غریبههایی که آبی ماندند؛ حماسه وفاداری ستارههای خارجی استقلال در سایه جنگ + نوشته های احساسی استقلالی ها
رکنا ورزشی: میگویند فوتبال دنیایی است از معاملات سرد و قراردادهای محاسبهشده، اما در سالی که گذشت، ستارههای خارجی استقلال قصهای دیگر نوشتند؛ داستانی از جنسِ عشق و وفاداری که نه با خطوط قرمز مرزها شناخت و نه با صدای آژیر خطر. آنها در روزهایی که ترس بر قلبها سایه افکنده بود، "آبی" ماندن را بر "فرار" ترجیح دادند و ثابت کردند که برای قلبهای آبیدل، هیچ مرزی وجود ندارد.
باشگاه استقلال در یادداشتی تکاندهنده، پرده از نامهای عاشقانه برداشت که میان این باشگاه کهن و ستارههای خارجیاش جریان داشت؛ نامهای که در آن جای خالی "پول و شهرت" با "جان و عشق" پر شده بود.
آمدند که بمانند، نه که بروند روزهایی که بازیکنانی با پیشینهای درخشان در رئال مادرید و بارسلونا به ایران میآمدند، بسیاری گمان میکردند این سفر تنها دو روزه و برای پر کردن جیب است. اما جنگ ۱۲روزه و حوادث سخت بعدی، سنجاقک کلام این شکباوران را بیاثر کرد. در لحظاتی که حتی فریادهای فوتبالی در سکوت اخبار جنگ گم شده بود، خارجیهای استقلال جسارت یک ماندن را داشتند.
حماسه یک آمریکایی در تهران شاید هیچ داستانی به اندازه ماجرای "شیا رائل ویتست"، بازیکن آمریکایی تیم بسکتبال بانوان استقلال، تکاندهنده نباشد؛ دختری که در اوج تنش نظامی میان کشورش و ایران، نه تنها پا به فرار نگذاشت، بلکه با تمدید قراردادش فریاد زد که اینجا خانه اوست. این وفاداری تنها مختص فوتبال نبود؛ در تیمهای کشتی و بسکتبال، چهرههایی چون شمیل ممدوف و سابریا دین نیز، سربازان این آرامش بودند.
عشق پادوانی و یامگا؛ درد مشترک، قلب مشترک وفاداری به استقلال گاه بهای سنگینی داشته است. آنتونیو پادوانی که در دقایق پایانی برابر فولاد زمینگیر شد و مسیر زندگیاش عوض شد، یا یامگا که چشمش را روی چمنهای استقلال به خطر انداخت، هرگز نگذاشتند این مصیبتها، میان آنها و هواداران فاصله بیندازد. آنها با وجود غمِ مصدومیت، همچنان به نیکی از آسمان آبی یاد میکنند.
بازگشت در طوفان راستین جوابِ ایرانهراسی، پاهایی بود که پس از حوادث دیماه و حملات اخیر، دوباره به سمت فرودگاههای ایران رفت. ماشاریپوف، آسانی، آدان، نازون و منیرالحدادی؛ آنها با بازگشت خود به استقلال در شرایط بحرانی، نشان دادند که قرارداد آنها کاغذی است، اما عهدشان با استقلال، خاکی و پاینده.
آسمانی که مرز نمیشناسد استقلال در پایان این یادداشت، زیباترین استعاره را به کار برد: این غریبهها سقفی مشترک برگزیدهاند؛ آسمان آبی. آسمانی که بالای سر همه آبیدلها در هر نقطه دنیا یک رنگ است؛ رنگی که تفاوتهای نژادی و سیاسی را در خود حل میکند و همه را در آغوش یک "آشنا" میپذیرد.
ارسال نظر