یورش ترامپ به ونزوئلا آشوب ایجاد کرده است / این برای چین یک ریسک جدی محسوب میشود
رکنا سیاسی: تنها چند ساعت کافی بود تا دونالد ترامپ رابطهای را که چین طی دههها برای آن سرمایهگذاری کرده بود، بر هم بزند. تنها ساعاتی پیش از آنکه در عملیاتی شبانه بازداشت شود، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، در دیداری با دیپلماتهای ارشد پکن، همتای چینی خود شی جینپینگ را «برادر بزرگتر» خوانده و از او بهعنوان رهبری با «پیامی قدرتمند برای جهان» تمجید کرده بود.
به گزارش گروه ترجمه رکنا، به نقل از بی بی سی، چین سرمایهگذاریهای سنگینی در ونزوئلای نفتخیز انجام داده است؛ کشوری که یکی از نزدیکترین شرکای پکن در آمریکای جنوبی بهشمار میرود. رسانههای دولتی چین نیز تصاویر این دیدار را با آبوتاب منتشر کردند: مردانی با کتوشلوار، در حال مرور حدود ۶۰۰ توافقنامه جاری میان دو کشور. اما تصویر بعدی از مادورو، کاملاً متفاوت بود؛ او بر عرشه یک ناو جنگی آمریکایی، با چشمبند و دستبند، و با لباس خاکستری دیده میشد.
چین، همراه با بسیاری از کشورهای جهان، اقدام شوکهکننده واشنگتن علیه یک کشور مستقل را محکوم کرد. پکن، آمریکا را متهم کرد که مانند «قاضی جهان» رفتار میکند و تأکید داشت که «حاکمیت و امنیت همه کشورها باید طبق حقوق بینالملل بهطور کامل محترم شمرده شود».
با وجود این مواضع تند، پکن اکنون ناچار است محاسبات دقیقی انجام دهد؛ نهتنها برای حفظ جای پای خود در آمریکای جنوبی، بلکه برای مدیریت رابطهای که از پیش نیز با ترامپ پیچیده و دشوار بوده و همچنین برای ترسیم گامهای بعدی در رقابت قدرتهای بزرگ میان آمریکا و چین که اکنون وارد مرحلهای کاملاً غیرمنتظره شده است.
برخی این وضعیت را فرصتی برای حاکمان اقتدارگرای حزب کمونیست چین میدانند. اما در عین حال، این شرایط با ریسک، عدم قطعیت و سرخوردگی همراه است؛ چراکه پکن تلاش میکند بفهمد پس از آنکه ترامپ عملاً قواعد نظم بینالمللی را که چین دههها کوشیده بر اساس آن بازی کند، کنار زد، چه باید بکند.
پکن که به بازی بلندمدت شهرت دارد، علاقهای به آشوب ندارد. اما بهنظر میرسد در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، بارها با همین آشوب روبهرو شده است. چین از پیش برای جنگ تجاری رفتوبرگشتی آماده شده و آن را پشت سر گذاشته بود. شی جینپینگ بر این باور است که به آمریکا و جهان نشان داده تا چه اندازه به تولیدات صنعتی و فناوری چین وابسته هستند.
اما اکنون پکن با چالشی جدید مواجه است.
اقدام ترامپ برای تصاحب نفت ونزوئلا، بهاحتمال زیاد عمیقترین تردیدهای چین درباره نیات آمریکا را تقویت کرده است: آمریکا تا چه اندازه حاضر است برای مهار نفوذ چین پیش برود؟
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز یکشنبه در گفتوگو با شبکه انبیسی اعلام کرد: «این نیمکره غربی است. این جایی است که ما در آن زندگی میکنیم و اجازه نخواهیم داد نیمکره غربی به پایگاه عملیات دشمنان، رقبا و مخالفان ایالات متحده تبدیل شود.»
پیام نهچندان پنهان این سخنان خطاب به پکن بود: از حیاط خلوت ما خارج شوید.
بعید است پکن به این پیام تن دهد، اما منتظر خواهد ماند تا ببیند گام بعدی چیست.
روز چهارشنبه، چین بهشدت گزارشی از آمریکا را محکوم کرد که مدعی شده بود واشنگتن به رئیسجمهور موقت ونزوئلا دستور خواهد داد روابط اقتصادی خود با چین و روسیه را قطع کند.
مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین، به خبرنگاران گفت: «این یک اقدام典型 زورگویانه، نقض جدی حقوق بینالملل، تعرض شدید به حاکمیت ونزوئلا و آسیبی بزرگ به حقوق مردم این کشور است.»
برخی این پرسش را مطرح میکنند که آیا چین در حال رصد این تحولات است تا ببیند آیا میتواند اقدامی مشابه را در قبال تایوان انجام دهد یا نه؛ جزیرهای خودگردان که پکن آن را استانی جداافتاده میداند.
شی جینپینگ بارها وعده داده است که تایوان روزی با سرزمین اصلی «بازپیوسته» خواهد شد و استفاده از زور را نیز برای تحقق این هدف رد نکرده است. برخی ملیگرایان در شبکههای اجتماعی چین میپرسند: اگر آمریکا میتواند یکجانبه در کاراکاس اقدام کند، چه چیزی مانع از آن میشود که پکن رئیسجمهور تایوان را تصرف کند؟
از یک سو، پکن ممکن است چنین قیاسی را نپذیرد، زیرا تایوان را موضوعی داخلی میداند نه مسئلهای مرتبط با نظم بینالملل. اما مهمتر از آن، بهگفته دیوید سَکس از شورای روابط خارجی آمریکا، اگر شی جینپینگ تصمیم به حمله بگیرد، این تصمیم بهدلیل الگوبرداری از آمریکا نخواهد بود، بلکه به این دلیل است که چین «اطمینان ندارد بتواند با هزینهای قابلقبول به موفقیت برسد».
او مینویسد: «تا زمانی که چنین روزی فرا نرسد، چین به راهبرد فشار و فرسایش ادامه خواهد داد تا مردم تایوان را وادار به نشستن پای میز مذاکره کند. حملات آمریکا به ونزوئلا این معادله را تغییر نمیدهد.»
در واقع، این اقدامات چالشی است که چین نه به آن نیاز داشت و نه خواهان آن بود — و این تحولات، برنامه بلندمدت پکن برای جلب حمایت کشورهای جنوب جهانی را به خطر میاندازد.
رابطه میان پکن و کاراکاس نسبتاً ساده بود: چین به نفت نیاز داشت و ونزوئلا به پول نقد. از حدود سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳، پکن بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای تأمین مالی راهآهنها، نیروگاهها و پروژههای زیرساختی دیگر در ونزوئلا اختصاص داد. در مقابل، کاراکاس نفت مورد نیاز اقتصاد در حال رشد چین را تأمین میکرد.
سال گذشته حدود ۸۰ درصد نفت ونزوئلا به چین ارسال شد، هرچند این رقم تنها ۴ درصد از کل واردات نفت چین را تشکیل میدهد. به گفته اریک اولاندر، سردبیر پروژه «چین–جنوب جهانی»، در ارزیابی ریسکهای مالی چین در ونزوئلا «باید تا حدی واقعبین بود».
او میگوید: «شرکتهایی مانند سیانپیسی و سینوپک از بزرگترین بازیگران در این کشور هستند و این خطر وجود دارد که داراییهای آنها یا تحت هدایت آمریکا ملیسازی شود یا در میان این آشوبها به حاشیه رانده شود.»
همچنین حدود ۱۰ میلیارد دلار وام معوق وجود دارد که ونزوئلا به وامدهندگان چینی بدهکار است، اما اولاندر تأکید میکند که هنوز مشخص نیست آیا سرمایهگذاریهای فعلی چین در معرض خطر مستقیم قرار دارند یا نه.
با این حال، این وضعیت میتواند سرمایهگذاران آینده را دلسرد کند. چویی شوژون، از مدرسه روابط بینالملل دانشگاه رنمین، در رسانههای دولتی چین گفت: «شرکتهای چینی باید پیش از سرمایهگذاری، بهطور کامل ریسکها و میزان مداخله احتمالی آمریکا را ارزیابی کنند.»
پکن نمیخواهد آتشبس شکننده تجاری تازه امضاشده با آمریکا را به خطر بیندازد، اما در عین حال نمیخواهد جای پای خود را در آمریکای لاتین از دست بدهد. برقراری این توازن، بهویژه با فردی بهغیرقابلپیشبینی ترامپ، کار سادهای نخواهد بود.
نگرانی چین این است که سایر کشورهای آمریکای جنوبی، از بیم جلب توجه ناخواسته آمریکا، نسبت به سرمایهگذاریهای بزرگ چینی دچار تردید شوند. اولاندر میگوید: «این منطقه منبع حیاتی غذا، انرژی و منابع طبیعی برای چین است و حجم تجارت دوطرفه اکنون از نیم تریلیون دلار فراتر رفته است.»
آمریکا همچنین بهصراحت اعلام کرده است که خواهان لغو تمامی مالکیتها و سرمایهگذاریهای بندری چین مرتبط با کانال پاناما از سوی دولت این کشور است؛ موضوعی که به گفته اولاندر «بیتردید برای چین نگرانکننده است».
در نتیجه، پکن ممکن است ناچار شود نبرد را در حیاط خلوت واشنگتن به شیوههای دیگری پیش ببرد.
چین طی سالها با صبر و پایداری کوشیده است آمریکای جنوبی را بهسوی خود جلب کند. کشورهای موسوم به جنوب جهانی به ایده «جامعهای با آینده مشترک» پیوستهاند و خواستار مقابله با «زورگویی یکجانبه» هستند.
این پیام برای دولتهایی که نسبت به غرب و بهویژه واشنگتنِ دوران ترامپ بدبین شدهاند، جذابیت دارد. چین معمولاً از ابتدا خواستههای خود را شفاف بیان میکند: شرکای آن باید اصل «چین واحد» را به رسمیت بشناسند و تایوان را «بخشی جداییناپذیر» از چین بدانند.
پکن طی دو دهه گذشته موفق شده است چندین کشور آمریکای لاتین از جمله کاستاریکا، پاناما، جمهوری دومینیکن، السالوادور، نیکاراگوئه و هندوراس را متقاعد کند که بهجای تایوان، روابط دیپلماتیک خود را با اقتصاد ۱۹ تریلیون دلاری چین برقرار کنند.
در مقابل، ترامپ نشان داده است که رابطه با واشنگتن میتواند بهشدت ناپایدار باشد. و این میتواند به نفع چین تمام شود، زیرا پکن تلاش دارد شی جینپینگ را بیش از هر زمان دیگری بهعنوان رهبری باثبات معرفی کند.
اولاندر میگوید: «این مسئله مهم است، زیرا وضعیت در ونزوئلا بهراحتی میتواند به آشوب کامل منجر شود. همچنین نباید درس عراق را فراموش کرد؛ جایی که آمریکا گفت درآمد نفت هزینه بازسازی اقتصاد را تأمین خواهد کرد، اما چنین نشد و اکنون چین بزرگترین خریدار نفت عراق است. سناریویی مشابه میتواند بهسادگی در ونزوئلا نیز تکرار شود.»
سالها بود که تندروهای ضدچین در کنگره آمریکا خواستار مقابله با نفوذ پکن در سراسر آمریکای جنوبی بودند. آمریکا اکنون دست به اقدام زده است، اما آنچه مشخص نیست این است که گام بعدی چه خواهد بود.
ارسال نظر