۱۰۰ هزار پیامک ارسالی به صدا و سیما، صدای کدام مردم است؟
سیاسی رکنا:یک شبکه صدا و سیما مدعی دریافت ۱۰۰ هزار پیامک در یک ساعت درباره اعتراض به عملکرد دیپلماتهای ایرانی در سازمان ملل شده است؛ اما در جامعهای که بخش بزرگی از مردم صداوسیما را دنبال نمیکنند، شمار پیامهای رسیده به یک برنامه تلویزیونی بهتنهایی نمیتواند بازتابدهنده نظر عمومی باشد.
به گزارش خبرنگار سیاسی رکنا،ادعای دریافت ۱۰۰ هزار پیامک در یک ساعت درباره اعتراض به عملکرد دیپلماتهای ایرانی در سازمان ملل، حتی اگر شمارش آن درست باشد، بهتنهایی نشان نمیدهد نظر عمومی جامعه ایران چیست. مسئله فقط این نیست که چه کسانی امکان ارسال پیامک داشتهاند؛ باید پرسید چه کسانی برنامه را دیدهاند، از فراخوان آن باخبر شدهاند و انگیزه پیدا کردهاند پاسخ بدهند. در جامعهای که بخش بزرگی از آن صداوسیما را دنبال نمیکند، یا تلویزیون را بیشتر برای سریال و مسابقه ورزشی روشن میکند، پیامهای رسیده به یک برنامه تلویزیونی تصویری محدود از افکار عمومی ارائه میدهد.
در شبکههای اجتماعی ادعا شده است که یک شبکه صدا و سیما طی یک ساعت ۱۰۰ هزار پیامک در اعتراض به عملکرد دیپلماتهای ایرانی در سازمان ملل دریافت کرده است. این رقم، تا زمانی که این شبکه یا صداوسیما اطلاعات قابل راستیآزمایی منتشر نکنند، تأییدشده نیست. اما حتی اگر فرض کنیم آمار دقیق است، پرسش مهمتر این خواهد بود که این پیامکها چه کسانی را بازنمایی میکنند و تا کجا میتوان نتایج آن را به کل جامعه تعمیم داد.
ممکن است هر شهروندی امکان فنی ارسال پیامک را داشته باشد. اما دسترسی فنی با دسترسی واقعی به فراخوان یکی نیست. برای شرکت در چنین نظرخواهیای، فرد باید از برنامه یا فراخوان آن باخبر شود، آن را ببیند یا از مسیر دیگری به آن دسترسی پیدا کند، موضوع را مهم بداند و بخواهد در پاسخگویی مشارکت کند. هر یک از این مرحلهها میتواند گروهی از مردم را از فرایند کنار بگذارد.
امکان ارسال، به معنای فرصت برابر برای مشارکت نیست
اگر فراخوان فقط در برنامهای تلویزیونی مطرح شده باشد، نخستین گروهی که احتمال مشارکت بیشتری دارند، کسانی هستند که همان برنامه را میبینند یا دستکم در آن زمان شبکه را دنبال میکنند. کسانی که تلویزیون تماشا نمیکنند، شبکه را نمیبینند یا اصولاً از فراخوان بیخبر میمانند، در عمل فرصت مشابهی برای پاسخگویی ندارند؛ حتی اگر از نظر فنی بتوانند پیامک بفرستند.
ریزش مخاطب صداوسیما در سالهای اخیر، این محدودیت را مهمتر میکند. جمعیت قابل توجهی از جامعه برنامههای این سازمان را دنبال نمیکند. گروهی دیگر تلویزیون را فقط در زمان پخش سریال، مسابقه ورزشی یا برنامهای خاص روشن میکنند و ممکن است اصلاً با فراخوان یک برنامه سیاسی یا خبری روبهرو نشوند. بنابراین، «امکان عمومی ارسال پیامک» بهتنهایی ثابت نمیکند که همه گروههای جامعه در معرض پرسش قرار گرفتهاند یا فرصت برابری برای مشارکت داشتهاند.
البته این ملاحظه نیز بهتنهایی ثابت نمیکند که پاسخدهندگان لزوماً دیدگاهی واحد دارند یا همه آنان مخاطب دائمی صداوسیما هستند. ممکن است فراخوان در شبکههای اجتماعی بازنشر شده باشد و افرادی بیرون از مخاطبان معمول شبکه هم در آن شرکت کرده باشند. اما بدون انتشار اطلاعات درباره مسیرهای اطلاعرسانی و ویژگیهای پاسخدهندگان، نمیتوان دانست چه ترکیبی از جامعه در این شمارش حضور دارد.
فراخوان عمومی، نمونه آماری نمیسازد
در پژوهش افکار عمومی، تفاوت مهمی میان «هرکس میتواند پاسخ بدهد» و «افراد با روشی انتخاب شدهاند که بتوان نتایج را به جامعه تعمیم داد» وجود دارد. در فراخوان عمومی، پاسخگویی داوطلبانه است. کسانی که موضوع را مهمتر میدانند، برنامه را دیدهاند یا موضع پررنگتری دارند، ممکن است بیشتر از دیگران پیام بفرستند. در مقابل، کسانی که از فراخوان بیخبرند، برنامه را نمیبینند یا انگیزهای برای ارسال پیام ندارند، در دادهها حضور پیدا نمیکنند.
این همان مسئله خودانتخابی است. در چنین وضعی، شمار زیاد پاسخها لزوماً مشکل را حل نمیکند. ۱۰۰ هزار پیام ممکن است مشارکت گستردهای را در میان پاسخدهندگان نشان دهد، اما نمیگوید افراد پاسخنداده چه نظری دارند یا دیدگاه پاسخدهندگان چه نسبتی با دیدگاه کل جامعه دارد. بزرگی عدد، جای روش نمونهگیری را نمیگیرد.
استانداردهای انجمن آمریکایی پژوهش افکار عمومی نیز درباره نظرسنجیهای خودانتخابی هشدار میدهد که پاسخهای داوطلبانه میتوانند دیدگاه مشارکتکنندگان را نشان دهند، اما بدون طراحی و شواهد روششناختی مناسب نباید بهعنوان نظر کل جامعه معرفی شوند. این محدودیت با افزایش شمار پیامها خودبهخود از میان نمیرود.
عدد ۱۰۰ هزار دقیقاً چه چیزی را میشمارد؟
برای ارزیابی ادعا، شبکه باید روشن کند که عدد اعلامشده به چه معناست، تعداد کل پیامکهای دریافتی، تعداد شمارههای یکتا، تعداد پاسخهای معتبر یا شمار افرادی که دستکم یک پیام فرستادهاند. یک نفر ممکن است چند بار پیام داده باشد؛ پیامهای تکراری، ناقص یا نامرتبط نیز ممکن است در شمار اولیه آمده باشند. بدون توضیح درباره شیوه حذف و پالایش پیامها، معلوم نیست «۱۰۰ هزار» به ۱۰۰ هزار پیام، ۱۰۰ هزار فرستنده یا ۱۰۰ هزار پاسخ معتبر اشاره دارد.
همچنین باید متن دقیق فراخوان و زمان انتشار آن مشخص شود. آیا از مخاطبان خواسته شده درباره عملکرد دیپلماتها نظر بدهند؟ آیا فراخوان از آنان دعوت به اعتراض کرده است؟ آیا راهی برای اعلام دیدگاههای متفاوت وجود داشته؟ صورتبندی پرسش و لحن دعوت میتواند بر اینکه چه کسانی پاسخ بدهند و چه نوع پیامهایی دریافت شود اثر بگذارد.
انتشار این اطلاعات، امکان ارزیابی دقیقتری فراهم میکند، تعداد پیامهای یکتا چقدر بوده، پیامها در چه بازهای رسیدهاند، چه معیارهایی برای معتبر شمردن آنها به کار رفته و فراخوان از چه مسیرهایی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. اگر قرار است از این داده نتیجهای درباره جامعه گرفته شود، اطلاعاتی درباره ترکیب پاسخدهندگان و روش تعدیل یا وزندهی دادهها نیز لازم است.
«مخاطبان برنامه» هم لزوماً جامعه ایران نیستند
حتی اگر شبکه نتیجه را با عنوان «نظر مخاطبان شبکه افق» منتشر کند، باید روشن باشد که منظور از مخاطبان چه کسانی است. دریافت پیامک از یک فراخوان عمومی مشخص نمیکند همه فرستندگان بیننده همان برنامه بودهاند. برخی ممکن است فراخوان را از پیامرسانها دیده باشند؛ برخی دیگر ممکن است بیننده شبکه باشند اما آن برنامه را تماشا نکرده باشند. در جهت مقابل، بسیاری از کسانی که برنامه را دیدهاند نیز ممکن است پیام نفرستاده باشند.
بنابراین، این داده در بهترین حالت میتواند گزارشی از پیامهای دریافتی در پی یک فراخوان باشد. برای تبدیل آن به توصیفی از دیدگاه مخاطبان برنامه یا شبکه، اطلاعات بیشتری لازم است؛ و برای معرفی آن بهعنوان نظر مردم ایران، نیاز به روشی است که نمایندگی جامعه را نشان دهد.
این تمایز در موضوعی سیاسی و دیپلماتیک اهمیت ویژهای دارد. عددی بزرگ ممکن است در فضای رسانهای به نشانهای از خواست عمومی یا پشتوانه اجتماعی یک موضع تعبیر شود. اما شمار پیامکها فقط تعداد پاسخهایی را نشان میدهد که سامانه ثبت کرده است. اینکه این پیامها چه دیدگاهی داشتهاند، چه نسبتی با جمعیت جامعه دارند و آیا پاسخدهندگان نماینده گروههای مختلف بودهاند، پرسشهایی جداگانهاند و هرکدام به داده و روش مستقل نیاز دارند.
ریزش مخاطب چه نسبتی با اعتبار ادعا دارد؟
کاهش دنبالکنندگان صداوسیما به این معنا نیست که هر نظرسنجی این سازمان بیاعتبار است. معیار اعتبار، صرفاً شمار مخاطبان یک رسانه نیست. یک نظرسنجی میتواند با روش نمونهگیری درست، جامعه هدف خود را بهدرستی بسنجد؛ حتی اگر رسانه برگزارکننده مخاطب محدودی داشته باشد. در مقابل، فراخوانی که امکان ارسال پاسخ را برای همه باز گذاشته، لزوماً نمونهای نماینده از کل جامعه ایجاد نمیکند.
اما ریزش مخاطب در ارزیابی چنین فراخوانیای اهمیت دارد، چون احتمال مواجهه گروههای مختلف با پرسش را تحت تأثیر میگذارد. اگر بخشهایی از جامعه اساساً صداوسیما را دنبال نکنند، یا فقط برای برنامههای سرگرمی و ورزشی به آن مراجعه کنند، فراخوان تلویزیونی بهتنهایی راه دسترسی برابر به همه شهروندان نیست. در نتیجه، ادعای «همه میتوانستند پیامک بفرستند» پاسخ کافی به پرسش نمایندگی نیست. باید پرسید چه کسانی عملاً فراخوان را دیدند و چه کسانی از فرایند بیرون ماندند.
مرز میان شمارش و نمایندگی
شبکه افق میتواند تعداد پیامکهایی را که دریافت کرده اعلام کند. اما اگر این رقم بهعنوان شاهدی برای نظر مردم ایران یا حتی دیدگاه غالب جامعه عرضه شود، باید شواهدی فراتر از شمارش پیامها ارائه شود، روش نمونهگیری یا توضیح روشن درباره خودانتخابی، متن دقیق فراخوان، تعداد فرستندگان یکتا، معیار اعتبارسنجی پیامها، مسیرهای انتشار فراخوان و محدودیتهای تعمیم نتیجه.
تا آن زمان، صورتبندی دقیق این است که در شبکههای اجتماعی ادعا شده شبکه طی یک ساعت ۱۰۰ هزار پیامک درباره عملکرد دیپلماتهای ایرانی در سازمان ملل دریافت کرده است؛ این رقم تأیید مستقل ندارد و در صورت صحت نیز بهتنهایی نشاندهنده نظر مردم ایران نیست. دادههای موجود ممکن است میزان مشارکت در یک فراخوان را نشان دهند، اما برای داوری درباره دیدگاه جامعهای که بخش بزرگی از آن صداوسیما را دنبال نمیکند، کافی نیستند.
نقد اصلی به خود امکان نظرخواهی پیامکی وارد نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که دسترسی نظری همه شهروندان به ارسال پیامک، معادل مشارکت برابر فرض شود و تعداد پاسخهای داوطلبانه به نام افکار عمومی ثبت شود. تا وقتی روش شمارش و حدود اعتبار این دادهها شفاف نشده، عدد ۱۰۰ هزار باید همان چیزی بماند که شواهد فعلی اجازه میدهد، ادعایی درباره پیامهای دریافتشده، نه سندی از نظر عمومی جامعه ایران.
-
برادر، چشم های خواهرش را با اسید سوزاند / مرجان برای دیدن دوباره ۱۰۰ میلیون پول لازم دارد / فیلم
ارسال نظر