سازمان ملل ولزوم اصلاح ساختارقدرت وجغرافیای استقرار
سرنوشت محتوم سازمان ملل متحد ، مبنی بر استمرار انفعال مخرب و ویرانگر ، همچنین ناکارامدی مفرط و جبران ناپذیر این نهاد بین المللی و ایفاء نقشی خنثی ، در مواجهه با وقایع تلخ و ناگوار جهانی و ضرورت انجام اقدامات و تغییرات فوری و بنیادین ( شکلی و محتوایی ) در تغییر محل استقرار مقر اصلی سازمان موصوف و اصلاح ساختار حقوقی و سیاسی آن
دکترناصرشریفی مطلق: در پی بروز برخی از فجایع و اتفاقات اسف بار بین المللی ، در نقاط مختلف جهان ، بالاخص تجاوزات متعدد نظامیان آمریکایی صهیونی به مردم ( به ویژه غیر نظامیان ) آسمان و آب و خاک کشور عزیزمان ایران و نقض مکرر حقوق انسانی و اخلاقی و بی توجهی عامدانه به قوانین و مقررات بین المللی و با استناد به وظائف و تعهدات بنیادین سازمان ملل متحد در برقراری صلح ، امنیت و عدالت جهانی و برخورد قاطعانه با دولت های متخاصم و ناقض حقوق بشر و عین حال ، با مشاهده ی انفعال و ناکارآمدی فزاینده ی این نهاد بین المللی در مواجهه با چالش های عمیق جهانی، لاجرم ، بازنگری اساسی در ساختار و موقعیت فعلی سازمان ملل متحد ، به ویژه "" جابجایی مقر اصلی سازمان از ایالات متحده آمریکا، به دیگر کشورها و ایجاد تغییرات و اصلاحات اساسی در ساختار حقوقی و سیاسی این سازمان "" امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.
مقدمه: بحران مشروعیت و انفعال سازمان ملل متحد :
جهان امروز شاهد وقوع فجایعی چون نسل کشی ها، نقض فاحش حقوق بشر و تجاوزات مکرر نظامی توسط قدرت های جهانی است. در چنین بستری، سازمان ملل متحد، که رسالت اصلی اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و ترویج همکاری های جهانی است، غالباً در سکوتی معنادار فرو رفته و در انجام به موقع و موثر وظایف بنیادین خود ( عامدانه یا سهوا ) عاجز و ناتوان به نظر می رسد این انفعال، به ویژه در قبال حملات و تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیزم ، که بارها ملت ها، از جمله ایران، را هدف قرار داده اند، عمیقاً نگران کننده بوده و مشروعیت این نهاد را به طور جدی زیر سوال برده و جایگاه قانونی آنرا در هاله ای از ابهام قرارداده است .
۱. ملاحظات حقوقی و سیاسی: نقض روح معاهدات و خدشه دار شدن استقلال سازمان ملل متحد :
معاهده مقر سازمان ملل: _توافقنامه ی مقر سازمان ملل که با ایالات متحده منعقد شده است، چارچوبی را برای حضور و فعالیت این نهاد تعیین می کند. با این حال، رفتارهای مکرر ایالات متحده آمریکا ، از جمله ایجاد محدودیت در صدور روادید برای دیپلمات ها و نمایندگان کشورها، اختلال در رفت و آمد مقامات و حتی تهدید به قطع بودجه، عموما نشان دهنده نقض روح و گاهی متن این معاهده است. این اقدامات، استقلال و بی طرفی سازمان را به طور جدی به چالش کشانده است .
_تأثیر کشور میزبان بر استقلال سازمان: استقرار ساختمان اصلی سازمان ملل متحد در کشوری که خود دارای منافع و سیاست های خارجی مشخصی است و غالباً این سیاست ها در تعارض با منافع بسیاری از کشورهای عضو و اصول بنیادین منشور ملل متحد قرار می گیرد، عملاً استقلال عمل سازمان را محدود ساخته است . این وضعیت، توانایی سازمان برای اتخاذ تصمیمات بی طرفانه و قاطع، به ویژه در قبال اقدامات یکی از قدرت های بزرگ جهانی، را تضعیف نموده است .
کاربرد دوگانه قوانین بین المللی: _اغلب مشاهده می شود که ایالات متحده و هم پیمانانش ، گاهی از چهارچوب های حقوق بین الملل به گونه ای بهره می برند که صرفا منافع خود را تأمین نمایند ، در حالی که در موارد مشابه، به ویژه در قبال اقدامات رژیم صهیونیستی، از اجرای قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل چشم پوشی نموده یا از ابزارهای مختلف ( حق وتو ) برای جلوگیری از اقدامات لازم استفاده می کنند. این رویکرد، اعتبار حقوق بین الملل و سازمان ملل را خدشه دار ساخته است .
۲. ملاحظات فنی و عملیاتی: _ضرورت تمرکز بر کارآمدی و دسترسی برابر:
زیرساخت های نوین و دسترسی جهانی: با توجه به تحولات سریع تکنولوژیکی و نیاز به ارتباطات پایدار و امن، جابجایی مقر اصلی سازمان ملل متحد به مکانی که بتواند زیرساخت های مدرن تر و دسترسی لجستیکی بهتری را فراهم نماید ، می تواند کارآمدی عملیاتی سازمان را به نحو مؤثرتری ارتقاء بخشد ._امنیت و بی طرفی جغرافیایی: انتخاب مکانی بی طرف، که کمتر تحت نفوذ قدرت های خاص باشد، می تواند محیطی امن تر و مساعدتر برای فعالیت های دیپلماتیک و تصمیم گیری های مستقل را فراهم آورد. این امر، اعتماد عمومی جهانی را به سازمان افزایش داده و از ایجاد تصور جانبداری جلوگیری می نماید .
توزیع جغرافیایی نهادهای بین المللی: تمرکز صرف نهادهای مهم بین المللی در یک منطقه خاص، توزیع ناعادلانه ای از مزایای حضور این نهادها را ایجاد می کند. جابجایی مقر اصلی سازمان ملل به قاره ای دیگر، می تواند گامی در جهت توزیع عادلانه تر و نمایندگی بهتر از تنوع جغرافیایی و فرهنگی اعضا باشد.
۳. پیامدهای انفعال در قبال تجاوزات آشکار و ضرورت اقدام قاطع:
_تضعیف اصول حقوق بین الملل: انفعال سازمان ملل در برابر نقض های آشکار قوانین بین المللی، مانند تجاوزهای نظامی، نسل کشی( کشتار مردم بی دفاع غزه و جنوب لبنان و سوریه و تهدید کوبا و گرینلند و تجاوز به ونزوئلا ...) و اشغالگری، عملاً اصول بنیادین منشور ملل متحد و حقوق بین الملل را به صورت آشکار و غیر قابل انکاری تضعیف نموده است . وضعیت موجود ، این پیام را به قدرت های متجاوز القاء می نماید که می توانند بدون ترس و هر گونه نگرانی از خیزش های جهانی و دیگر پیامدهای جدی ، به اقدامات خود ادامه دهند.
تداوم حملات و تجاوزات: فقدان واکنش قاطع سازمان ملل در برابر تجاوزات مکرر آمریکا و رژیم صهیونیستی به حقوق ملت ها، از جمله حملات و فشارهای مداوم بر ایران، نه تنها موجب تداوم این اقدامات شده، بلکه عملاً جامعه بین المللی را در برابر این قدرت ها بی دفاع ساخته است. سکوت سازمان ملل در قبال نسل کشی ها و جنایات جنگی، نقض فاحش ارزش های انسانی و اخلاقی است و اعتبار هر نهادی را که مدعی پاسداری از این ارزش هاست، نابود ساخته است ریشه های انفعال: ساختار ناکارآمد و فشارهای سیاسی:
_حق وتو در شورای امنیت: یکی از اصلی ترین موانع، ساختار شورای امنیت و حق وتوی پنج عضو دائم آن است. ایالات متحده، به عنوان یکی از دارندگان حق وتو، به طور مکرر از این ابزار برای جلوگیری از اقدامات بین المللی علیه خود و متحدانش، به ویژه رژیم صهیونیستی، استفاده کرده است. این سازوکار، عملاً سازمان ملل را در قبال اقدامات این قدرت ها فلج و ناتوان ساخته و مانع از اجرای عدالت بین المللی شده است
فشار سیاسی و اقتصادی کشور میزبان: ایالات متحده، به عنوان کشور میزبان مقر سازمان ملل، از موقعیت خود برای اعمال نفوذ سیاسی، اقتصادی و حتی تهدید به قطع بودجه استفاده می کند. این فشارها، بر استقلال تصمیم گیری سازمان سایه افکنده و مانع از اتخاذ رویکردهای قاطع و بی طرفانه آن شده است ، زمانی که مقر یک نهاد جهانی در کشوری قرار دارد که خود یکی از بازیگران اصلی در بسیاری از منازعات بین المللی است، انتظار بی طرفی کامل از آن نهاد، دور از واقعیت و مغایر با عقلانیت است. عدم اراده سیاسی کافی: در بسیاری از موارد، ضعف اراده سیاسی در میان کشورهای عضو، به ویژه کشورهای غیرمتعهد و در حال توسعه، در کنار فشارهای قدرت های بزرگ، مانع از شکل گیری اجماع لازم برای اتخاذ مواضع قاطع و اجرای مؤثر قطعنامه ها گردیده است .
۴. ضرورت جابجایی مقر: گامی به سوی استقلال، کارآمدی و عدالت جهانی
_بر این اساس، جابجایی مقر اصلی سازمان ملل متحد از ایالات متحده، نه یک اقدام نمایشی، بلکه ضرورتی فنی، حقوقی و سیاسی برای احیای کارآمدی و استقلال این نهاد حیاتی است. این اقدام می تواند ، باعث :
کاهش نفوذ سیاسی مستقیم :انتقال مقر به کشوری بی طرف و غیرمتعهد، تأثیر فشارهای سیاسی و اقتصادی مستقیم کشور میزبان را به حداقل رسانده و به سازمان اجازه دهد تا با استقلال بیشتری عمل کند.بازیابی بی طرفی و اعتبار: مکانی جدید و بی طرف، می تواند به بازسازی تصویر سازمان ملل به عنوان نهادی واقعاً جهانی و بی طرف کمک کند و اعتماد از دست رفته ملت ها را بازگرداند.
تسهیل دسترسی و مشارکت عادلانه: انتخاب مکانی با دسترسی جغرافیایی بهتر و زیرساخت های مناسب، می تواند مشارکت فعال تر و برابرتر همه اعضا، به ویژه کشورهای دورتر و کمتر توسعه یافته را تضمین نماید ._ بازتعریف نقش سازمان در نظام نوین جهانی: در جهانی که شاهد چندقطبی شدن قدرت ها و ظهور چالش های جدید است، سازمان ملل نیازمند بازنگری اساسی در ساختار و موقعیت خود است تا بتواند نقش مؤثرتری در مدیریت بحران ها، جلوگیری از تجاوزات و برقراری صلح پایدار ایفا کند.
""نتیجه گیری و ندای اقدام"" :
سازمان ملل متحد، در وضعیت کنونی، بیش از آنکه ناجی صلح و عدالت باشد، به صحنه ای برای رقابت قدرت ها و نمایش انفعال تبدیل شده است. تداوم این وضعیت، نه تنها به بهبود شرایط اسف بار فعلی کمکی نمی کند، بلکه باعث تشدید بحران می گردد، از ابن رو لازم است در گام اول و در اقدامی فوری و بنیادین ، زمینه های جابجایی مقر اصلی سازمان ملل متحد از کشور آمریکا، به دیگر کشورها، فراهم آید ، همچنین ، بسترهای قانونی در خصوص اصلاح ساختار سیاسی و حقوقی این سازمان نیز ایجاد گردد
*مدیرعامل بنیادصلح مهر
ارسال نظر