سکوت مرگبار در برابر آشوب رفتاری؛ تحلیل سقوط اخلاقی در سایه بیتفاوتی نهادهای نظارتی / وقتی بازیکن، فراتر از مرزهای ورزش حرکت میکند
رکنا ورزشی: شجاع خلیل زاده طی سال های حضورش در فوتبال ایران، علاوه بر توانایی های فنی، بارها به دلیل رفتارهای جنجالی در مرکز توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که این پرسش را به وجود می آورد که آیا قوانین انضباطی فوتبال ایران توان برخورد موثر و بازدارنده با رفتارهای تکرارشونده بازیکنان را دارند؟
در فوتبال حرفهای، بازیکن یا مربی، نماینده یک نهاد، یک فرهنگ و یک هویت است. وقتی یک بازیکن با پیراهن تیمهای مطرح کشور، از مس کرمان تا سپاهان و از پرسپولیس تا تراکتور، در میدان حضور مییابد، او تنها برای کسب امتیاز نمیجنگد؛ او در واقع «سفیر» باشگاه و «نماد» هواداران است. اما زمانی که این سفیر، از نقش خود خارج شده و به عنصر آشوب، تنشزا و محروم از اخلاق تبدیل میشود، ورزش از معنای خود تهی میگردد. پرونده رفتاری شجاع خلیلزاده، نمونهای بارز از شکاف عمیق میان «قوانین مکتوب» و «رفتارهای میدانی» است؛ شکافی که در آن، کمیتههای انضباطی و اخلاق، نه تنها به عنوان بازوی اصلاحگر، بلکه به عنوان ناظران خوابآلود در میدان ظاهر میشوند.
▪️تاریخچهای از تنش؛ از مس کرمان تا سپاهان
برای درک عمق بحران، نباید به تنها یک اتفاق اکتنایی نگاه کرد؛ بلکه باید به «الگو»ی رفتاری او توجه نمود. رفتارهای شجاع خلیلزاده، مسیری است که از احترام به حریف آغاز شده و به سمت درگیریهای لفظی و فیزیکی و حتی تحریک هواداران پیش رفته است.
در مس کرمان و سپاهان
در تقابلهای حساس، ما شاهد رفتارهایی بودهایم که فراتر از رقابت ورزشی، به سمت «شخصیتسازی» و «تنشافکنی» متمایل شده است. در میانی که تلاش میکند با ثبات در لیگ پیش برود، رفتارهای تهاجمی بازیکنان رقیب، نه تنها تمرکز بازی را به هم میزند، بلکه فضای امن رقابت را مسموم میکند. در اصفهان نیز، جایی که فوتبال با هیجان و حساسیت بالا همراه است، رفتارهای برخوردکننده، جانی دوباره به اختلافات قدیمی میدهد.
در پرسپولیس و تراکتور
این دو تیم، قطبهای اصلی هیجان در فوتبال ایران هستند. وقتی بازیکنی در تقابل با پرسپولیس یا در جریان بازیهای حساس تراکتور، رفتاری غیرورزشی (مانند فحاشی، بیاحترامی به داور یا رفتارهای تحریکآمیز نسبت به حریف) از خود نشان میدهد، در واقع شعله را به آتشِ حساسیتهای ملی و منطقهای میریزد. این رفتارها، حاشیه ایجاد میکنند که هدف اصلی آنها، منحرف کردن تمرکز از بازی و ایجاد هرجومرج در استراتژیهای فنی است.
حادثه اصفهان و تراکتور؛ فراتر از یک خطای ساده
پرسش اصلی که یکی از تلخترین بخشهای این پرونده است: «آیا کمیتههای انضباطی و اخلاق دیدند؟»
در جریان تقابلهای حساس بین تراکتور و سپاهان، بحث تنها بر سر یک توپ یا یک خطا نیست؛ بحث بر سر «احترام به میزبان» و «حفظ نظم عمومی» در ورزشگاه است. وقتی رفتارهای تهاجمی یا تحریکآمیز یک بازیکن، پس از به ثمر رسیدن گل تیمش منجر به ایجاد تنش در میان تماشاگران یا ایجاد فضای ناامن در ورزشگاه میشود، ما با یک «بحران امنیتی» روبرو هستیم، نه یک «مخالفت ورزشی».
در اصفهان، جایی که هواداران با دقت و حساسیت بالا، شاهد بازی هستند، هر حرکت غیرمنضبط از سوی بازیکن، میتواند زنجیرهای از واکنشهای تماشاگری ایجاد کند. اگر بازیکن بتواند با رفتارهای خود، لرزه بر اندام نظمِ ورزشگاه بیندازد یا باعث تحریک هواداران میزبان یا میهمان شود، این دیگر یک موضوع انضباطی ساده نیست؛ این یک «تخلف اخلاقی سنگین» است که باید با محرومیتهای طولانیمدت و جریمههای سنگین همراه باشد. اما آنچه ما میبینیم، تنها جریمههای ناچیز یا سکوت مطلق است.
نقد ساختار؛ چرا کمیته انضباطی و اخلاق فلج به نظر میرسند؟
اینکه چرا با رفتارهای مداوم خلیلزاده و سایر بازیکنانی که از مرزهای اخلاق عبور میکنند، برخوردی بازدارنده صورت نمیگیرد، پرسشی است که پاسخ آن در سه ریشه نهفته است:
الف) نگاه «تکنیکی» به جای نگاه «اخلاقی»؛ کمیتههای انضباطی ایران، اغلب به دنبال «مدرک فیزیکی» (مانند برخورد فیزیکی یا ضربه به بازیکن) هستند. آنها در تشخیص «تنشافکنی»، «تحریک هواداران» و «رفتارهای روانی مسموم» ناتوان هستند. از نظر آنها، اگر بازیکنی فحاشی کند اما دوربینها ضبط نکرده باشند، یا اگر با حرکات بدن خود باعث آشوب شود اما تماس فیزیکی برقرار نکند، او بیگناه است (!) این نگاه سطحی، باعث شده است که بازیکنان حرفهای بدانند که میتوانند با «هوش شیطانی»، قوانین را دور بزنند.
ب) ترس از ایجاد حاشیه بیشتر؛ یک پارادوکس عجیب در فوتبال ما وجود دارد: «برای جلوگیری از حاشیه، حاشیه میسازیم (!)» مسئولان میترسند که اگر جریمههای سنگینی صادر کنند، بازیکن یا باشگاه، آنها را به ایجاد حاشیه متهم کنند. در نتیجه، برای حفظ آرامش کاذب، از اجرای عدالت سختگیرانه فرار میکنند.
ج) عدم هماهنگی میان کمیتهها؛ کمیته اخلاق وظیفه دارد «شخصیت» بازیکن را زیر نظر داشته باشد، اما کمیته انضباطی تنها بر روی «اتفاقات حادثه» تمرکز میکند.
این شکاف باعث میشود که رفتارهای تکرارشونده از دید رسانی و قضایی پنهان بماند.
پیامدها؛ سقوط اعتبار فوتبال ایران
وقتی بازیکنان بدانند که رفتارهای غیرورزشی آنها، چه در تبریز و چه در قلب اصفهان، تنها با یک جریمه پولی کوچک یا حتی بدون جریمه سپری میشود، چه پیامدی خواهد داشت؟
۱- آموزش غلط به نسلهای آینده
بازیکنان جوان با دیدن این بیتفاوتی، میآموزند که «بزرگ بودن» یعنی «توانایی فراتر رفتن از قانون و اخلاق».
۲- از بین رفتن احترام به رقابت
فوتبال از یک رقابتِ سالم به یک میدان جنگِ کلمات و رفتارهای کینهتوزانه تبدیل میشود.
۳- بیاعتمادی هواداران
تماشاگر که شاهد است که بازیکنان بیانضباط بدون مجازات میگذرند، دیگر به ساختار مدیریتِ فوتبال ایران، اعتماد نمیکند.
جمعبندی؛ نیاز به یک «انقلاب اخلاقی»
پاسخ به این پرسش، نه در تأیید یا تکذیب وقوع حادثه، بلکه در بررسی «نتیجه» آن حادثه است. اگر کمیته انضباطی و کمیته اخلاق، واقعاً شاهد رفتارهای تماشاگران و تنشهای ایجاد شده در زمین بودند، قطعاً باید واکنشهای بسیار شدیدتری نشان میدادند. سکوت آنها، در واقع نوعی «تأیید ضمنی» بر رفتارهای غیرورزشی است.
فوتبال ایران به بیش از هر چیز، به «ثباتِ اخلاقی» نیاز دارد. ما نیاز به قوانینی داریم که نه تنها بر روی «آنچه در میدان اتفاق میافتد»، بلکه بر روی «آنچه در روح رقابت میگذرد» نظارت کنند. تا زمانی که رفتارهای خلیلزاده و مشابهان او، به عنوان یک الگوی رفتاری «بیخطر» تلقی شود، فوتبال ایران در مسیر افول اعتبار و از دست دادن هویت ورزشی خود خواهد بود.
وقت آن رسیده است که نهادهای ناظر، از حالتِ «واکنشِ پس از حادثه» به حالت «پیشگیری از حادثه» تغییر وضعیت دهند؛ پیش از آنکه سکوت آنها، آتش آشوب را در ورزشگاههای ما شعلهورتر کند.
-
فیلم چهره باز دزدان سریالی موتورسیکلت های میلیونی تهرانی / آنها را می شناسید ؟! + گفتگو
ارسال نظر