روایت دردناک یک دختر ۲۵ ساله از آزارهای پی‌درپی و فروپاشی روانی | نظر کارشناسی
تبلیغات

فرناز می‌گوید: «دوران کودکی و دبستانم سخت گذشت، اما تحقیرها و مقایسه‌های مداوم والدینم اعتماد به نفس مرا به شدت کاهش داد. در دبیرستان، یک تجربه آسیب‌زا باعث شد احساس ناامنی و ترس دائم داشته باشم. در دانشگاه، فشارهای تحصیلی و شغل پاره‌وقتم برای تأمین شهریه باعث شد تنش‌های روانی‌ام بیشتر شود.»

او ادامه می‌دهد: «در دوره دانشگاهم، در یک دورهمی، بدون آنکه بخواهم، در معرض تجربه‌ای آسیب‌زا قرار گرفتم که پس از آن احساس پوچی و ناامیدی شدید پیدا کردم و به دلیل ناتوانی در ابراز مشکل و حمایت ناکافی خانواده، دست به مصرف داروهای خواب‌آور زدم تا شاید آرامش پیدا کنم.»

فرناز تصریح می‌کند: «اعتماد به نفس پایین، سرزنش‌های مداوم خانواده و تجربه آزارهای گذشته، مرا به نقطه‌ای رساند که فکر می‌کردم زندگی‌ام هیچ راه خروجی ندارد. خوشبختانه این اقدام موفقیت‌آمیز نبود و اکنون به دنبال راه‌هایی برای بهبود روانم هستم.»

تحلیل روانشناسی

سهیلا فارجی، کارشناس ارشد مشاوره، درباره پرونده فرناز می‌گوید:

این دختر جوان به دلیل ترکیبی از عوامل خانوادگی، اجتماعی و تجربیات آسیب‌زا، دچار اختلال روانی و افسردگی شدید شده است. خلأ عاطفی، تحقیر و سرزنش والدین، آسیب‌های جنسی و فشارهای تحصیلی و اجتماعی، اعتماد به نفس او را کاهش داده و موجب شکل‌گیری طرحواره‌های نقص، شرم و بی‌ارزشی در او شده است.

وی ادامه می‌دهد: «افرادی که در معرض چنین تجربه‌های چندگانه قرار می‌گیرند، ممکن است دچار اختلال‌های خلقی، اضطراب و حتی افکار خودکشی شوند. در چنین شرایطی، دسترسی به حمایت روانشناسی حرفه‌ای، محیط امن و خانواده‌ای حامی نقش حیاتی در پیشگیری از آسیب‌های بیشتر دارد.»

هشدارهای اجتماعی و پیشگیری

  • نقش خانواده: صمیمیت، احترام و حمایت عاطفی از فرزندان، اصلی‌ترین سد در برابر آسیب‌های روانی است. تحقیر، مقایسه و بی‌توجهی به نیازهای روانی نوجوانان می‌تواند خطر افسردگی و خودکشی را افزایش دهد.

  • اختلال‌های روانی: افسردگی، اختلال دو قطبی و سایر اختلال‌های خلقی می‌تواند نوجوانان و جوانان را در معرض افکار خودکشی قرار دهد.

  • تأثیر محیط اجتماعی: فشار تحصیلی، روابط آسیب‌زا و تجربه آزارهای روانی و جسمی، عوامل تشدیدکننده بحران روانی هستند.

  • پیشگیری: آموزش والدین، دسترسی به روانشناس و مشاور، ایجاد شبکه حمایت اجتماعی و آموزش مهارت‌های مقابله‌ای برای نوجوانان و جوانان، بهترین راه کاهش خطرات است.

پرونده فرناز نمونه‌ای از اثرات ترکیبی آسیب‌های خانوادگی و اجتماعی بر سلامت روان است. تجربه‌های آسیب‌زا می‌تواند اعتماد به نفس، عزت نفس و توانایی حل مسئله فرد را کاهش دهد و در نهایت، افکار خودکشی را به وجود آورد.

این پرونده نشان می‌دهد که پشتیبانی روانشناسی، آموزش والدین و توجه جامعه به سلامت روانی نوجوانان و جوانان می‌تواند نقش پیشگیرانه مهمی ایفا کند و از حوادث تلخ جلوگیری کند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات