افشاگری مادر داغدار از مرگ تلخ دختر ۶ ساله بوکانی ؛ واکنش جامعه و دستگیری عاملان ! + متن و فیلم
تبلیغات

رییس کل دادگستری استان آذربایجان غربی در توضیح جزئیات پرونده اعلام کرد: «متهمان اصلی کودک‌آزاری که منجر به فوت دختر خردسال شد شناسایی و دستگیر شده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد پدر خانواده روابط ناسالمی با یک زن برقرار کرده و برادر این زن، با سوءاستفاده از شرایط، کودک را مورد آزار و ضرب‌وجرح قرار داده است. این اقدامات منتهی به فوت کودک در بیمارستان شد.»

بر اساس گزارش منابع مطلع، مادر دختر از سه سال و نیم پیش به خانه مادرش بازگشته بود و پدر کودک کنترل زیادی بر ارتباط او با فرزندش داشته است. حدود یک سال پیش، پدر با زنی اهل شهرستان سقز آشنا شد و خانه خود را در اختیار او قرار داد. از شش ماه قبل، برادر این زن نیز در خانه حضور داشته و کودک تحت تهدید و آزار بوده است.

پدر، مادر و برادر ۱۹ ساله زن مذکور پس از وقوع حادثه و انتقال کودک به بیمارستان دستگیر شده‌اند. تحقیقات اولیه نشان می‌دهد که نوجوان ۱۹ ساله در جریان بازپرسی به اعمال خود اعتراف کرده است. پرونده در حال حاضر در مراحل تحقیقات قضائی قرار دارد و مقام‌های مسئول بر پیگیری کامل و دقیق آن تأکید کرده‌اند.

این حادثه واکنش گسترده‌ای در جامعه به دنبال داشت و روز جمعه ۵ بهمن ماه، جمعی از مردم بوکان در اعتراض به مرگ خشونت‌آمیز این کودک مقابل فرمانداری شهرستان تجمع کردند. مقام‌های محلی و سازمان‌های اجتماعی بر ضرورت توجه بیشتر به سلامت و امنیت کودکان و آموزش خانواده‌ها برای پیشگیری از حوادث مشابه تأکید کرده‌اند.

گفت‌وگو با مادر نیان کوچولو، دختربچه بوکانی

فرزانه رحمانی، مادر نیان، در مورد دوران زندگی با همسرش می‌گوید: «هجده، نوزده ساله بودم که با کیوان، پدر نیان، ازدواج کردم. او در ابتدا مرد محترمی به نظر می‌رسید، اما بعد از ازدواج رفتارهایش تغییر کرد. مشروبات الکلی مصرف می‌کرد و شب‌ها در خانه نبود. وقتی اعتراض می‌کردم، با خشونت پاسخ می‌داد.»

او ادامه می‌دهد: «بعد از تولد نیان متوجه شدم همسرم با زن دیگری در ارتباط است. اختلافات ادامه داشت تا اینکه یک شب مرا به خانه مادرم برد و گفت نمی‌خواهد با من زندگی کند. این اولین بار نبود که مرا از خانه بیرون می‌کرد.»

در پاسخ به این سوال که چرا در آن زمان درخواست طلاق نکرده است، فرزانه رحمانی توضیح می‌دهد: «من قصدم زندگی و حفاظت از فرزندم بود. خودم بچه طلاق بودم و نمی‌خواستم نیان به سرنوشت من دچار شود. حتی اگر درخواست طلاق می‌کردم، دادگاه حضانت نیان را به من نمی‌داد. بنابراین سعی کردم به خاطر دخترم زندگی کنم و امیدوار بودم همسرم تغییر کند.»

او ادامه می‌دهد: «در این سه سال و نیم، همسرم اجازه نداده بود نیان را ببینم. حتی برای تولد نیان تلاش کردم از طریق دوستانش با او تماس بگیرم، اما نتیجه‌ای نگرفتم. در این مدت حتی نمی‌دانستم نیان کجاست و مجبور بودم بارها و بارها به کلانتری و دادگاه مراجعه کنم.»

فرزانه رحمانی درباره وضعیت جسمی نیان می‌گوید: «بعد از حادثه، از وضعیت بدن دخترم مطلع شدم و متوجه شدم آثار آسیب وجود داشته است. حالا مسئولان قضائی اعلام کرده‌اند که این اقدامات توسط یک نوجوان ۱۹ ساله صورت گرفته، اما من این موضوع را قبول ندارم. همسرم ابتدا سعی کرد ماجرا را مخفی کند و دخترم را به بیمارستان نرساند، اما کادر درمان متوجه موضوع شد و نیان به پلیس تحویل داده شد.»

مادر نیان همچنین به مشکلات ناشی از اسناد و شناسنامه اشاره کرد: «زمانی که شناسنامه دخترم را می‌خواستند، مرا به یک آپارتمان بردند که فقط وسایل نیان در آن بود. شنیدم این افراد چندین خانه کرایه کرده بودند. نمی‌دانم شغل‌شان چه بوده و چه کار می‌کردند.»

فرزانه رحمانی در پایان گفت: «این حادثه نه تنها زندگی دخترم، بلکه زندگی من و خانواده‌ام را نیز تحت تأثیر قرار داده است. امیدوارم پرونده به‌طور کامل بررسی و عدالت اجرا شود تا هیچ کودک دیگری دچار چنین تجربه‌ای نشود.»

داغ گویه غیر قابل انتشار مادربزرگ نیان کوچولو

پروین حاجی‌زاده مادربزرگ نیان می‌گوید: کادر درمان از زبان پدر نیان حرف‌هایی به ما زدند، گفتند پدر نیان در مورد علت خونریزی دخترش به پزشکان گفته... (نویسنده در این بخش از گزارش بنا به دلایلی از نوشتن جزییات صحبت‌های مادربزرگ نیان خودداری کرده است.)

کارشناسی سرنوشت تلخ نیان کوچولو، دختربچه بوکانی

علیرضا شریفی‌یزدی، روانشناس اجتماعی، با ابراز تاسف درباره این حادثه ناگوار توضیح می‌دهد: «طلاق و جدایی والدین، حتی در بهترین شرایط، همواره برای فرزندان آسیب‌هایی به همراه دارد. درست‌ترین طلاق‌ها نیز مانند یک عمل جراحی سخت و پرتنش هستند. در این فرآیند، والدین و خانواده‌ها آسیب می‌بینند، اما بیشترین لطمه به فرزندان وارد می‌شود. این کودکان توانایی روبه‌رو شدن با چنین فضای پرتنشی را ندارند.»

وی ادامه می‌دهد: «دو نوع آسیب به فرزندان وارد می‌شود: اول آسیب‌هایی که قبل از طلاق تجربه کرده‌اند، زمانی که با والدین ناسازگار خود زیر یک سقف زندگی می‌کردند و شاهد رفتارهای پرخاشگرانه یا خشونت‌های کلامی و فیزیکی بودند. دوم، زمانی که با جدایی والدین مواجه می‌شوند و مشاهده می‌کنند یکی از والدین رفته و دیگری به تنهایی سرپرستی فرزند را بر عهده گرفته است. در این شرایط، والد تنها باید نقش هر دو والد را ایفا کند که اغلب امکان‌پذیر نیست و کفایت لازم را ندارد.»

شریفی‌یزدی با اشاره به اظهارات رییس دادگستری استان آذربایجان غربی درباره متهم اصلی حادثه نیان، می‌گوید: «پس از جدایی، والدین باید مراقب باشند فرزندشان در معرض افراد ناامن قرار نگیرد. حتی افرادی که والدین می‌شناسند، الزاماً امن نیستند و نمی‌توانند به عنوان نگهبان مطمئن کودک عمل کنند. در خانواده‌های آسیب‌پذیر، سازمان بهزیستی موظف است فرزندان و سرپرستان آن‌ها را شناسایی و رصد کند تا مشخص شود سرپرست صلاحیت نگهداری کودک را دارد یا خیر.»

وی درباره محدودیت‌های سازمان بهزیستی افزود: «سازمان بهزیستی به دلیل منابع مالی و کمبود نیروی انسانی نمی‌تواند به طور کامل بر خانواده‌ها نظارت کند، اما دفاتر مثبت زندگی زیرنظر این سازمان می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. اگر این دفاتر به طور گسترده بر خانواده‌های آسیب‌پذیر یا خانواده‌های جداشده نظارت داشته باشند، می‌توان از وقوع چنین حوادث تلخ جلوگیری کرد.»

شریفی‌یزدی در پایان به نقش رسانه‌ها اشاره کرد: «متأسفانه رسانه‌ها غالباً تنها به انتشار خبر این نوع حوادث می‌پردازند و تحلیل علت‌ها و عوامل منجر به وقوع آن را انجام نمی‌دهند. اما بررسی دقیق و آسیب‌شناسی این وقایع بسیار مهم‌تر از خود انتشار خبر است و می‌تواند به جلوگیری از تکرار چنین فجایع کمک کند.»


پرونده مشابه: آرین گلشنی، دختر ۹ ساله

اواخر دهه ۷۰ شمسی، حادثه‌ای مشابه پرونده نیان کوچولو در بوکان رخ داد. دختربچه‌ای ۹ ساله به نام آرین گلشنی بر اثر سوء رفتار و بی‌توجهی شدید پدر و نابرادری‌اش جان خود را از دست داد. هرگز مشخص نشد که عامل اصلی آزار جنسی او پدرش بوده یا برادر ناتنی‌اش.

سال ۱۳۷۶، پس از جدایی والدین، با وجود تلاش‌های مادر آرین برای اثبات عدم صلاحیت پدر به دلیل پیشینه اعتیاد، دادگاه حضانت او را به پدر سپرد. آرین از هفت سالگی با پدر زندگی می‌کرد و دو سال بعد، در خانه نامادری، در سن ۹ سالگی، دچار شکنجه و آزار شد و به بیمارستان منتقل گردید.

در جریان دادرسی، مشخص شد پدر و نامادری آرین رفتار مناسبی با او نداشته‌اند. نامادری آرین توضیح داد که پدرش بارها او را مورد ضرب و شتم قرار داده و حتی پس از شکستگی دست آرین، چندین هفته اقدام به درمان او نکرده است. گزارش پزشکی قانونی، آثار متعدد سوختگی و ضرب و جرح را روی بدن آرین ثبت کرد و شواهدی از بدرفتاری با برادر تنی او نیز مشاهده شد. علاوه بر این، پدر آرین فرزندش را از تحصیل منع کرده و گرسنگی دادن به او نیز از موارد مطرح شده بود.

روز حادثه، رامین، برادر ۱۷ ساله و ناتنی آرین، او را با ضربه‌ای به پله‌ها پرت کرد و پدر پس از مشاهده وضعیت وخیم دختر با اورژانس تماس گرفت. آرین همان روز در بیمارستان مفید بستری شد، اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.

در دادگاه، پدر و نامادری آرین به یک‌سال حبس و برادر ناتنی او به اعدام محکوم شدند. تا زمان برگزاری دادگاه، جسد آرین در سردخانه پزشکی قانونی تهران باقی ماند.

قاضی پرونده، حمید گودرزی، درباره وضعیت جسمانی آرین گفته بود: «آرین به حدی شکنجه شده بود که ظاهری مانند کودک چهار ساله داشت؛ آثار ضرب و جرح و سوختگی متعدد نشان می‌دهد که این حادثه حاصل یک محیط خانوادگی آسیب‌زده بوده است.» وی همچنین افزود: «این جنایت محصول زندگی در خانواده‌ای از هم پاشیده و آسیب‌پذیر بود و جدایی والدین در وقوع آن نقش مستقیم داشت.»

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات