این خانم دکتر ! دزدی های کثیفی می کرد + عکس

به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، من 21 سال دارم و تنها فرزند خانواده هستم. پدرم دارای شغل و درآمد خوبی است و حقوق بسیار خوبی دارد. مادرم هم از هر لحاظ به من رسیدگی می کند. 
خانه ما در بهترین نقطه شهر است ، واقعاً نمی دانم چرا دست به چنین کاری زدم ، من اصلاً به چیزی نیاز نداشتم و کافی بود اشاره ای به خانواده ام بکنم تا سریعاً هر چیزی که می خواستم برایم فراهم کنند ولی آخر و عاقبت من...
در دوران مدرسه جزو بهترین دانش آموزان بودم . همیشه سعی می کردم بیشترین تلاش را در درس هایم داشته باشم . در دوران دبیرستان همه معلمان و اعضای خانواده ام مطمئن بودند که من در رشته خوبی در دانشگاه قبول می شوم و همیشه در رویاهایم خود را پزشک می دیدم . 
سال آخر دبیرستان یکی از خاله هایم که مجرد بود پیش ما آمد و مدتی نزد ما زندگی می کرد . خاله ام علاقه ای به تحصیل نداشت و بیشتر وقت خود را به صحبت کردن با تلفن با دوستانش سپری می کرد . رفتارهای او کمی روی من تاثیر گذاشته بود و باعث شد من کمی از درس هایم عقب بمانم. 
متاسفانه سال اول رتبه ام 6000 شد و من اصلاً انتخاب رشته نکردم و شروع کردم به خواندن برای سال بعد دوباره رتبه مورد نظر برای رشته مورد علاقه ام را بدست نیاوردم و به همین دلیل برای سال سوم شروع کردم به درس خواندن .
از شروع سال سوم ، خودم را در خانه حبس کردم . اصلاً از اتاقم بیرون نمی آمدم ، اصلاً خرید نمی کردم و می گفتم تا در رشته مورد علاقه ام قبول نشوم هیچ چیز نمی خواهم . 
هرجا مجبور بودم بروم خودم را با عنوان خانم دکتر معرفی می کردم . گاهی اوقات خود را خانم دکتری در حال قدم زدن در راهروی بیمارستان تصور می کردم . خانواده ام مرتب به من امید می دادند که نگران نباش حتماً امسال قبول می شوی . آنها با دلداری شان بیشتر مرا عصبی می کردند.
حدود 3 - 4 ماه پیش زمانی که برای کلاس فوق العاده بیرون رفته بودم طاقتم را از دست دادم و به طرف مغازه ای رفتم 70 هزار تومان همراهم بود و به همان قیمت یک کفش خریدم . بعد از خرید کفش از یک کفش دیگر که 170 هزار تومان بود ، خوشم آمد و هنگام پروی آن ، به صورت پنهانی آن کفش را برداشتم و از مغازه خارج شدم .
در راه مرتب به خودم دلداری می دادم که این دو کفش هیچ کدام به این قیمت ها نمی ارزند و من در واقع پول هر دو کفش را داده ام و بعد آن کفش را بین کفش های دیگرم که پوشیده شده بود پنهان کردم تا خانواده ام متوجه نشوند.
بعد از آن مرتب به مغازه های مختلف می رفتم ، یک وسیله می خریدم و چند وسیله دیگر بر می داشتم ، تا اینکه دو روز قبل در یکی از مغازه ها ، فروشنده به رفتارم مشکوک شده بود و زمانی که قصد خارج شدن از مغازه را داشتم به من اجازه نداد و گفت باید کیفت را بگردم. من که حسابی ترسیده بودم شروع به گریه کردم و آن جنس را از کیفم خارج کردم ولی آنها کوتاه نیامدند و مرا تحویل کلانتری و سپس به مرکز مشاوره نیروی انتظامی ارجاع دادند.
تجزیه و تحلیل، عوامل مؤثر بر بروز مشکل و راهکارها :
ایشان تنها فرزند خانواده ای است که از نظر مالی و اجتماعی در سطح مناسبی قرار دارد . پدر دارای تحصیلات بالا و شغل و درآمد خوبی است . مادر نیز در سطح مناسب فکری قرار دارد.
فرد در دوران کودکی و همچنین در دوران مدرسه مورد توجه زیادی بوده است ، اطرافیان و به خصوص والدین به مرور زمان انتظارات خاصی را در وی ایجاد نمودند که با نرسیدن به این انتظارات دچار بحران روحی گردیده و بدون اینکه بتواند تصمیم صحیحی در مورد آن بگیرد دچار مشکل شده است.
وی در دوران مدرسه جزو بهترین دانش آموزان مدرسه و مورد توجه زیاد معلمان و اعضای خانواده بوده است . در دوران دبیرستان معلمان و اعضای خانواده این انتظار را ایجاد می نمایند که وی حتماً در رشته پزشکی پذیرفته می شود ، در طی این مدت او دچار رؤیا پردازی خاصی نسبت به شغل آینده خود می گردد و در طی سه سال پذیرفته نشدن در دانشگاه دچار احساس شکست و یأس شده که بحران روحی و تنش و اضطراب خاصی را به دنبال داشته است و خود را در خانه حبس کرده و پس از خروج از خانه برای رفع تنش و نگرانی های خود دست به سرقت Stealing زده است.
همه والدین آرزو دارند فرزندانی شاد و موفق تربیت کنند و از همان زمان که کودک متولد می شود اهداف و برنامه های خاصی را جهت رشد و پرورش او در آینده طرح ریزی می کنند. 
آنچه اهمیت دارد این است که والدین نباید خود را مالک فرزندان بدانند . باید به شخصیت آنها احترام بگذارند و آنها را برای آینده تربیت کنند. محدود کردن دایره تربیت و رشد کودکان ظلمی است که ناخواسته به او تحمیل می شود و مانع رشد و بالندگی اش می گردد . گاهی اوقات آرزوهای والدین هیچ تناسبی با استعداد و توان یا حتی تمایل و رغبت فرزندان ندارد و تصویر غیرواقع بینانه و حتی آرزوهای دست نیافتنی را به همراه خواهد داشت. گاهی اوقات این برخوردها ، اعتماد به نفس پایین فرزندان و عدم قبول توانایی های واقعی و از طرف دیگر اعتماد به نفس کاذب و انتظارات بیش از توانایی اصلی را برای فرزندان به ارمغان می آورد. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 336653
  • فیلم/ نیکی میناژ سخنگوی کاخ سفید می‌شود؟ / واکنش غیر منتظره ترامپ را ببینید