موسویان : عاقلانه‌تر آن است که ترامپ، اکنون برای آتش‌بس فوری تلاش کند

به گزارش رکنا ، سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین و مذاکره کننده اسبق ایران در نشریه میدل‌ایست آی نوشت: دور جدید حملات نظامی هماهنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تشدیدی چشمگیر در رویارویی‌ است که از پیش نیز بی‌ثبات و پرتنش بود. این حملات که پس از ماه‌ها تنش و در ادامه موج قبلی حملات در سال ۲۰۲۵ انجام شد، منطقه را به یکی از خطرناک‌ترین مقاطع خود در چند دهه اخیر کشانده است.

در زمانی که گزارش‌ها از نشانه‌هایی از پیشرفت در کانال‌های دیپلماتیک حکایت داشت، توسل دوباره به زور پرسش‌های فوری درباره مشروعیت، قانونی بودن و پیامدهای بلندمدت آن برای امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کرده است.

اجماع گسترده‌ای در سطح جهانی وجود دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد و حقوق بین‌الملل است. بند ۴ماده ۲ منشور سازمان ملل، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور را، جز در موارد دفاع مشروع یا با مجوز شورای امنیت، ممنوع می‌داند. هیچ‌گونه مجوزی صادر نشده است و حقوقدانان بین‌المللی همواره تأکید کرده‌اند که جنگ‌های پیشگیرانه یا با هدف تغییر حکومت خارج از چارچوب منشور قرار می‌گیرند.

ایالات متحده پیش‌تر نیز تعهدات حقوقی بین‌المللی خود در قبال ایران را نقض کرده بود. در سال ۲۰۱۸، آمریکا از توافق هسته‌ای ایران خارج شد، با وجود آنکه این توافق به تأیید شورای امنیت سازمان ملل رسیده بود. این خروج با انتقاد گسترده دولت‌های اروپایی و دیگر امضاکنندگان، از جمله روسیه و چین، مواجه شد. اکنون نیز از طریق حملات مستقیم نظامی علیه ایران، واشنگتن متهم به نقض اصول بنیادین منشور سازمان ملل شده است؛ به‌ویژه اصول مربوط به حاکمیت، منع توسل به زور و عدم مداخله در امور داخلی کشورها.

آگاهی سیاسی

تاریخ، سنگینی خود را بر رویدادهای کنونی تحمیل می‌کند. در سال ۱۹۵۳، آمریکا با همکاری بریتانیا کودتایی را سازماندهی کرد که به سرنگونی نخست‌وزیر منتخب ایران، محمد مصدق، انجامید. پیامدهای آن مداخله برای دهه‌ها بر آگاهی سیاسی ایرانیان سایه افکند و مستقیماً بر روابط دوجانبه تأثیر گذاشت. انقلاب ۱۹۷۹ و اشغال سفارت آمریکا در تهران و بحران گروگان‌گیری پس از آن، بدون در نظر گرفتن آن زمینه تاریخی قابل فهم نیست.

بیش از هفت دهه بعد، سایه ۱۹۵۳ همچنان بر روابط ایران و آمریکا سنگینی می‌کند. اما این بار به نظر می‌رسد سطح خطر حتی بالاتر است. آمریکا رسماً خواستار تغییر حکومت شده است. در جریان این عملیات، رهبر ایران و چندین فرمانده ارشد نظامی ترور شدند. هدف قرار دادن یک رئیس کشور مستقر، تشدیدی عمیق به شمار می‌رود. این اقدام فراتر از بازدارندگی یا اهداف محدود نظامی است و وارد حوزه سیاست آشکار تغییر حکومت می‌شود. بنابراین منطقی است که فرض کنیم پیامدهای منفی این اقدام می‌تواند گسترده‌تر و عمیق‌تر از پیامدهای کودتای ۱۹۵۳ باشد.

هر دو حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و حمله‌ای که فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، در مقاطعی رخ داد که بنا بر اعلام وزیر خارجه عمان، مذاکرات به پیشرفت‌های چشمگیری دست یافته بود. عمان نقش میانجی کلیدی را ایفا می‌کرد و مذاکرات غیرمستقیم را تسهیل می‌کرد. زنجیره رویدادها نشان می‌دهد که اقدام نظامی هم‌زمان با اوج‌گیری دیپلماسی صورت گرفته است. از این منظر، دیپلماسی عملاً کنار گذاشته شده است؛ شاید برای مدتی نامعلوم. بسیاری بر این باورند که آمریکا مذاکرات را نه به‌عنوان دیپلماسی واقعی، بلکه به‌عنوان پوششی برای آماده‌سازی جنگ دنبال می‌کرد. وقتی در اوج مذاکرات بمب‌ها فرود می‌آیند، اعتماد فرو می‌ریزد.

پیامدهای ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای بسیار فراتر از (به شهادت رساندن) یک رهبر سیاسی ایرانی است. او به‌عنوان یکی از مراجع برجسته در جهان شیعه، جایگاهی هم سیاسی و هم دینی داشت. برخی روحانیان شیعه پیشاپیش خواستار انتقام شده‌اند؛ از جمله آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در قم که اعلام کرده انتقام خون رهبر ایران «وظیفه شرعی همه مسلمانان جهان برای ریشه‌کن کردن شر این جنایتکاران از جهان» است. حملاتی علیه مأموریت‌های دیپلماتیک آمریکا در پاکستان و عراق رخ داده که تلفات به‌جا گذاشته است. اکنون واشنگتن ممکن است با چشم‌انداز خصومت ایدئولوژیک بلندمدت در میان بخش‌هایی از جمعیت شیعه جهان روبه‌رو شود؛ پویایی‌ که صرفاً از طریق ابزار نظامی قابل مدیریت نیست.

هزینه‌های عظیم راهبردی

فروپاشی یک دولت در نتیجه حمله نظامی، نتیجه‌ای ساده یا قابل کنترل به بار نمی‌آورد. حتی اگر واشنگتن و تل‌آویو در ایجاد تحول سیاسی در تهران موفق شوند، هزینه‌های راهبردی آن می‌تواند عظیم باشد.

برای نخستین بار از زمان جنگ جهانی دوم، پایگاه‌های اصلی نظامی آمریکا در سراسر منطقه هدف حملات مستمر قرار گرفته‌اند. تأثیر این وضعیت بر اعتبار و پرستیژ آمریکا ممکن است حتی از آسیب نمادین بحران گروگان‌گیری ۱۹۷۹–۱۹۸۱ در تهران نیز فراتر رود.

هم‌زمان، اسرائیل و ایران وارد مرحله‌ای شده‌اند که تنها می‌توان آن را مرحله‌ای وجودی از درگیری توصیف کرد. ایران خسارات نظامی و انسانی سنگینی متحمل شده و اسرائیل نیز شدیدترین حملات به خاک خود از زمان تأسیسش در سال ۱۹۴۸ را تجربه کرده است. حملات سنگین موشکی ایران، با وجود سامانه‌های پیشرفته دفاعی اسرائیل، آسیب‌پذیری‌هایی را در معماری امنیتی آن آشکار کرده است. تصور مصونیت کامل — که در قلب بازدارندگی قرار دارد — متزلزل شده است.

با این حال، تنها ساعاتی پس از ترور رهبر (شهید) ایران، شورای رهبری سه‌نفره‌ای برای هدایت روند انتقال تشکیل شد؛ نشانه‌ای از آنکه انتظار فروپاشی فوری ساختار حکومت ممکن است نادرست بوده باشد.

رویکرد آمریکا و اسرائیل از چند جهت نگران‌کننده است:

• نخست آنکه با ترور رهبر ایران، از یک خط قرمز در ساختار حکمرانی ایران عبور کردند.

• دوم آنکه با اعلام رسمی هدف فروپاشی حکومت، آمریکا این منازعه را در چارچوبی وجودی تعریف کرد. از این‌رو، پاسخ ایران در داخل کشور به‌عنوان دفاع از بقای ملی تلقی می‌شود.

• سوم آنکه همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، درگیری ابعاد منطقه‌ای یافته است. ایران حملات موشکی علیه تأسیسات آمریکا در کشورهای همسایه انجام داده و دامنه رویارویی را گسترش داده است. روند تحولات عمیقاً نگران‌کننده است: تشدید تنش، تشدید متقابل می‌آفریند و هر طرف اقدامات خود را دفاعی توجیه می‌کند.

خطر محاسبه اشتباه با هر تبادل حمله افزایش می‌یابد. بازارهای انرژی بی‌ثبات می‌شوند. بازیگران منطقه‌ای درگیر می‌شوند. فضای دیپلماتیک کوچک‌تر می‌شود.

عاقلانه‌تر آن است که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، اکنون برای آتش‌بس فوری تلاش کند تا از فاجعه‌ای بیشتر جلوگیری شود. هرچه این درگیری طولانی‌تر شود، مهار آن دشوارتر خواهد شد.

نیروی نظامی می‌تواند زیرساخت‌ها را نابود کند و افراد را از میان بردارد اما نمی‌تواند هویت ملی، باور دینی یا حافظه تاریخی را خاموش سازد. درس‌های ۱۹۵۳ همچنان طنین‌انداز است. اگر تاریخ درسی داشته باشد، آن است که مداخلاتی که با هدف ایجاد ثبات انجام می‌شوند، اغلب دهه‌ها پیامد ناخواسته به بار می‌آورند.

اکنون انتخابی روشن پیش روست: ادامه مسیر رویارویی بی‌پایان یا توقف تشدید تنش و بازگشت به دیپلماسی پیش از آنکه خسارات جبران‌ناپذیر شود.

 

 

اخبار تاپ حوادث