واکنش احساسی راغب به عاشقانه های همسرِ  جانباز که دو دست و دوپایش پای لانچر قطع شد/یار خوب تمام ماجراست+عکس

زهرا از روزهای مأموریت رفتن حسین می‌گوید: « همیشه وقتی حسین می‌رفت دلتنگ می‌شدم حتی بعضی مأموریت گریه هم می‌کردم، اما هیچ‌وقت نگفتم نرو. همیشه می‌گفتم شما باید باشید، اگر شما نباشید، چه کسی باشد؟ همیشه سعی کرده‌ام پیش حضرت زینب (س) رو سفید باشم.»

اما سخت‌ترین روز، روزی بود که رقیه به دنیا آمد؛ 14 اسفند 1404؛ همان روزی که حسین در عملیات زخمی شد.

زهرا با بغضی پنهان، ادامه می‌دهد: «دو سه روز از تولد رقیه گذشته بود؛ اما از حسین هیچ خبری نبود. هر بار چیزی می‌گفتند... می‌گفتند جایی است نمی‌تواند تماس بگیرد.»تا اینکه بالاخره گفتند: «حسین زخمی شده… اما نه، جانباز نشده.» می‌گوید همان‌جا دخترش را بغل کرده، در گوشش زمزمه کرده: «رقیه جان... بابایی را دعا کن. بابا برمی‌گرده، خانواده ما تازه سه نفری شده...».

راغب در واکنش به صحبت های همسر حسین محمدی استوری زیر را منتشر کرد

مصطفی راغب

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1219065
  • خفاش شب چگونه پلیس را دور می زد؟ / ناگفته های کارآگاهان از هوش و زیرکی قاتل سریالی

اخبار تاپ حوادث