جوانی که آینده ندارد، چگونه باید به نصیحت های ما امیدوار بماند؟

رکنا:به جوانی که نگران کار، درآمد، مسکن و فرداست، گاهی گفته می شود بیشتر تلاش کن، مثبت باش و ناامید نشو. این جمله ها ممکن است از سر دلسوزی گفته شوند، اما وقتی هیچ توجهی به موانع واقعی زندگی او ندارند، بجای امید دادن، او را مسئول وضعیتی می کنند که اختیار کاملی بر آن ندارد. پرسش این است: چه زمانی توصیه به تلاش و مثبت اندیشی، از حمایت فاصله می گیرد و به سرزنش تبدیل می شود؟

نصیحتی که مسئله را کوچک می کند

جوانی که نمی تواند برای چند ماه آینده برنامه ای قابل اتکا بچیند، فقط با کمبود انگیزه روبرو نیست. شاید قرارداد کاری ناپایدار داشته باشد، دستمزدش با هزینه های زندگی هماهنگ نباشد یا نداند آموزش و تلاش امروز چه نسبتی با فرصت فردا دارد. وقتی پاسخ این مسائل فقط این باشد که سخت تر کار کن، گویی فرض گرفته ایم هرکس هنوز موفق نشده، به اندازه کافی نخواسته است.

این فرض بار سنگینی روی فرد می گذارد. او علاوه بر نگرانی اقتصادی باید از این هم دفاع کند که تنبل یا بی اراده نیست. اگر کسی بارها تلاش کرده و نتیجه نگرفته، شنیدن توصیه های کلی ممکن است احساس ناتوانی و تنهایی اش را بیشتر کند. کلمات امیدوارکننده وقتی به تجربه فرد وصل نباشند، می توانند به این معنا شنیده شوند که مشکل از خود توست.

امید، پیش بینی خوش بینانه نیست

امید سالم با اطمینان دادن بی پایه فرق دارد. نمی توان به کسی قول داد که اگر به اندازه کافی تلاش کند، حتما به شغل مناسب، خانه یا زندگی باثبات می رسد. این وعده نه همیشه درست است و نه منصفانه؛ چون نتیجه زندگی فقط به انتخاب فرد وابسته نیست. فرصت های موجود، وضعیت بازار کار، شبکه های حمایتی و تصمیم های عمومی هم بر مسیر اثر می گذارند.

اما نامطمئن بودن آینده به معنای ناممکن بودن هر حرکت نیست. گاهی امید در یک هدف کوچک و واقع بینانه شکل می گیرد: پیدا کردن اطلاعات دقیق درباره یک فرصت، بازنویسی رزومه، شناسایی یک خدمت حمایتی یا کنار گذاشتن مبلغی هرچند محدود برای یک نیاز مهم. این قدم ها همه موانع را حل نمی کنند، اما از فرد نمی خواهند با لبخندی اجباری وانمود کند مشکل وجود ندارد.

گوش دادن پیش از راه حل دادن

حمایت گاهی با پرسیدن آغاز می شود، نه با توصیه. چه چیزی در حال حاضر بیشترین فشار را ایجاد کرده؟ آیا فرد دنبال شنیده شدن است یا کمک برای پیدا کردن یک راه عملی؟ کدام بخش مسئله در کنترل اوست و کدام بخش نیازمند حمایت دیگران یا تغییرات گسترده تر است؟ این پرسش ها به ما کمک می کنند نسخه ای آماده برای مسئله ای ندهیم که هنوز آن را نفهمیده ایم.

اگر فرد راهنمایی بخواهد، می توان به جای گفتن تو باید مثبت باشی، درباره گزینه های مشخص حرف زد. مثلا کمک در پیدا کردن فرصت کاری، معرفی خدمات مشاوره یا حمایتی، همراهی برای پیگیری یک موضوع اداری یا تقسیم یک هدف بزرگ به چند گام نزدیک. تفاوت حمایت با نصیحت در این است که بعد از جمله امیدوار باش، تنها نمی رویم و بار تغییر را یکسره روی دوش او نمی اندازیم.

مسئولیت فردی و مسئولیت اجتماعی

تلاش فرد اهمیت دارد، اما نباید تنها پاسخ جامعه به ناامنی باشد. اگر فرصت های آموزشی، شغلی و حمایتی محدود باشند، نمی توان انتظار داشت همه فاصله ها فقط با اراده شخصی جبران شوند. توصیه به مسئولیت پذیری زمانی منصفانه است که درباره شرایطی هم حرف بزنیم که به افراد امکان انتخاب می دهد یا آن را از آنها می گیرد.

در عین حال، دیدن موانع ساختاری به معنای نادیده گرفتن توان و اختیار جوانان نیست. فرد ممکن است بتواند تصمیم هایی بگیرد که بخشی از وضعیتش را تغییر دهد، اما میزان اختیار او با امکانات و فشارهایش مرتبط است. حمایت خوب نه او را مقصر همه چیز می داند و نه او را ناتوان از هر کاری فرض می کند. هدف این است که هم امکان های واقعی دیده شوند، هم موانعی که فرد به تنهایی از پس آنها برنمی آید.

جوانی که آینده را نامطمئن می بیند، بیش از شعار به رابطه ای قابل اعتماد نیاز دارد: کسی که رنجش را کوچک نکند، وعده ای ندهد که نمی تواند تضمین کند و اگر راهی هست، در پیدا کردنش همراه شود. گاهی امید از جمله های بزرگ به دست نمی آید؛ از این تجربه می آید که فرد در برابر مسئله اش تنها رها نشده است. نصیحت زمانی به حمایت تبدیل می شود که به جای پرسیدن چرا هنوز موفق نشده ای، بپرسد چه مانعی سر راهت است و من در کدام بخش می توانم همراهت باشم.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1262593
  • استقلال مقابل الشمال / استقلال 1 - 0 الشمال قطر + فیلم