشیده ام و این بار نیز...
زن 25 ساله ای که به همراه جوان غریبه ای در یکی از پارک ها دستگیر شده بود درحالی که عنوان می کرد انگار بخت و اقبال مرا با نخ های سیاه بدبختی گره زدند به تشریح ماجرای تلخ زندگی اش پرداخت و به مشاور کلانتری گفت: در یک خانواده 5نفره متولد شده ام و از نظر مالی تقریبا بی نیاز بودیم به سن نوجوانی که رسیدم احساس کردم پدر و مادرم نام قدیمی را برای من انتخاب کرده اند به طوری که دوستانم به جای تلفظ کامل نامم مخفف آن را صدا می زدند گاهی هم مورد تمسخر قرار می گرفتم این گونه بود که روزی با کمک مادرم دیگ آشی پختیم و نامم را از «ماه نساء» به آیدا تغییر دادم دیگر دوستانم «ماهی» صدایم نمی کردند و از این بابت خیلی خوشحال بودم. سال آخر دبیرستان بودم که به خواستگاری «غلام رضا» پاسخ مثبت دادم آن زمان خانواده ام مخالف این ازدواج بودند چرا که غلام رضا را جوانی سبک سر می دانستند که به مبانی دینی و مذهبی کم توجه است اما من که او را جوانی خوش تیپ می دیدم به حرف مادر و پدرم توجهی نکردم و با دستان خودم تار و پود بدبختی را به فرش زندگی ام گره زدم هنوز 2 سال از ازدواجم با غلام رضا نگذشته بود که متوجه شدم او با زنی معتاد Addicted رابطه برقرار کرده و در منزل او مواد مخدر Drugs مصرف می کند خیلی تلاش کردم او را از آن زن جدا کنم ولی موفق نشدم دیدن روابط او با آن زن معتاد برایم زجرآور بود و نمی توانستم این صحنه ها را تحمل کنم خدا را شکر کردم که در این مدت صاحب فرزندی نشده بودم به همین خاطر بعد از کلی دوندگی موفق شدم از او طلاق بگیرم 22 ساله بودم که ازدواج دومم را نیز تجربه کردم یکی از دوستان برادرم که به منزل ما رفت و آمد داشت به من پیشنهاد ازدواج داد اگرچه طاهر 3 سال از من کوچک تر بود اما من که قصد انتقام از همسر اولم را داشتم و به نوعی احساس شکست می کردم خیلی زود به پیشنهاد او پاسخ مثبت دادم این درحالی بود که باز هم به نصیحت های اطرافیانم توجهی نمی کردم چرا که فکر می کردم بعد از طلاق غرورم جریحهدار شده است و با این ازدواج می توانم آن را جبران کنم ولی متاسفانه زندگی با طاهر هم چند ماه بیشتر دوام نیاورد چرا که او نیز از بیماری های روحی و روانی رنج می برد و مدام قرص های اعصاب مصرف می کرد و روزی که در مصرف قرص هایش تاخیر به وجود می آمد دیگر متوجه رفتارش نبود و سخنان زشتی را بر زبان می راند این گونه بود که از او نیز طلاق گرفتم و به منزل مادربزرگم بازگشتم چرا که در منزل مادرم نمی توانستم زخم زبان ها و کنایه های دیگران را تحمل کنم. دیگر به موجودی افسرده تبدیل شده بودم که روزی در یک تصمیم احمقانه دست به خودکشی Suicide زدم ولی توسط دوستم و مادربزرگم از مرگ نجات پیدا کردم وقتی در بیمارستان بستری بودم با جوان دیگری آشنا شدم و به صورت تلفنی با یکدیگر در ارتباط بودیم تا این که روز گذشته برای آشنایی با یکدیگر در پارک قرار گذاشتیم می دانستم آن پسر نیت شیطانی دارد اما دیگر برایم مهم نبود می خواستم در باتلاق فرو بروم اما توسط ماموران دستگیر شدیم و ...برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
10 گل فراموش نشدنی دیوید بکام در منچستریونایتد؛ شاهکارهای ستاره خوشتیپ فوتبال + فیلم
ارسال نظر