در مدرسه آرام، در خانه انفجاری / چرا کودک بعد از مدرسه از کوره در می رود؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، عصبانیت کودک بعد از مدرسه، برای بسیاری از خانواده ها به معمایی فرساینده تبدیل می شود. والدین از خود می پرسند چرا فرزندشان بیرون از خانه رفتار مناسبی دارد، اما کنار آنها تحمل کوچک ترین خواسته را از دست می دهد. همین تفاوت گاهی به سرزنش ختم می شود: پس می توانی خودت را کنترل کنی، فقط برای ما بدرفتاری می کنی. با این حال، رفتار کودک در خانه و مدرسه را باید در زمینه همان موقعیت بررسی کرد. خستگی، گرسنگی، فشار درسی، روابط با همکلاسی ها و تفاوت ساختار دو محیط می توانند در این تغییر نقش داشته باشند. آرام بودن در کلاس، به تنهایی نشان نمی دهد که روز کودک آسان گذشته است. 

پشت نیمکت آرام، چه فشاری پنهان است؟

روز مدرسه فقط درس خواندن نیست. کودک باید منتظر نوبت بماند، دستورها را دنبال کند، با سروصدا کنار بیاید، از پس تکلیف برآید و جای خود را میان همسالان پیدا کند. برای یک کودک، پاسخ دادن پای تخته دشوار است؛ برای دیگری، زنگ تفریحی که نمی داند با چه کسی بازی کند. آنچه از بیرون یک روز معمولی به نظر می رسد، ممکن است برای او مجموعه ای از موقعیت های سخت باشد.

البته همه کودکان این فشارها را یکسان تجربه نمی کنند. سن، خلق و خو، کیفیت خواب، توانایی یادگیری و شرایط مدرسه بر نحوه کنار آمدن با روز اثر دارند. به همین دلیل، مقایسه دو کودک و نتیجه گرفتن درباره میزان تحمل یا تربیت آنها، تصویر دقیقی به والدین نمی دهد. آکادمی اطفال آمریکا نیز بر تفاوت کودکان در واکنش به فشارهای روزمره تاکید می کند. 

چرا انفجار درست در خانه اتفاق می افتد؟

برای بعضی کودکان، خانه جایی است که پس از تلاش برای حفظ رفتار خود در مدرسه، احساساتشان آشکارتر می شود. اما این توضیح را نباید به قانون تبدیل کرد. هر فریادی در خانه نشانه احساس امنیت نیست و هر تفاوت رفتاری هم از جمع شدن فشار ناشی نمی شود. ممکن است قوانین خانه نامشخص باشند، شروع تکلیف به درگیری تبدیل شود یا جابجایی از برنامه منظم مدرسه به عصر شلوغ خانه برای کودک دشوار باشد.

سرنخ اصلی، زمان و موقعیت رفتار است. آیا کودک همان لحظه ورود به خانه به هم می ریزد؟ آیا بعد از خوردن غذا و کمی استراحت آرام تر می شود؟ یا تنش دقیقا زمانی شروع می شود که صحبت تکلیف به میان می آید؟ بررسی این الگوها کمک می کند والدین به جای برچسب زدن، عامل فشار را پیدا کنند. متخصصان موسسه ذهن کودک نیز برای فهم فوران های هیجانی، بررسی اتفاق های پیش از رفتار، هنگام آن و پس از آن را پیشنهاد می کنند.

یک سوال ساده چگونه به جرقه دعوا تبدیل می شود؟

والد منتظر دیدن فرزندش بوده و می خواهد بداند روز او چگونه گذشته است. کودک هنوز کفش هایش را درنیاورده که سوال ها آغاز می شوند: امروز چه یاد گرفتی؟ نمره ات چند شد؟ چرا خوراکی ات را نخوردی؟ تکلیف داری؟ برای بزرگ تر، این سوال ها نشانه توجه است؛ برای کودک خسته، ممکن است ادامه همان موقعیت پاسخ دادن و ارزیابی شدن باشد.

اگر پاسخ کوتاه کودک با سوال های بیشتر یا دلخوری والد روبه رو شود، تنش بالا می رود. والد احساس می کند نادیده گرفته شده و کودک احساس می کند فرصتی برای نفس کشیدن ندارد. در چنین موقعیتی، تغییر زمان گفت و گو می تواند مفید باشد. ارتباط با کودک لازم نیست با گزارش گرفتن از روزش آغاز شود؛ گاهی یک استقبال آرام و فرصت کوتاهی برای جا افتادن در خانه، شروع مناسب تری است.

اول گرسنگی و خستگی را ببینید

گاهی خانواده برای رفتاری دنبال توضیح پیچیده می گردد که یک عامل جسمی در تشدید آن نقش دارد. کودکی که ناهارش را کامل نخورده، آب کافی ننوشیده یا شب قبل کم خوابیده است، ممکن است عصر زودتر کلافه شود. گرسنگی در کنار فشار روز مدرسه می تواند تحمل او را کمتر کند. 

پیش از شروع بحث درباره رفتار، وضعیت کودک را ببینید. آیا به خوراکی، آب، استراحت یا محیط خلوت تری نیاز دارد؟ این بررسی به معنای پیدا کردن بهانه برای پرخاشگری نیست؛ کمک می کند توقعی که از او دارید با وضعیت همان لحظه تناسب داشته باشد. آموزش رفتار زمانی نتیجه بهتری دارد که کودک توان شنیدن و مشارکت کردن داشته باشد.

لحظه بحران، وقت محاکمه نیست

وقتی کودک به شدت آشفته است، پرسیدن پیاپی درباره علت رفتار یا سخنرانی طولانی درباره احترام، معمولا گفت و گو را جلو نمی برد. در اوج هیجان، اول باید به کاهش تنش و حفظ امنیت کمک کرد. لحن آرام، جمله های کوتاه و کم کردن محرک های محیط، امکان ارتباط را بیشتر می کنند. آکادمی اطفال آمریکا نیز در مواجهه با کودک تحت فشار، بر آرام کردن و ایجاد ارتباط پیش از تلاش برای استدلال تاکید دارد. 

والد می تواند ناراحتی کودک را به رسمیت بشناسد و همزمان حد روشنی بگذارد: می بینم خیلی ناراحتی؛ اجازه نمی دهم کسی را بزنی. اگر وسیله ای پرتاب می شود یا خواهر و برادر در معرض آسیب هستند، باید فاصله امن ایجاد شود. پذیرفتن احساس کودک به معنای پذیرفتن آسیب زدن نیست.

بعد از آرام شدن، نوبت فهمیدن است

گفت و گوی اصلی را به زمانی منتقل کنید که کودک آرام تر شده است. به جای بازخواست کلی، از یک موقعیت مشخص شروع کنید: وقتی گفتم تکلیف را شروع کنیم، خیلی ناراحت شدی؛ کدام بخشش سخت بود؟ ممکن است پاسخ کودک گرسنگی، خستگی، نفهمیدن درس یا اتفاقی در مدرسه باشد. گاهی هم نمی داند چرا به هم ریخته است و برای شناخت احساسش به کمک نیاز دارد.

سپس می توان درباره راه بعدی توافق کرد؛ مثلا پیش از شروع تکلیف استراحت کند، برای کمک درخواست بدهد یا وقتی فشار بالا می رود، به جای زدن و پرتاب کردن وسیله از موقعیت فاصله بگیرد. مرور اتفاق و تمرین راه های جایگزین پس از فروکش کردن هیجان، از توصیه های متخصصان برای کمک به تنظیم احساسات کودک است. 

عصر کودک را به شیفت دوم مدرسه تبدیل نکنید

ورود به خانه اگر بلافاصله با تکلیف، کلاس بعدی و مجموعه ای از دستورها همراه شود، فرصت بازیابی را محدود می کند. یک برنامه قابل پیش بینی می تواند به کودک کمک کند بداند بعد از مدرسه چه اتفاقی می افتد: استقبال آرام، رسیدگی به نیازهای جسمی، فرصتی برای استراحت یا بازی و سپس شروع مسئولیت ها.

این فاصله برای همه کودکان یک اندازه نیست. یکی با کمی حرکت آرام تر می شود، دیگری سکوت می خواهد و کودک دیگری دوست دارد کنار والد بنشیند. بهتر است برنامه را با مشاهده نیاز فرزندتان تنظیم کنید. استراحت بعد از مدرسه نباید به پاداشی تبدیل شود که فقط کودک کاملا مطیع حق دریافت آن را دارد.

چه زمانی باید مدرسه را دقیق تر بررسی کرد؟

اگر کودک بارها از یک درس، معلم، همکلاسی یا زنگ تفریح ناراحت برمی گردد، موضوع را فقط به خستگی نسبت ندهید. دشواری یادگیری، تعارض با همسالان، اضطراب یا تجربه آزار ممکن است به بررسی نیاز داشته باشد. گفت و گو با معلم بهتر است درباره موقعیت های مشخص باشد: در کدام ساعت ها مشارکت کمتر می شود؟ هنگام تکلیف چه اتفاقی می افتد؟ در زنگ تفریح با چه کسانی وقت می گذراند؟

فوران های شدید یا مکرر، به ویژه وقتی به آسیب، اختلال در زندگی خانواده یا دشواری جدی در مدرسه منجر می شوند، ارزش ارزیابی تخصصی دارند. هدف ارزیابی، پیدا کردن نیاز کودک و راه حمایت از اوست؛ از روی یک رفتار نمی توان تشخیص روان شناختی داد.

کودک را ببینید، فقط فریادش را نشنوید

آرام بودن در مدرسه و عصبانیت در خانه، به تنهایی ثابت نمی کند که کودک والدینش را بازی می دهد. این تفاوت، سرنخی برای بررسی روز او و شرایط خانه است. اگر هر عصر به جنگ تبدیل می شود، پیش از تکرار سرزنش، ببینید کودک با چه میزان خستگی وارد خانه می شود، چه چیزی جرقه تنش را می زند و پاسخ شما چگونه بر ادامه آن اثر می گذارد. گاهی تغییر از همین جا آغاز می شود: چند سوال کمتر در لحظه ورود، یک فرصت برای استراحت و مرزی روشن که بدون تحقیر اجرا می شود.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1255711
  • فیلم/ نگاهی به چیدمانخانه درندشت ۴۵۰ متری شراره رخام در زعفرانیه تهران/ از فرش طرح کاخ سعدآباد تا مبلمان مدرن و منظره چشم نواز