هاشمی طبا به نماینده مجلس: نه از جنگ می دانی، نه از تاریخ!
رکنا سیاسی: هاشمی طبا با انتقاد از اظهارات یکی از نمایندگان مجلس درباره درخواست مردم برای حمله به آمریکا و اسرائیل، او را به ناآگاهی از جنگ و تاریخ متهم کرد.
سیدمصطفی هاشمی طبا در شرق نوشت: مردم چگونه باید با حاکمیت سخن بگویند؟ در شیوه های حکمرانی پارلمانی با وجود حاکمیت اکثریت، فرض بر آن است که اکثریت که حکمرانی را به دست دارد، مطابق نظر و سخن مردم عمل می کند و اقلیت نیز از طرف نمایندگانش در پارلمان سخن خود را به گوش حکمرانی می رسانند و البته این جدا از رسانه هاست؛ زیرا رسانه ها نیز به هر حال می توانند سخنان مردم یا بخشی از مردم یا احدی از آنان را مطرح کنند. اینکه آیا این امر به درستی اجرا می شود یا خیر، حرف جداگانه ای است، اما به هر حال راهکاری است برای توجیه امکان بیان نظرات مردم و البته چه بسا آنچه مردم یا بخشی از آنان می خواهند، در لابه لای تصمیم گیری های حکمرانی مغفول بماند.
البته سخن مردم در کشورهایی که می گویند پرولتاریا حکومت می کند یا آنجا که حاکم وقت از قدرت پایین نمی آید، کلا مطرح نیست و مصلحت و نیاز مردم از طرف حاکمیت تشخیص داده می شود. به هر حال هر یک از اینان خوب یا بد روش خود را دارند، اما کار آنجا نامطلوب جلوه می کند که هر فرد مسئول یا غیرمسئول بیاید و بگوید من از زبان مردم سخن می گویم.
به خاطر دارم گوینده ای پس از مراسم سیزدهم آبان در خیابان طالقانی گفت مردم همین هایی هستند که به خیابان طالقانی آمده اند. حتی اگر گوینده مقصودش وفاداران به نظام جمهوری اسلامی و مخالف با آمریکا بود، تکلیف آن بخش از اینان که به دلایل مختلف مثل بیماری و دوری راه و وظایف خانه داری و اشتغال برای سد جوع به خیابان طالقانی نیامدند، چه می شود؟
کلمه مردم همیشه دستاویزی بوده برای مردم فریبی و به کرسی نشاندن نظرات یک گروه با سوء استفاده از این کلمه.
به تازگی یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با رأی بسیار قلیلی صاحب کرسی در مجلس شده، گفته است که مردم تقاضا دارند هرچه زودتر جمهوری اسلامی ایران به آمریکا و اسرائیل حمله کند. ایشان که نه تاکنون در صف مبارزات بوده و نه جنگ را تجربه کرده و احتمالا حتی درد یک نوک تیزی را در بدن احساس نکرده، خود را زبان مردم می داند و در پی منویات فرقه ای است که اینک را آخرالزمان می خوانند و چنین سخنانی را به نام مردم به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی بر زبان می آورد.
هدف از این سخن هرچه باشد، محتوای آن نادرست و نامطلوب است؛ چه از لحاظ شکلی و چه از لحاظ محتوا. قانون اساسی می گوید در مسائل مهم می توان به رفراندوم روی آورد. چگونه بدون اجرای رفراندوم ایشان از نیت مردم آگاه است و به خود حق می دهد سرنوشت کشور را در گرو نظرات فرقه ای خود قرار دهد. اما از نظر محتوایی حتما ایشان فکر می کند که براساس آنچه در فوتبال رایج بوده و می گویند بهترین دفاع حمله است، با حمله پیش دستانه لزوما پیروزی حاصل می شود، درحالی که در همان فوتبال چه بسیار تیم هایی که سراپا حمله اند اما با یک ضدحمله شکست خورده اند.
از سویی معلوم می شود ایشان شاید یک صفحه تاریخ نخوانده است. اگر کمی تاریخ خوانده بود، می توانست بداند که ناپلئون با ۸۰۰ هزار سرباز فدایی به روسیه حمله کرد و تنها با ۲۰ نفر و با لباس مبدل به کاخ الیزه بازگشت یا هیتلر پس از امضای قرارداد صلح با استالین در سال ۱۹۳۹ به روسیه حمله کرد ولی با تلفات یک میلیون نفره در خاک روسیه شکست خورد و ژاپن در بندر پرل هاربر چهار هزار ملوان آمریکایی را با کشتی های شان به زیر آب های اقیانوس فرستاد، اما در پس آن امپراتور ژاپن سند تسلیم ژاپن را در یک کشتی به ژنرال آمریکایی تسلیم کرد. اگر هم تاریخ نخوانده ولی در ایران بوده باشد، دیده است که حمله اسرائیل در جنگ ۱۲روزه به ایران با پاسخ مقتدرانه نیروی هوافضای جمهوری اسلامی روبه رو شد و در رویارویی با ویرانی چاره ای جز تقاضای پایان جنگ نیافت.
معلوم نیست این فرد یا افرادی شبیه به او، چگونه به خود حق می دهند با زبان مردم سخن بگویند و با وجود فرمانده کل قوا، شورای ملی امنیت ملی و شورای دفاع، اختیار همه را از آنِ خود کنند و معلوم نیست ریاست محترم مجلس با نماینده ای که مردم را وجه المصالحه نظرات فرقه ای خویش می کند، چگونه مماشات می کند. البته چنین سخنانی در راستای آخرالزمانی خواندن «اینک» که فرقه ای آن را دنبال می کنند، بعید نیست، هرچند از آموزه های تشیع بسیار دور است.
مگر نمی دانند که توقیت یعنی تعیین کردن وقت برای ظهور حضرت حجت (عج) ممنوع است و چگونه عبارت «عجل الله تعالی» را که تقاضا از خداوند است، با قراردادن خود در جایگاه خداوند تعبیر می کنند. تفسیر به رأی های این چنینی، خود باعث انحرافات از اصل دین می شود و مگر نمی بینند که با همین انحرافات «ظهور مهدی» در تاریخ اسلام چند بار اتفاق افتاده و استکبار جهانی چه بهره هایی از آن برده است.
اگر کارها با تعقل و تدبیر و حسب آموزه های قرآنی و سنت ائمه طاهرین انجام می شد، نه گزافه گویی، نه با توهمات ایجاد می شد و نه آنکه استعمارگران و نفوذی ها با تمسک به ابزار دین جایگاه خود را تثبیت می کردند. هوشیاری در وحدت و پرهیز از گفتار و رفتار سلیقه ای می تواند در هر شرایطی ایران را حفظ کند.
ارسال نظر