خط آتش در تنگه هرمز گلوگاه انرژی؛ چگونه ایران با مین، موشک و پهپاد، آمریکا را وادار به عقبنشینی کرد؟
سیاسی رکنا: بسته شدن حدوداً چهار هفته ای تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را در آشفتگی فرو برده است. در حالی که آمریکا با لفاظی های دیپلماتیک به دنبال خروج از بن بست است و همزمان نیروهای بیشتر به خاورمیانه اعزام میکند، ایران با تکیه بر برتری جغرافیایی و ابزارهای جنگ نامتقارن، صاحبِ «دستِ بالا» در این بحران است و گذرگاه حیاتی ۲۰ درصدی نفت جهان را در اختیار دارد.
به گزارش رکنا، تنگه هرمز این روزها به خط مقدم تنشهای جهانی تبدیل شده است؛ آبراهی باریک که عبور و مرور از آن عملاً متوقف شده و پایان روشنی برای این وضعیت دیده نمیشود. این در حالی است که این مسیر، شریان انتقال حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان و همچنین محمولههای حیاتی کشاورزی است. ریسک بالای عبور باعث شده تا ترافیک دریایی در این منطقه به صفر نزدیک شود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با وجود ادعای تلاش دیپلماتیک برای پایان دادن به این بحران، دستور اعزام هزاران نیروی نظامی بیشتر به خاورمیانه را صادر کرده و گزینه اسکورت نظامی نفتکشها را روی میز دارد. با این حال، واقعیتهای میدانی چیز دیگری را نشان میدهد؛ ترکیب جنگ نامتقارن و موقعیت جغرافیایی ایران، دفاع از کشتیها و تأمین امنیت نظامی تنگه را برای واشنگتن و متحدانش تبدیل به یک کابوس کرده است.
«منطقه کشتار» با عرض ۲۴ مایل
برتری اول ایران، برمیگردد به جغرافیا. تنگه هرمز در باریک ترین نقطه تنها ۲۴ مایل عرض دارد و کشتی ها مجبورند از دو مسیر کشتیرانیِ بسیار محدود عبور کنند. کارشناسان نظامی معتقدند برخلاف اقیانوس های باز، در این گلوگاه استراتژیک هیچ راه فراری وجود ندارد. در صورت وقوع هرگونه درگیری، این تنگه به سرعت به یک «منطقه کشتار» برای نیروهای آمریکایی تبدیل میشود؛ جایی که زمان هشدار برای مقابله با حملات، تنها چند ثانیه است.
موشک های پنهان در کوهستان و جزایر
ایران نزدیک به هزار مایل خط ساحلی در خلیج فارس دارد. این خطوط ساحلی طولانی، بستر مناسبی برای استقرار سامانه های موشکی ضدکشتی فراهم کرده است. نقطه قوت این سامانه ها، قابلیت تحرک بالای آنهاست؛ موشکهایی که در مناطق کوهستانی، جزایر و حتی داخل مناطق شهری پنهان میشوند و ردیابی و انهدام آنها پیش از شلیک، تقریباً غیرممکن است.
ترس از مین و پهپاد؛ نیازی به غرق کردن کشتیها نیست
با وجود تضعیف توانایی های دریایی متعارف ایران، تهدیدهای نامتقارن همچنان برقرار است. پهپادها، قایق های تندرو، قایق های بدون سرنشین مملو از مواد منفجره و زیردریایی های کوچک، همه و همه ابزارهایی هستند که حتی در صورت اجرای عملیات اسکورت توسط ناوگان آمریکایی، به یک ساختار دفاعیِ چندلایه و بسیار پیچیده (شامل ماهواره، هواپیماهای گشتی و پاکسازی مین) نیاز خواهند داشت.
تحلیلگران تأکید میکنند که ایران برای رسیدن به هدف خود، اصلاً نیازی به غرق کردن کشتیها ندارد؛ همین سطح از تهدید و ناامنی، برای متوقف کردن کامل تجارت انرژی کافی است. تاکنون دستکم ۱۹ کشتی در نزدیکی تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان دچار حادثه شدهاند.
از تهدید تا درآمدزایی
در حالی که نزدیک به دو هزار کشتی در خلیج فارس گرفتار آمده و رفع این تراکم حتی در صورت بازگشایی مسیر، ماهها زمان میبرد، کنترل این گذرگاه برای ایران سودآوری هم به همراه داشته است. مقامات ایرانی اعلام کردهاند که کشتیهای «غیرمتخاصم» در صورت هماهنگی میتوانند عبور امن کنند؛ موضوعی که بر اساس برخی گزارشها، با دریافت مبالغ قابلتوجهی از سوی برخی کشتیها برای عبور از این گلوگاهِ مرگبار همراه بوده است.
ارسال نظر